روان رنجورخویی، احترام به خود

A broadhead arrow on a compound bow (hunting bow).

2-Libert
3-Goldberg
جدول ‏0 3 : مقیاسها، جنبه ها و همبستههای سیاهه صفات نئو پی آی آر:وظیفهشناسی
جنبههای وظیفهشناسی همبستههای سیاهه صفات
کفایت کارآمد، مطمئن به خود، چاره جو، خاطرجمع، سردرگم، باهوش
نظم سازمانیافته و منظم، دقیق و نکته سنج، باقاعده، فراموشکار، بیدقت
وظیفهشناسی دفاعی، حواس پرت، بی دقت، تنبل، دقیق، فراموشکار، ایرادگیر
پیشرفتطلب دقیق، جاهطلب و بلند پرواز، سخت کوش، جسور، مصمم و بااراده، خاطرجمع، با پشتکار
خویشتنداری سازمانیافته و منظم، تنبل، کارآمد، فراموشکار، پرتوان، دقیق، سختکوش
متانت و تعمق عجول، تکانشور، بی دقت، ناشکیبا، ناپخته، دقیق، دمدمی
منبع: (لانیون و گودشتاین، به نقل از تقوی قره بلاغ، 1388)
نورزگرایی ( پایداری هیجانی): مؤثرترین قلمرو مقیاسهای شخصیت تقابل سازگاری یا نوروزگرایی میباشد (مک کری1 و کاستا2 ،2003).
زردندی (1385)، معتقد است که فروید ابتدا اصطلاح روانرنجوری را برای توصیف با مشخصه آشفتگی روانی، رنجوری روانی یا عاطفی و نوعی ناتوانی برای مقابله مؤثر با انتظارات معمول زندگی بکار برد. او میگفت، نشانههایی از روانرنجورخویی را در هر کس میتوان دید ولی درجه این روانرنجوری و نشانههای خاص آشفتگی در افراد از یکدیگر متفاوت است (جانسون3 ، 2000). کسانی که در این عامل نمرات بالایی دارند، ممکن است یک احساس منفی خاص مانند اضطراب، خشم یا افسردگی را به شکل غالب تجربه کنند، اما همجنین محتمل است که چندین مورد از این هیجانات منفی را احساس نمایند. افراد دارای نوروزگرایی بالا از لحاظ واکنشدهی هیجانی فعال هستند. آنها به رویدادهایی که ممکن است دیگران را تحت تأثیر قرار ندهند، به شکلی هیجانی واکنش نشان میدهند و واکنشهایشان شدیدتر از حد عادی است. آنها بیشتر از دیگران مستعد آنند که موقعیتهای که موقعیتهای معمول که کمتر تهدیدکننده هستند، و نیز ناکامیهای جزیی را معضلاتی رفع ناشدنی ارزیابی نمایند. واکنشهای منفی آنها معمولاً برای زمانی طولانی دوام مییابد و در نتیجه آنها دائماً
____________________________________
1-Mc Crea
2-Costa
3-Johnson
بدخلق هستند. در انتهای دیگر این مقیاس افرادی نمرات پایین در نوروزگرایی دارند، دیرتر ناراحت شده و کمتر واکنشهای هیجانی از خود نشان میدهند. آنها معمولاً آرام، دارای ثبات هیجانی، و فارغ از عواطف منفی دیرپا میباشند. و این فراغت بدین معنا نیست که افراد لزوماً عواطف مثبت فراوانی را تجربه میکنند. فراوانی هیجانات مثبت یکی از اجزای عامل برونگرایی است (جانسون1، 2000).
روانرنجورها نگران، ناایمن، عصبی، و بسیار دلشورهای هستند (شولتز2 ،ترجمه ی سید محمدی ،1386). داشتن احساسات منفی همچون ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دائمی و فراگیر مبنای مقیاس روان رنجور خویی را تشکیل میدهند. زیر مقیاسهای روان رنجور خویی شامل اضطراب، پرخاشگری، خودنگرانی، تکانشوری و آسیبپذیری میباشند (شاکری و همکاران، 1384).
از آنجا که هیجانات مخرب و منفی در سازگاری فرد با محیط تاثیر دارند، فرد دارای نمره بالا در روان رنجورخویی دارای باورهای غیر منطقی، ضعف در انطباق با دیگران و فشار روانی است. از این رو کسانی که این ویژگی در آن ها برجسته باشد از نظر هیجانی بی ثبات، مضطرب و دمدمی مزاج، خجالتی و افسرده هستند (زارع و همکاران، 1389). اما افرادی که نمره کمی در، این شاخص دارند معمولاً آرام، دارای خلق ثابت و راحت بوده و به آسانی می توانند بدون برآشفتگی و مشکل رفتاری با موقعیت های بغرنج و فشار روانی کنار آیند.
بهطور کلی تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس، غم، ، عصبانیت معمولاً این حیطه را تشکیل میدهند (گروسی فرشی، 1380). ویژگی اصلی این بعد گرایش به تجربه هیجانهای منفی میباشد (مؤلفههای آن: آرامش- اضطراب، خونسردی- خشم و خصومت، شادی- افسردگی، احترام به خود- کمرویی، مهار خود- تکانشیبودن، مقاومت-آسیبپذیری) (گلدبرگ3و رابین4 ،2000).
_____________________________________
1-Johnson
2-Sholts
3-Goldberg
4-Rabin