دانلود پایان نامه : رضا، رضایت

ج ـ قبول در وقف، هر چند براى جهات عامّه شرط نیست، لیکن وقف بدون قبض، مانند عقد جایز است و نسبت به مازاد بر ثلث، قبل از قبض، منوط به اجازه ورثه است. 10/2/74
(س 156) حدود صد سال قبل قطعه زمینى جهت دفن اموات مسلمین تعیین شد و بیش از پنجاه سال است که میّت در آن دفن نمى شود. طبق شیاع اهالى محل و فتواى بعضى از مراجع، قبرستان مورد نظر، وقف معاطاتى است. در قسمتى از قبرستان در سنوات گذشته مدرسه اى احداث گردیده، با توجه به اینکه قبرستان موقوفه، متروک گردیده است و آثار قبور از بین رفته است و با عنایت به نیاز اهالى به مسجد براى انجام فرایض الهى، آیا اهالى مى توانند در گورستان مذکور یک باب مسجد احداث نمایند یا خیر؟ اگر نمى توانند آیا با پرداخت قیمت گورستان، احداث مسجد درست است یا نه؟
ج ـ وقف معاطاتى مانند وقف با صیغه، درست و صحیح است، لیکن به طور کلى، اگر عین موقوفه اى از حیّز انتفاع در آنچه براى آن وقف شده افتاد ـ همانند مفروض در مورد سؤال و یا مثل آب انبارى که مورد استفاده قرار نمى گیرد ـ متولّى موقوفه مى تواند آن عین را اجاره دهد و اجرتش را در غرض واقف مصرف نماید، و اگر متعارفاً اجـرت آن ناچیز است یا افراد اجاره نمى کنند، مى تواند آن را بفروشد و در مورد غرض واقف مصرف نماید. 29/8/83
(س 157) 1. آیا وقف نامه هاى عادى نافذ است یا خیر؟
2. افرادى که پس از اجراى مفاد وقف نامه و تصرّف به وقف، ادعاى وراثت و یا اعتراض دارند، ادعا و اعتراض آنها چه حکمى دارد؟
ج ـ هر چیزى که وقف بودنش و به قبض وقف دادن آن با اطمینان و حجّت شرعیه ثابت گردد، اعمّ از اینکه داراى وقف نامه عادى باشد یا غیر آن، همه آثار وقف بر آن بار مى شود و خود واقف و دیگران نمى توانند آن را بفروشند و کسى هم از آن ارث نمى برد، مگر در موارد خاص که فروختن آن اشکالى ندارد و عادّى بودن وقف نامه و یا وقف کتبى، مضرّ به وقفیّت نمى باشد. 29/5/80
ششم. قبض
(س 158) شخصى که داراى زن و چهار فرزند، یک پسر و سه دختر بوده فوت کرده، شخص مزبور دارایى خود را که به نرخ روز دو میلیون تومان مى باشد هشتاد درصدش را وقف اولاد ذکور نموده که از درآمد آن فقط در بعد از ظهرهاى نیمه شعبان هر سال روضه خوانى نمایند که هزینه روضه خوانى پنج هزار تومان بیشتر نیست. وصیت نامه شخص فوت شده پس از گذشت هجده سال از طرف پسر به رؤیت مادر و خواهران رسیده که مورد اعتراض و اختلاف در بین آنان گردیده است. آیا شخص فوت شده با داشتن زن و فرزند مى توانسته بیش از هشتاد در صد اموال خود را وقف کند یا خیر؟ ضمناً فرزند ذکور شخص فوت شده بعد از گذشت چهار روز از مرگ پدر در محل حاضر گردیده و در زمان حیات پدر هم در محل نبوده که مطابق با وصیّت نامه، املاک پدر در اختیارش قرار گیرد یا به قبض او در آید و هیچ امضا و اثر انگشتى در ذیل وصیت نامه از او دال بر تحویل وقف نیست، حکم شرعى را مرقوم فرمایید؟
ج ـ چون در صحّت وقف، قبض موقوف علیهم یا متولّى آن شرط است، بنابراین، اگر در هنگام حیات واقف به قبض متولّى وقف یا متولّیان داده نشده باشد و تحویل آنها نگردیده و خود میّت هم در زمان خودش عمل ننموده، وقف من رأسه باطل است، و اما اگر وصیّت نموده که بعد وقف نمایند، وصیّت او نسبت به یک سوم از اموالش نافذ است و بقیّه، حقّ ورثه مى باشد. 27/2/78
(س 159) اهالى شهرکى جهت احداث مسجد از اداره اوقاف، زمینى درخواست نمودند. شهردارى نیز قطعه زمینى را براى احداث مسجد بنام مبارکه حضرت زهرا(علیها السلام)هدیه نموده، مشروط بر اینکه در مدت قرارداد، اهالى شهرک نسبت به شروع عملیات ساختمان مسجد اقدام نمایند. به همین منظور توسط امام جمعه موقت، کلنگ زده شد و با حضور مسئولین شهر و اهالى شهرک افتتاح انجام گردید و پى کنى و خاک بردارى صورت گرفته است و به علت فصل زمستان و عدم فصل کارى به همان صورت باقى مانده است. آیا با این عمل، زمین مورد نظر، مسجد محسوب مى شود یا خیر؟ و یا شهردارى مى تواند لغو قرارداد نماید یا خیر؟
ج ـ اگر کسى ملکى را وقف مسجد نماید، بعد از آنکه واقف یا کسى که صاحب اختیار شرعى آن مى باشد به قصد واگذار کردن، اجازه دهد که در آن نماز بخوانند، همین که یک نفر در آن نماز بخواند، وقف صحیح و محقق شده است; و محض کلنگ زدن و ایجاد ساختمان براى مسجدیت، وقف با آن لازم نگشته و واقف مى تواند برگرداند; چون در لزوم وقف، قبض و اقباض معتبر است که آن هم یا باید با قبض حاکم باشد و یا متولّى وقف و یا شخصى در آن مکان با اجازه واقف نماز بخواند تا نماز در مسجد خوانده شده باشد و قبض، محقق شده باشد. 29/5/83
(س 160) در تحقق وقف، قبض را شرط مى دانند. در وقف باغ یا نخل خرما براى امام حسین(علیه السلام)، قبض چگونه تحقق پیدا مى کند؟
ج ـ قبض وقف به قبض متولّى است، و با نبود متولّى، قبض حاکم شرع یعنى مجتهد جامع الشرایط معتبر است. 1/3/77
(س 161) شخصى دو دانگ مشاع از ملکى را وقف عام نموده، و تولیت آن را در زمان حیات براى خود قرار داده است و شش سال بعد از تاریخ وقف نامه فوت نموده است. واقف در زمان حیات خود عواید ملک مزبور را شخصاً استفاده نموده و هیچ گاه صرف موضوع وقف ننموده است. آیا مى توان بدین اعتبار، قبض را محقّق ندانسته و با توجّه به فوت واقف، آن را باطل فرض کرد؟
ج ـ در وقفى که واقف خود را متولّى مادام الحیات قرار داده، گرچه عدم تحقّق قبض وقف ـ با فرض عمل ننمودن به وقف و صرف ننمودن عواید آن در مصارف وقف مخصوصاً در وقف بر جهات عامّه که شرطیّت قبض آن، محلّ
بحث است ـ مشکل به نظر مى رسد بلکه ممنوع است; چون عدم عمل غایه الامر مى تواند کاشف از عصیان باشد، کما اینکه مى تواند کاشف از عدم قصد قبض عین به عنوان متولّى هم باشد. امّا احتمالى که در این گونه موارد وجود دارد شبهه عدم وقفیت است، و اینکه غرض واقف، وقف بعد از موت بوده و فکر مى کرده با انشاى وقف فعلى، وقف در آن وقت; یعنى زمان بعد از موت محقّق مى شود. بنابراین، رضایت به وقف در زمان حیات نداشته و رضایت، متعلّق به زمان بعد از حیات بوده; پس وقتى که به وقف در آن، راضى بوده انشا نشده، و وقتى که به وقف آن انشا نموده، مورد رضایت نبوده و در وقف، رضایت جزء شرایط صحّت است، کما اینکه با شبهه هم به دلیل عدم احراز وقفِ صحیح، آثار آن بار نمى شود; قضائاً للزوم احراز الشرط و اصاله بقاء المال على ملک المالک و اصاله عدم الوقفیّه، و بالجمله شبهه مخالفت با قاعده «العقود تابعه للقصود» وجود دارد و اگر کسى از نحوه برخورد واقف متولّى ـ که منافع وقف را صرف در مصارفش ننموده ـ اطمینان به عدم مطابقت چنین وقفى با «العقود تابعه للقصود» پیدا کرد، آثار وقف را نمى تواند مترتّب نماید، کما اینکه با شکّ در این معنا هم به حکم اصول گذشته، وقفیت ثابت نمى شود. 6/9/78
(س 162) این جانب در حالت عصبانیت، که بر اثر درگیرى با فرزندانم برایم پیش آمده بود، خانه مسکونى ام را وقف کردم، امّا بعد از مدتى پشیمان شدم، البته صیغه وقف جارى شده و سند هم به نام اوقاف صادر شده است، آیا این وقف صحیح است یا خیر؟
ج ـ عصبانیت مانع از صحت وقف نمى باشد، چون آنچه در امثال وقف از عقود و ایقاعات، معتبر است، اختیار و رضایت به مثل وقف مى باشد; یعنى رضایت به عقود و ایقاعات، نه طیب نفس که در جواز اکل، معتبر است خلاصه آنکه دو نحو رضایت در فقه داریم:
1. رضایت به عقد و تجارت و معامله و وقف، ولو با طیب خاطر نباشد;
2. رضایت در جواز تصرّف دیگران در مال غیر، معتبر است و آن رضایت و طیب نفس به تصرّف مى باشد، و لذا گفته شده: «المأخوذ حیاءً کالمأخوذ غصباً» و در امثال مفروض سؤال یعنى وقف یا هر معامله دیگر با عصبانیت، رضایت معتبر وجود دارد. آرى، رعایت بقیه شرایط وقف، امر دیگرى است که لازم است. 16/7/78
هفتم. سایر شرایط
(س 163) در محدوده گورستان عمومى شهرى، افرادى باغى را به عنوان گورستان در مکانى نزدیک به مناطق مسکونى در نظر گرفته و اقدام به دفن اموات نموده اند، که این اقدام آنان موجب نارضایتى ساکنین محل شده است. با عنایت به مخالفت شهردارى با احداث این گورستان و عدم موافقت مردم با آن، خواهشمند است نظر مبارک را در مورد احداث این گونه گورستان ها و تدفین اموات در آنها بیان فرمایید.
ج ـ وقف زمین براى گورستان که باعث اذیّت و صدمه خوردن به افراد ساکن در اطراف آن باشد، به حکم لاضرر و لاضرار، باطل است، و قصد و نیّت خیر افراد، نباید موجب ضایع شدن حقوق دیگران مخصوصاً همسایه ها گردد. آرى، اگر زمین قبلا وقف گورستان شده و مرده نیز در آن دفن شده، ساخت و سازهاى بعدى که با توجّه به گورستان بودن زمین مزبور انجام شده، نمى تواند مانع از عمل به وقف شود، چون صاحبان ساختمان ها و ساکنین محل، خود اقدام به ضرر نموده اند. به هر حال رعایت مقرّرات شهردارى ها که به نفع جامعه و جلوگیرى از ضرر و زیان به افراد باشد، لازم است و تخلّف از آن به خاطر نظم جامعه و عدم تضییع حقوق دیگران، حرام است. 16/4/79