رفتار شهروندی سازمانی، اعتماد سازمانی

2 ) اعتماد بر مبنای حساب : این نوع از اعتماد بر مبنای شهرت و اعتبار اعتماد شونده که بوسیله دیگران در شکل گواهینامه یا توصیه نامه فراهم می گردد می باشد. در این جا گروه های مشمول اعتماد به طورمداوم به پیگیر فرصت ها و ارزیابی ریسک ها می پردازند.
3 ) اعتماد عقلایی (بین فردی ): پایه و اساس این اعتماد از روابط اخذ شده که باعث تکرار تعاملات در طول زمان بین اعتماد کننده و اعتماد شونده می شود. اطمینان پذیری و قابلیت اطمینان در روابط پیشین باعث توقعات مثبت در تمایلات اعتماد ، اعتماد شونده می شود. مدیران باید این نوع از اعتماد را برای بهینه کردن مسئولیت پذیری توسعه دهند.
4 ) اعتماد نهادی (سازمانی):این نوع اعتماد به اعتماد در فرایندهای سیستم که از رفتار فرصت طلبانه جلوگیری کرده و مشارکت را ارنقا می دهد اشاره دارد. این نوع اعتماد به مکانیزم های حقوقی ، هیأت های کارشناسی ، شبکه های اجتماعی و هنجاری اجتماعی در سازمان اشاره دارد.
قابلیت اعتماد به معنای موضوعات مختلف وابسته به ماهیت مبادلات در روابط مختلف است. برای نمونه در روابط سطحی به طور ضروری نیازمند تاریخچه قابلیت اطمینان و رفتار مجزا هستیم. در روابط عمیق ، قابلیت اطمینان نیازمند کیفیت هایی مانند صداقت ، انسجام ، نوع دوستی و حتی نیک خواهی هستیم. در ارتباط های سطحی به علاوه برای مجزا بودن و قابلیت اطمینان ، قابلیت اعتماد، نیازمند ثبات، شفافیت ، مشارکت و قابلیت پیش بینی اثر بخش است. در این جا اعتماد مبتنی بر این فرض است که افراد ترجبحات و منافع و روش های رفع نیازهای همدیگر را در خود درونی می سازند (وارا ، 2001).
2 – 2 – 11- 3 ) دسته بندی دین و دیگران
1 ) اعتماد شناخت محور:این اعتماد ، بر اساس پیش بینی ها و محاسبات ارزیابانه بنا نهاده شده است. این ادراک از اعتماد به این اشاره دارد که مدیران بدین دلیل به کارکنان اعتماد می کنند که آنها در گذشته به گونه ای قابل اعتماد عمل کرده اند و انتظار می رود که در آینده نیز اینگونه عمل نمایند. در نتیجه اعتماد در این حالت شامل ارزیابی عقلایی می شود که به طرفین کمک می کند تا بدون عقلانیت وارد فرایند اعتماد نشوند. در واقع جزء شناختی اعتماد سازمانی ، به ارزیابی باور شریک مقابل و دانشی که از او داریم ، اشاره دارد.
2 ) اعتماد عاطفه محور: این نوع از اعتماد ، مربوط به جنبه های عاطفی و احساسی اعتماد می شود. به عنوان مثال ، فلورس و سولومون بحث می کنند که اعتماد ، اول از هر چیز یک عاطفه و اثر احساسی است که این حقیقت باعث پیچیده تر شدن موضوع می شود زیرا درک منطقی که پشت یک احساس قرار دارد به راحتی درک منطقی که پشت یک باور قرار دارد ، نمی باشد. این شکل از اعتماد ، اغلب به استدلال درونی و ضمنی و خاص هر فرد بر می گردد که در یک بافت فرهنگی معینی قرار دارد.
اعتماد عاطفه محور پیش فعال می باشد. یعنی شامل انتظارات دو سویه برای رعایت انصاف و رفتار صادقانه می شود. به عنوان مثال کارمندان از مدیریت انتظار دارند که کارمندان به گونه ای صادقانه و مسئولانه رفتار نمایند.
اعتماد عاطفه محور ممکن است در رفتار شهروندی سازمانی به نتیجه نشیند بدین معنی که کارمند شدیداًهویت خودوسازمان را به شدت یکی می داند و نیز از ارتباطات او با سازمان قدر دانی به عمل می آید. بدین گونه که اواحساس کند درسازمان ارزشمند بوده وسهم بیشتری درسازمان دارد (چاوشی،1386)
در مباحث اعتماد قویاً بحث شده که مدل اعتماد شناخت محور به تنهایی برای توصیف رابطه ی اعتماد میان اعتماد کننده و اعتماد شونده کافی نیست. به علاوه اعتماد شناخت محور فقط در روابط کوتاه مدت و امور علی خوب عمل می نماید. یرای دستیابی به یک توسعه پایدار و با جهت گیری بلند مدت ، عاطفه اعتماد محور لازم است. در نتیجه برای اینکه مدیریت از عملکرد پایدار مطمئن شود نیاز دارد تا محیطی را ایجاد نماید که نه تنها به توسعه اعتماد شناخت محور بلکه به توسعه اعتماد عاطفه محور در میان کارکنان نیز منجر شود(لامسا ، 2006).
مک آلیستر (1995) نیز پس از مطالعه میدانی که با حضور 194 مدیر و متخصص از صنایع گوناگون انجام داد ، اعتماد را به دو دسته اعتماد شناخت محور (که بر اساس ارزیابی های دقیق و عقلانی شکل می گیرد) و اعتماد عاطفه محور ( که بیش تر از طریق پرسش های عاطفی که با طرف مقابل رد و بدل می شود ، شکل می گیرد) تقسیم می نماید. او بیان می دارد که اعتماد عاطفه محور نیز وجود حداقلی از اعتماد شناخت محور ، ضروری می شود(مک آلیستر ، 1995).
راسو و دیگران و ویلیامز ، اعتماد شناخت محور را تحت عنوان اعتماد حساب گرانه و اعتماد دانش محور می نامند در حالی که اعتماد عاطفه محور را تحت عنوان اعتماد رابطه اعتماد محور و اعتماد بر اساس همانندی ، بیان می کنند(دیتز و هارتوگ، 2006).
2 – 2 – 11-4 ) دسته بندی بیرد و آمند
بیرد و آمند بیان می کنند که انواع مختلفی از اعتماد درون هر سازمان وجود دارد. درون یک سازمان موفق سه نوع اعتماد افقی ، اعتماد عمودی و اعتماد خارجی وجود دارد که عبارتست از :
1 ) اعتماد افقی :
این اعتماد شامل روابط بین همکاران می باشد.
2 ) اعتماد عمودی :
این اعتماد شامل روابط بین سرپرستان و زیردستان یا رئیس و مرئوس می باشد.
3 ) اعتماد خارجی:
این نوع اعتماد شامل روابط بین سازمان و ارباب رجوع یا عرضه کنندگان می باشد. (حسن زاده ، 1383)

نوشته ای دیگر :
دستاورد تعامل دانشگاه و صنعت در امریکا و انگلستان، ارتباط دانشگاه و صنعت بر اساس مطالعات در ایران