وقتی که زن و شوهر همزمان شاغل باشن ممکنه در زندگی زناشویی خود دچار مشکلات کوچیکی شن اما این به معنی نداشتن رضایت زناشویی نیس و اتفاقاً میتونه باعث رضایت بیشتر در زندگی زناشویی شه.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ زوج های هر دو شاغل، بزرگ ترین گروه خونواده های غیرسنتی هستن. در این نوع خونواده ها، زن و شوهر هر دو کار و شغل خود رو دارن و از درآمد مشترک شون زندگی خانوادگی رو اداره می کنن. این الگو با خونواده های سنتی که در اون شوهر مسئولیت نون بیاری خونه رو رو دوش داره و زن فقطً به خونه داری می پردازه، به صورت کلی فرق داره.

ازدواج در طول تاریخ شکل های متفاوتی پیدا کرده، اما هیچوقت از بین نرفته. با تغییرات اجتماعی و تغییر در سبک زندگی آدم ها، ازدواج هم تحت اثر قرار گرفته. امروزه به دلایل زیاد، ازدواج زن و مردی که هر دو شاغل هستن، رواج زیادی پیدا کرده.

زندگی زوج هردو شاغل، ساز و کار متفاوتی با زوج های سنتی که در اونا فقط مرد شاغل و نون آور خونواده تلقی می شه، داره.

این نوع از ازدواج ها مزیت ها و در عین حال، مشکلاتی رو واسه هر دو عضو زوج ایجاد می کنه. زن و شوهری که هر دو بیرون از خونه کار می کنن، اگه مشکلات به وجود اومده از طریق شاغل بودن توأمان زن و شوهر رو بشناسن و راه های رفع و حل اونا رو پیدا کنن، می تونن رضایت زناشویی بالایی رو تجربه کنن.

وگرنه، اختلاف های زیادی در رابطه اونا شکل میگیره که باعث ایجاد نارضایتی در همه ابعاد زندگی می شه.

مزیت هایی غیرقابل رد

سؤالی که مطرح می شه، اینه که اثر روش زندگی زوج های دوشغلی بر کیفیت زندگی، روابط زناشویی و رضایت از زندگی خانوادگی و در آخر بر هویت زن و شوهر چیه؟

به طورکلی، کیفیت زندگی زوج های هر دو شاغل به طور کاملً بالاست؛ چراکه کیفیت زندگی، کارکرد نقش هاییه که زن یا مرد اجرا می کنن(مانند خود، والد، کارگر یا کارمند و همسر) و رضایت تجربه شده از طرف زن یا شوهر، یعنی رضایت شغلی، رضایت زناشویی، رضایت شخصی و رضایت خانوادگی.

کیفیت زندگی در زوجای هر دو شاغل، به دلیل وضعیت مالی به وجود اومده از طریق دو درآمد، واسه زن و شوهر هر دو بالا و مطلوبه. از نظر زن، اشتغال نیازای بسیاری رو برآورده می سازه، از جمله درگیر شدن با کار، تنوع، رقابت انگیزی و قدرت که ممکنه در صرف نقش خونه داری، با همه اهمیتش ارضا نشه.

در دید مرد، اشتغال زن و مرد هر دو به معنی اجرای نقش ها و تعهدات غیرسنتیه، مخصوصا مراقبت از کودک که به جواب های تربیتی و عشق و محبت نیاز داره. اینطوری، مرد واسه موفق شدن کمتر احساس فشار می کنه، چون اون به تنهایی مسئول رفاه مالی خونواده نیس.

این روش زندگی بر کیفیت روابط زناشویی هم اثر مثبت داره، چون در اون تعادل بیشتر از قدرت و اراده کردن در مقایسه با روابط سنتی به چشم می خورد. اراده کردن های مشترک موجب احترام بیشتر زن و شوهر نسبت به همدیگه براساس تساوی می شه و اون دو رو به همدیگه نزدیک تر می کنه.

اونا افزایش ارزش شخصی و درک لیاقت خود رو تجربه می کنن، چراکه اونا می تونن مسائل شغلی و غیرشغلی خود رو با هم در میان بذارن و هر دو رابطه ای مساوی رو تجربه کنن.

باید توجه داشت که زن و شوهرِ هردو شاغل، وقتی احساس رضایت از زندگی زناشویی دارن که شوهر در کارای خونه همکاری کنه و شغل زن موجب شه درآمد خونواده هم زیاد شه. در این خونواده ها، رضایت زناشویی وقتی که زن و شوهر از نقش زن در خونه انتظار نقش جنسیتی سنتی دارن، پایینه.

منابع اختلاف و استرس

اختلاف های این خونواده ها می تونه شامل پیچیدگیای شغلی، بار کاری زیاد، اختلاف نقش و هم مشکلات مربوط به مراقبت از کودک، نگهداری از بزرگسالان و مسائل مربوط به تعادل میان شغل، خونواده و نیازای شخصی می شه. در آخر، فشارهای روانی دارای کیفیت واگیره و به جنبه های دیگه زندگی فرد هم سرایت می کنه.

اختلاف های کاری و خانوادگی وقتی به وجود می آید که فشارهای مربوط به نقش و انتظارات در کار و خونواده ناهمساز باشن، مانند وقتی که شرکت تو یه نقش، مشارکت در نقش دیگه رو غیرممکن می سازه.

به سه طبقه بندی کلی از اختلاف های کار و خونواده می توان اشاره کرد:

اختلاف های براساس زمان، اختلاف های براساس فشار روانی و اختلاف های براساس رفتار (گرین هاوس و بقیه-۱۹۸۷). اختلاف های براساس زمان یعنی اینکه چیجوری زمان اختصاص یافته به یه نقش موجب کاهش توجه به نقش دیگه می شه، مانند وقتی که ملاقاتای کاری با جلسات مدرسه کودک در تعارضه و اختلاف های براساس فشار روانی یعنی ورود نشونه های پیچیدگی، مانند خستگی و تحریک پذیری از یه نقش به نقش دیگه.

اختلاف های براساس رفتار یعنی ناهمسازی رفتار تو یه نقش با نقش دیگه. مانند وقتی که از کارمند در محیط کار، عینی بودن و غیرعاطفی عمل کردن و در خونواده، گرمی، عاطفی بودن و نقش پرورشی مورد انتظاره.

شکلای جور واجور جورواجور فشارهای روانی طبیعتاً بر رابطه زن و شوهر درخانواده اثر می گذارد. این فشارهای روانی شامل انتظارات و انتظارات شغلی در مقابل انتظارات شخصی و خانوادگی، رقابت بین زن و شوهر، تقسیم کار، ترتیب مراقبت از کودک، تخصیص زمان، مهاجرت های جغرافیایی مربوط به شغل، شبکه های اجتماعی و حفظ هویت در مقابل پراکندگی هویت هستش.

پیدا کردن جواب واسه این سؤالات، واسه زن و شوهرِ هردو شاغل حیاتیه:

کارای خونه چیجوری تقسیم شه؟

کی کاری رو و براساس چه معیاری انجام میده؟

کی اختیار و کنترل پول رو داره؟

حساب بانکی جداگونه س یا مشترک؟

حقوق هریک در مصرف کردن پول چیه؟

همسران چیجوری باید با جابه جاییای شغلی کنار بیان؟

منتقل شدن یکی از زن و شوهر به محل کاری دیگری، راه حلی واقعی س؟

اگه یکی از زن و شوهر در شغلش از دیگری موفق تر باشه، چه نتیجه ای داره؟

چیجوری زن و شوهر می تونن بار اضافی و بی رمقی و بریدن از کار رو تشخیص بدن و در رفع اون دست به کار شن؟

در موارد اضطراری کی در دسترس هستش؟

تسهیلات مراقبت از کودک در شرایط اضطراری هست؟

تسهیلات مراقبت از کودک در دسترس همه س؟

زن یا شوهر واسه غنی ساختن روابط با همسر چه کارای خاصی باید بکنه؟

آخرسر، منبع فشار روانی و یا اختلاف هرچه باشه، هدف زن و شوهر منصف، پیدا کردن راه حل مطلوب واسه اشتغال هر دوی اوناس.

راه حل آسونه

انصاف در روابط زن و شوهری، یعنی تعادل دیده شده در طول زمان میان نیازها و هدفای فردی، زوجی و خانوادگی و احساس رابطه ای مساوی میان زن و شوهر. منصف بودن به معنی مساوی بودن نیس و از راه تقسیم مساوی مسئولیتا به دست نمی آید. منصف بودن وقتی معنا می یابد که زوج در جهت هدفی مشترک تلاش کنن.

مهارتای ازدواج موفق چیه؟

چیزایی که نباید به همسر گفت

زناشویی سپیده دانایی