رابطه تئوری ذهن و هوش هیجانی، هیجان و تنظیم هیجان

دانلود پایان نامه

همان طور که بیان شد هوش هیجانی همانند تئوری ذهن وابسته به شناخت اجتماعی است درواقع هر دو به عنوان توانایی برای برقرای ارتباطات اجتماعی مثبت با دیگران و همسالان لازم و ضروری هستند. این دو توانایی همانند سایرتواناییها از همان دوره رشد کودک و نوجوان همراه بوده و با ورود کودک به اجتماع و داشتن ارتباطات و تعاملات اجتماعی این تواناییها روبه تکامل و پیشرفت میگذارنند. لذا ضروری است ابعاد و جوانبی که موجب پیشرفت کودکان و نوجوانان در جامعه گردیده و به تعاملات اجتماعی آنان کمک میکند مورد مطالعه و شناسایی قرار گیرد.
بیان مسأله
انسانها گروهی زندگی میکنند و با هم تعامل دارند. ویژگی اصلی رفتار اجتماعی انسان که باعث تمایز او از سایر حیوانات میگردد، تعامل و ارتباط او با دیگر انسانها است. ظاهراَ این ویژگی نیازمند آن است که فرد بداند دیگران چگونه فکر میکنند و دارای چه احساسی هستند (پریماک و وودورف ، 1978). به بیان دیگر برای مخلوقات اجتماعی، قدرت تشخیص انگیزهها، اهداف، امیال، اعتقادات و احساسات دیگران یک مهارت لازم زندگی است، یعنی فهم دیگران به منظور هماهنگی بیشتر با آنها. این درجه از مهارت، معرفت و آگاهی به نوبه خود به افراد اجازه و امکان میدهد که رفتار دیگران را پیش بینی کنند (بارتز وهولاندر ، 2007). این تعاملها منوط به شناخت اجتماعی است.
شناخت اجتماعی به فهم افراد از روابط اجتماعی و نقش خود و دیگران در بافت اجتماع اشاره دارد (وارن ، 1994). شناخت اجتماعی با فهم بازنماییها و فرایندهای ذهنی که در امر قضاوت و رفتار اجتماعی انسان نقش دارد؛ مرتبط است (اسمیت و سمین ، 2007). این شناخت شامل ادراک احساسات و هیجانات از نحوه سخن گفتن و کلماتی است که دیگران استفاده میکنند و از صورت و نحوه ایستادن و حرکات بدن آنها حاصل میشود. مهارتهای شناختی اجتماعی پیچیدهتر شامل توانایی برای توجیه و تحلیل کردن حالات روحی، همدلی، لطایف و فکاهیات است (یوکرمان و همکاران، 2010).
در دهههای اخیر شناخت اجتماعی در یافتههای متعدد در زمینههای گوناگون مانند شناخت«خود» و «دیگران»، هیجانات و عواطف، مفاهیم رفاقت و دوستی، نفوذ و قدرت، تعهد، اخلاق، قراردادهای اجتماعی و مانند اینها بر بسیاری از وجوه دنیای اجتماعی از دید کودک سایه افکندهاند (لزلی، فریدمن و جرمن ،2004).
در این میان پژوهشگران و روانشناسان به بررسی سازههای شناخت اجتماعی نظیر ادراک شخص، مهارتهای پذیرش نقش و تئوری ذهن پرداختهاند. باید دانست که تحول شناخت اجتماعی و یا درک بهتر از روانشناسی انسانها با تحولاتی که در محتوی و سطح سازمان یافتگی تئوری ذهن در کودکان رخ میدهد، مشخص میگردد. به عبارت دیگر، شناخت اجتماعی و روابط اجتماعی موفق مستلزم داشتن مکانیسمی خاص جهت درک حالات درونی دیگران و پردازش حالات ذهنی آنها است که تئوری ذهن با دارا بودن این توانایی اختصاصی در تحول شناخت اجتماعی نقش حیاتی دارد (رازا و بلیر ، 2009).
توانایی درک این موضوع که دیگران واجد حالتهای ذهنیای هستند که میتواند با حالتهای ذهنی خود فرد یا واقعیت متفاوت باشد و اینکه اعمال انسان به وسیلۀ حالتهای ذهنی درونی مانند باورها، امیال و مقاصد برانگیخته میشود، تئوری ذهن نامیده میشود (لاکنر، بومن و صباق ، 2010). به بیان دیگر این اصطلاح به عنوان توانایی منحصر به فرد انسان برای توضیح و پیش بینی رفتار خود و دیگران با استناد به حالتهای ذهنی تعریف شده است (غفاری، بنی جمالی و احقر، 1389).
توانایی تئوری ذهن که ذهنی سازی نامیده شده است، به صورت بازنمایی پیوسته وضعیت ذهنی خود و دیگران مطرح میشود. این توانایی به افراد این امکان را میدهد که در اجتماع و در تعامل با دیگران اندیشهها، باورها، گرایشها و هدفهای آنها را در ذهن بازنمایی کند و واکنش مناسب نشان دهد (مشهدی، هاشمی جوزدانی، و برزآبادی، 1390). این توانایی به افراد کمک میکند تا با در نظر گرفتن احساسات، عقاید ونیتهای دیگران، توصیف و تبیین صحیحی از رفتارشان داشته باشند (قمرانی، البرزی وخیر، 1385).
اکتساب تئوری ذهن بر بازشناسی مقولههای مختلف ذهن، از جمله رؤیاها، تخیل، باورها و نیز داشتن یک چهارچوب علی- تبیینی برای به حساب آوردن اعمال افراد دیگر دلالت دارد (بورکلند ، 2000). تئوری ذهن از دوران نوزادی در کودک نقش بسته و همراه با دوران رشد در کودک تحول مییابد (خانجانی و هداوند خانی، 1388). تواناییهای تئوری ذهن از سنین پیش از دبستان در کودک دیده میشود و برای وجود این تواناییهای انتزاعی توجیهات مختلفی وجود دارد. به عقیده بعضی، انسانها دانشمندان کوچک هستند که عقاید و احساسات را از طریق آزمون و مشاهده کشف میکنند (لزلی، فریدمن و جرمن ،2004)
کودکان با تغییرهای تحولی مهمی در زمینه شناخت ذهنیات دیگران مواجهاند. تئوری ذهن به شناخت حالات ذهنی افراد و دیگران، درک و پیش بینی بهتر و بیشتر رفتارهای افراد کمک میکند. بدینگونه که افراد مختلف از لحاظ توانایی تئوری ذهنی بر روی یک پیوستار به درجههای مختلف قرار دارند. در یک انتهای پیوستار، تئوری ذهن پیشرفته و در انتهای دیگر آن با نقص در تئوری ذهن قرار دارد. در واقع عوامل مختلفی در تحول تئوری ذهن دخالت دارند. گاه شرایط آسیبزا موجب نقص در این توانایی فراشناختی پیشرفته میشود و این درحالی است که دیگر تواناییهای شناختی فرد سالم است. به هرحال همواره از دیدگاه تحولی، چگونه ساخته شدن و یا اکتساب این توانایی است و اینکه کودکان در طی چه مراحلی از تحول میتوانند دیگری را با افکار، احساسات و دیدگاه خاص او در نظر گرفته و به او توجه کنند (خانجانی و هداوند خانی، 1388).
در این تغییر و تحول تواناییهای ذهنی عوامل و متغیرهای مختلفی برآن تأثیر میگذارد. یکی از عوامل مورد تأثیر هوش هیجانی است. هوش هیجانی مانند هوش تعریف خاصی ندارد و در تعریف آن از ابعاد و کارکردهای آن استفاده میشود. از نظر مایر و سالوی(1993)، هوش هیجانی شامل توانایی دریافت دقیق، ارزیابی و بیان هیجانات، توانایی دستیابی به احساساتی که فکر را تسهیل کند و توانایی شناسایی هیجان و تنظیم هیجانات به منظور رشد عقلانی است (نقل از اکرامی، 1380). هوش هیجانی به عنوان نوعی هوش تبیین شده است که شامل درک دقیق هیجانات خود شخص و تعبیر دقیق حالات هیجانی دیگران است (مارانی، 1382).
هوش هیجانی نوع دیگر با هوش بودن است که شامل درک احساسات خود برای تصمیمگیری مناسب در زندگی و توانایی کنترل حالتهای اضطرابآور و کنترل واکنشها ست. به طور کلی، هوش هیجانی یک مهارت اجتماعی است و شامل همکاری با سایر مردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد است. در هوش هیجانی، هوش و هیجان (شناخت و احساس) به صورتی یگانه و منحصر به فرد با یکدیگر ترکیب میشوند. مهارتهای هوش هیجانی به فرد اجازه میدهد تحت شرایط سخت، بهتر فکر کند و از هدر رفتن زمان به واسطه احساساتی همچون خشم، اضطراب و ترس جلوگیری نماید (یارمحمدیان، 1387).
هوش هیجانی در سالهای اولیه زندگی شکل میگیرد و به صورتی محدودتر در تمام طول عمر ادامه مییابد. هوش هیجانی دارای مزایای اجتماعی، شناختی و زیست شناختی است. پژوهشها نشان دادهاند که افراد با هوش هیجانی بالا، سطوح پایینتری از هورمونهای استرس و دیگر نشانگرهای برانگیختگی هیجانی را دارا هستند. کودکان با کفایت هیجانی بهتر توانایی بیشتری برای تمرکز بر مشکل و استفاده از مهارت حل مسأله دارند که موجب افزایش تواناییهای شناختی آنان خواهد شد (نقل از سلطانیفر، 1386).
تواناییهای تئوری ذهن و هوش هیجانی در دوران تحصیل از قابلیتها و توانمندیهای بیشتری برخوردار اند. این تواناییها موفقیت فرد را در تحصیل و سایر مراحل زندگی به همراه دارد. دوره تحصیل به نوعی باعث رشد و شکوفایی این تواناییهای شناختی در بین کودکان میشود. با توجه به اهمیت هوش هیجانی و تئوری ذهن در رشد شناخت اجتماعی، لذا ضروری است جنبهها و ابعاد گوناگون رشد شناختی از جمله ارتباطات وتعاملات اجتماعی، هوش هیجانی، شناخت، و تئوری ذهن مورد مطالعه و بررسی بیشتر قرار گیرد. به همین منظور در این پژوهش سعی شده به این سؤال پاسخ داده شود که آیا بین تئوری ذهن و هوش هیجانی در بین دانشآموزان رابطه وجود دارد؟
اهمیّت و ضرورت پژوهش
شناخت اجتماعی یکی از موضوعات مهم در روابط بین فردی و درون فردی است که دارای جایگاه مهمی در روانشناسی تحولی نگر است. شناخت اجتماعی همه مهارتهای مورد نیاز کودک برای درک تمایلات، هیجانات و احساسات دیگر کودکان و بزرگسالان را در بر میگیرد ( سبولا و ویشات ، 2008). شناخت اجتماعی یک توانایی کلیدی است که انسانها برای موفقیت در تعاملات اجتماعی در زندگی روزمره نیازمند آن هستند (نیوئن، وگلی و زینک ، 2008). شناخت اجتماعی به این معنی است که افراد درباره افکار، احساسات، دیدگاهها، انگیزهها و رفتارهای خودشان و دیگران چگونه فکر میکنند (نسائیان، بهرامی، میرزمانی وصالحی، 1389).
شناخت اجتماعی سه سازه دارد که عبارتند از الف) ادراک شخص، ب) مهارتهای پذیرش، ج) تئوری ذهن (قمرانی، البرزی وخیر، 1385).
کاکوجویباری، شقاقی و برادران (1391)، در پژوهشی دریافتند، تئوری ذهن یکی از مهمترین مباحث شناخت اجتماعی است و کودکان با افزایش سن در سیر تحولی خود به سطوح متمایزی از تئوری ذهن دست مییابند. تئوری ذهن در عمل به کودک ابزار قدرتمندی میدهد تا با آن به اکتشاف، پیش بینی و تغییر رفتار دیگران دست بزند (حسن زاده، 1384). به وسیله تئوری ذهن میتوان حالات ذهنی (باورها، تمایلات، تخیلات، عواطف و…..) که علت اصلی اعمال هستند تفسیر کرد. تئوری ذهن پیش نیازی برای درک محیط اجتماعی و لازمه درگیری در رفتارهای اجتماعی رقابتآمیزاست(نسائیان، بهرامی، میرزمانی و صالحی، 1389). علاوه بر این تئوری ذهن برخودتنظیمی و مهارتهای حل مسئله، فرایندهای مهار اجرایی، خودپنداشت، تشخیص بازنمودن از واقعیت، کفایت اجتماعی و مهارتهای بین فردی، درک هیجانات، تفسیر و درک تصاویر مبهم، و رفتارهای جامعه پسند، همدلی و همدردی مؤثر است (قمرانی، البرزی وخیر، 1385).
یکی از ابعاد یا تواناییهای شناخته شده انسان، هوش هیجانی است. این توانایی که جنبههای شناختی کمتری نسبت به درک خود و دیگران، ارتباط با افراد، تطبیق و مقابله با موقعیتهای ناگهانی دارد. این عوامل توانایی افراد را در جهت موفقیت بیشتر در پرداختن به خود، دیگران و اقتضاهای محیطی افزایش میدهد (رنجدوست و عیوضی، 1392).
در واقع هوش هیجانی دربردارندۀ آن دسته از تواناییهایی است که آدمی با آن محیط اجتماعی پیرامون خود را بنا میکند. از این رو هر یک از افراد با بهرهگیری از هوش هیجانی در زندگی روزمره و طی روابط عادی، رسمی و صمیمانۀ خود با دیگران، فضاهای زندگی متفاوتی را ایجاد کرده و نوع ترتیب اولویتها ورویدادهای زندگی خود را بر این اساس پایه ریزی میکنند (خلیلی آذر، 1386).
این مهارت اجتماعی علاوه بر برخورداری از تواناییهای شناختی از هیجانها و احساسات برخوردار اند. از آنجایی که مؤلفههای اساسی هوش هیجانی عبارت است از توانایی فهم هیجانات دیگران و توانایی تنظیم و مهارخود و دیگران به شیوه سازگارانه، انتظار میرود افرادی که دارای هوش هیجانی بالاتری هستند سازگاری اجتماعی و مهارتهای اجتماعی بهتری را نشان بدهند. بنابراین، مهارتهای اجتماعی عبارت از تسهیل کنندههای زندگی اجتماعی که به افراد کمک میکند تا به گونهای سودمند و متقابل با دیگران تعامل داشته باشند (کوهسار، روشن و اصغر نژاد فرید، 1386). این موارد نشان میدهد، تئوری ذهن و هوش هیجانی دارای توانایی شناختی است که منجر به روابط اجتماعی مثبت با دیگران و همسالان میشود.
دوره کودکی و نوجوانی دوره مهمی برای تغییر و تحول رشد شناختی است. در این دوره تعاملات و ارتباطات اجتماعی، احساسات و هیجانات، و تئوری ذهن به بیان دیگر شناخت اجتماعی آنان در حال شکل گیری هستند. از مهمترین نهادهایی که به آموزش و پرورش هوش هیجانی و تئوری ذهن کمک میکند خانواده و مدرسه مهمترین نقش را ایفا میکنند که باعث رشد و شکوفایی این تواناییهای شناختی در بین کودکان میشود. با توجه به اهمیت هوش هیجانی و تئوری ذهن در رشد شناخت اجتماعی، لذا ضروری است جنبهها و ابعاد گوناگون رشد شناختی از جمله ارتباطات وتعاملات اجتماعی، هوش هیجانی، شناخت، و تئوری ذهن مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
اهداف پژوهش
هدف این پژوهش، مطالعه رابطه تئوری ذهن و هوش هیجانی در بین دانشآموزان است و بدست آوردن اطلاعاتی در زمینه تئوری ذهن و هوش هیجانی دانشآموزان است. به طور خلاصه اهداف این پژوهش را میتوان بدین شرح بیان داشت:
– تعیین میزان رابطه تئوری ذهن و هوش هیجانی دانشآموزان دبستانی؛