رضایت از زندگی، رضایت از زندگ

گویلن، سین و همکارانش این دیدگاه رفاه ذهنی را محدود به قضاوت شناختی از رضایت از زندگی و تجربه شخص از احساسات خوشایند و ناخوشایند محدود می کند.
راسل او رفاه ذهنی را در بعد رفاه احساسی مد نظر قرار می دهد و این در حالی است که این مسئله مد نظر محقق نبوده است.
همچنین برای بررسی الگوهای مصرف دیدگاه پیر بوردیو انتخاب شده است. چرا که هدف بوردیو تنها نشان دادن این مساله نیست که گروه‌های اجتماعی مختلف به شیوههای متفاوت مصرف می کنند، بلکه میخواهد نشان دهد که گروههای فرادست و گروههای فرودست درگیر مبارزهای بی پایان و نمادین برای تثبیت هویت و موقعیت اجتماعی خود هستند. بنابراین می توان گفت بوردیو به احساسی که در ذهن افراد پس از مصرف شکل می گیرد توجه کرده است. چرا که این احساس منجر به ارزیابی فرد از زندگی خود می شود و در نهایت در ایجاد رفاه ذهنی موثر است. بنابراین این را هم می توان پذیرفت که نظریه بوردیو در بین نظریات مصرف بسیار کاراتر می باشد. چرا که او به رابطه دیالکتیکی میان ساختارهای عینی و پدیده های ذهنی می پردازد.(یعنی هم بعد عینی را و هم بعد ذهنی را مورد مطالعه قرار می دهد) و این دقیقا همان عاملی است که محقق در این تحقیق به آن نیازمند است.
علت کنار گذاشته شدن سایر نظریات را به طور خلاصه در زیر شرح می دهیم:
وبلن این دیدگاه توجه به مصرف نمایشی دارد.
زیمل این دیدگاه مصرف را راهی برای خود مختاری می داند.
کمپل این دیدگاه به اخلاق مصرفی که در نتیجه مصرف سنتی و مدرن بوجود آمده توجه می کند نه ارزیابی که فرد از این مصارف دارد.
پست مدرن ها یافتن هویت از طریق مصرف برای این دیدگاه راهی است برای از بین رفتن مرز بین فرهنگ مشروع و فرهگ عامیانه.
جدول (2-3): جدول تلخیص نظریات مطرح شده برای دو متغیر رفاه ذهنی و الگوی مصرف
نظریه پرداز
نظریه
رفاه ذهنی
تونی فیتزپتریک
رفاه ذهنی به ویژگی های رفاه از منظر روانی خود فرد با توجه به تفسیری که از وضعیت خود منعکس می کند می پردازد.
برونی و پروتا
رفاه ذهنی از چهار جزء تشکیل می شود: 1.عواطف خوشایند، 2. عواطف ناخوشایند، 3. قضاوت درباره زندگی یا سنجش وضعیت زندگی، 4.رضایت در مورد مسائل زمینه ای نظیر ازدواج ، سلامتی، اوقات فراغت،… در این رویکرد منظور از رفاه ذهنی، خوشحال بودن است.
دینر
رفاه ذهنی شامل تمام ارزیابی های مثبت و منفی ای می شود که مردم در مورد زندگی شان انجام می دهند. رفاه ذهنی مانند چتری است برای ارزیابی های متفاوتی که افراد بر اساس زندگی شان و نوع وقایعی که برایشان اتفاق می افتد، تفسیر میکنند.
کنگ زاف
شرایط عینی زندگی و رفاه ذهنی افراد و گروه ها را تعریف می کند. وی معتقد است که در ارزیابی ها باید شرایط عینی و ارزیابی ذهنی افراد را با رفاه واقعی به طور همزمان در نظر گرفت.
ویلیام ایزاک توماس
واقعیت بنای نمادینی است که از کنش و واکنش بین افراد(شناخت ها، امیال، باورها، ارزش ها و…)و وضعیت هایی که او با آن مقابله می کند، حاصل می شودپس واقعیت “ذهنی” یا “بنا شده” از نظر روانی مهمتر از “واقعیت عینی” است زیرا آن واقعیت است که تاثیراتی بر گردش کار ما می گذارد.

نوشته ای دیگر :
ساختار سازمانی، مدیریت دانش