روش، خرید

(س 213) یک قطعه زمین ملکى موروثى و متصرّفى به متراژ 3600 متر، وقف ساختن مهدیه اى به نام صاحب الزمان (عج) شده است و به این نیّت، مقدارى پول توسط عده اى از اهالى خیّر محل، جمع آورى و جهت تهیه و خرید مصالح ساختمانى هزینه شده است. با این توضیح بفرمایید:
1. آیا وقفیّت این ملک و مصالح را مى توان تغییر داد؟
2. در غیر این صورت، آیا فقط نام این بنا را مى توان تغییر داد و به جاى مهدیّه، حسینیه یا محل اجتماعات و… بگذاریم؟
ج 1 ـ نمى توان تغییر داد و «الوقوف تکون على حسب ما یوقفها اهلها».
ج 2 ـ تا احراز عدم خصوصیت اسم در نظر واقف و پرداخت کنندگان پول نشود، تغییر نام، خالى از اشکال نیست و خلاف احتیاط; بلکه اقوى عدم جواز آن مى باشد; چون نام گذارى از شئون و حقوق واقف و خیّرین است و تصرّف در آن بدون رضایت، جایز نیست. 24/1/78
پنجم. فروش مال موقوفه
(س 214) این جانب قطعه زمینى به مساحت هزار متر داشتم که در سال 1358 به چهار قسمت تقسیم نموده و هر قسمت را به نام فرزندانم با قباله عادى جهت ساختن خانه مسکونى واگذار نمودم. یک قسمت از آنچه که براى یکى از فرزندانم بود به عنوان بخشى از مهریه، پشت قباله دفترچه محضرى به همسرش واگذار نموده بود و فرزندم در سال 1361 به جبهه رفت و در یکى از نامه هایش نوشته بود چنانچه از جبهه برنگشتم و همسرم رضایت داشته باشد قطعه زمین را وقف نمایید. نامبرده مفقودالاثر گردید و این جانب تمام حقوق همسرش را که با فرزند دیگرم ازدواج نمود پرداخت کردم و قصد دارم قطعه زمین شهیدم را به فروش برسانم و جهت ساختمان مسجد که نیاز به کمک دارد، مصرف نمایم. آیا مى توانم زمین مذکور را بفروشم؟
ج ـ چون زمین نامبرده نه تنها وقف لازم نشده، بلکه اصل وقف در مفروض سؤال انجام نگرفته و تنها یک درخواست نسبت به وقف نمودن از طرف شهید بزرگوار، محقق شده، و با فرض اینکه رضایت زوجه با پرداخت عوض و خرید آن حاصل گردیده، فروش آن زمین و صرف نمودن پولش در مسجد و کار خیر تا ثوابش به شهید هم برسد، مانعى ندارد. 24/1/77
(س 215) آیا جنسى را که وقف خاص است مى توان به جنس دیگرى تبدیل کرد یا خیر؟
ج ـ بیع و فروش وقف و تغییر آن غیر جایز است و «الوقوف تکون على حسب ما یوقفها اهلها». 11/12/77
(س 216) فرد خیّرى آب انبار (حوض آب) ساخته و وقف کرده است، بیش از سى سال است که این حوض آب، مخروبه شده و فرضاً اگر بازسازى هم بشود استفاده کننده اى ندارد، تنها راهى که مى توان استفاده نمود فروش زمین آن است. این آب انبار که مساحت آن حدود یکصد متر است، در حال حاضر در وسط مزارع کشاورزى قرار گرفته و مشترى دارد، آیا مى توان زمین را فروخت و وجه آن را در کار خیر دیگرى به نام واقف صرف کرد؟
ج ـ زمینى که براى آب انبار و حوض و یا غیر آنها وقف بوده و امروز از حیّز انتفاع افتاده، اگر با اجاره دادن نتوان پولى و منفعت معتدّ به، به دست آورد ـ ولو نتوانستن به خاطر احتمال از بین رفتن وقف باشد ـ مى توان آن را فروخت و مجاز هستید; لیکن پولش باید مصرف در امرى که به غرض واقف نزدیک تر و اشبه است بشود، مثلاً پول زمین آب انبار خرج آب دادن به مردم و سقّاخانه بشود. 5/4/78
(س 217) در پى اجـراى وصیت مرحوم مادرم اقدام به ساختن مسجدى نمودم. پس از شروع به کار، به طور غیر مترقّبه مسجد جامعى در فاصله بسیار نزدیک آن، بنا کردند. از آن جا که ضرورت ادامه کار، بى حاصل بود، ساخت مسجد موقوفى، حدود بیست سال کاملاً متوقف و نیمه کاره مانده است. با توجه به اینکه ساختمان مذکور به محلّ انباشت زباله تبدیل شده و افراد خلافکار به آن وارد مى شوند و براى همسایه ها مزاحمت ایجاد مى کنند، آیا مى توانم وقف مذکور را به موارد مشابه مثل حسینیه، کتاب خانه، پژوهشکده دینى و… که مورد نیاز اهالى محل است اختصاص دهم، یا آنکه آن را بفروشم و خرج مسجد جامع نمایم؟ 9/5/78
(س 218) یک قطعه زمین مزروعى وقفى سالیان متوالى در تصرّف شخصى مى باشد که آگاه به مسائل موقوفات نیز هست. آیا مى توان زمین مذکور را از وى خریدارى نمود؟ و چنانچه متصرّف، به موقوفات عمل نکند و خریدار قصدش این باشد که بعد از خرید زمین به وقف عمل کند، در این صورت چه حکمى خواهد داشت؟
ج ـ ظاهراً غرض سائل محترم اجاره زمین وقفى است با پرداخت پول و وجهى به عنوان حقّ السبق و حقّ الاختصاص، نه خرید و فروش عادى; و به هر حال فروش و خرید وقف مطلقاً غیر جایز است، مگر در موارد خاصّه که عمل نکردن متصرّف، جزء آنها نمى باشد، چه رسد به عمل نمودن او به وقف; کما اینکه اجاره آن از متولّى یا مستأجر با رضایت متولّى و یا حق داشتن مستأجر در اجاره دادن به غیر، مطلقاً جایز است. 26/1/77
(س 219) در سال 1328 موقوفه اى شامل دو باب طاحونه (آسیاب) و زمین آن از طرف اداره اوقاف و متولّى وقت در دفتر اسناد رسمى به وزارت دارایى وقت فروخته مى شود (به دلیل تصرف وزارت دارایى جهت خانه سازى براى کارمندان خود) و مبلغ آن نیز یک صد و پنجاه هزار ریال در حساب بانک ملّى به نام اوقاف و متولّى تودیع مى گردد تا بعداً در مورد آن، تصمیم مقتضى اتخاذ شود. در همان روز متولّى وقف، زمینى به مساحت 5000 متر در محل دیگرى در دفتر اسناد رسمى از وزارت دارایى خریدارى و به نام خود ثبت مى کند. حال متولّى فعلى مدعى است که چون این دو معامله در یک تاریخ صورت گرفته، زمین خریدارى شده معوّض دو باب طاحونه موقوفه محسوب مى گردد. با این توضیحات بفرمایید آیا فروش وقف توسط اداره اوقاف (بدون مرا
جعه به حاکم شرع) صحیح بوده یا خیر؟ همچنین ادعاى متولّى فعلى مبنى بر معوّض بودن زمین مذکور شرعاً پذیرفته است یا خیر؟
ج ـ فروش وقف جایز نیست، مگر در موارد معیّنه، آن هم با اجازه حاکم شرع، و تقارن خرید زمینى از طرف متولّى وقف با زمان فروش وقف ـ گرچه فروش آن هم شرعى باشد ـ دلیل بر وقفیت آن زمین نیست که وقفیت باید با حجّت شرعیّه ثابت گردد تا جایى که فقها ـ قدس الله اسرارهم ـ فرموده اند به مجردّ وجود نوشته اى پشت کتاب و قرآن، مبنى بر اینکه آن کتاب و قرآن وقف است، حکم به وقفیت نمى شود. 23/6/76
(س 220) آیا اموال وقف، قابل خرید و فروش است؟ آیا قبرستان مى تواند وقف باشد؟ اگر قبرستانى وقف بود، آیا متولّى آن مى تواند قبور آن را بفروشد؟
ج ـ عدم جواز فروش اموال وقفى، ظاهر و روشن است و نیازى به سؤال ندارد و قبرستان هم مى تواند وقف باشد، و فروش قبور، تابع شرایط وقف و نظر واقف مى باشد. آرى، گرفتن مقدارى پول براى حفظ آن قبرستان و رعایت نظافت و بهداشت و بقیه امور مربوط به آن با اکتفاى به حداقل زیر نظر متولّى، مانعى ندارد. 29/5/83
(س 221) هیئت امناى مسجد روستایى به منظور برگزارى مراسم یادبود اموات، فرش هاى ماشینى وقف مسجد نموده اند که تعدادى اضافه است، ضمناً فرش هاى دستبافى که قبلاً اهدا شده به علّت گذشت زمان، کهنه و پوسیده شده است، اما خریدار دارند. آیا مى توانیم فرش هاى کهنه شده را بفروشیم و در مخارج دیگر مسجد هزینه کنیم؟
ج ـ فرش هاى اضافه که مورد استفاده نمى باشد و یا فرسوده شده، که به علّت فرسودگى از نظر اقتصادى، استفاده از آن به صرفه نمى باشد، اگر مسجدهاى مجاور به آنها احتیاج دارند، احتیاط در آن است که در آن مساجد، مورد استفاده قرار گیرند، وگرنه فروش آنها و استفاده در کارهاى لازم دیگر مسجد، تا واقف ثواب ببرد و در حد مقدور، غرضش تأمین شده باشد، مانعى ندارد. 13/10/77
(س 222) یک قطعه زمین که داراى سند مالکیت بود و احتمالاً وقفى بوده را خریدارى نمودم و چون طبق گواهى برخى افراد، زمین موصوف، قسمتى از قبرستان موقوفه محل بوده که بعداً تفکیک گردیده و با توجه به اینکه با خرید این زمین، مشکلاتى در زندگى برایم فراهم آمده و موجب اکراه و کدورت خاطرم گردیده، خواهشمند است نظر شریف را در مورد برگشت به وقف یا ابقا به حالت موجود بیان فرمایید.