سازماندهی و طراحی شهری، سازماندهی و طراحی شهری

4-2-1- متغیر وابسته
مفهوم «حق به شهر» متغیر وابسته اصلی است که در بخش مبانی نظری به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. این مفهوم در ادبیات نظری به کار گرفته شده پیوند دهندهی سه سطح است. لوفور این سه سطح را به شرح زیر در بررسی امر شهری شناسایی کرده است:
سطح جهانی: این سطح دربرگیرندهی خطمشیهای نهادیای است که عموما توسط حکومتها و سیاستگذاران در سطح کلان و در چهارچوب اقتصاد-سیاسی تعیین میشوند و در نظام سرمایهداری چرخهی سرمایه و افزایش سود را اولین اولویت خود قرار میدهند؛
سطح میانی: این سطح دربرگیرندهی واقعیتهای فیزیکی، ساختها و اشکال فضایی است که در شهر وجود دارد؛ این سطح تحت سلطه و حاصل منطقی سطح جهانی است و توسط طراحان و سازماندهان شهری کنترل و بازتولید میشود؛
سطح خصوصی: این سطح دربرگیرندهی ادراک سطح خرد هر شهروند در ارتباط با امر شهری و حاصل زندگی روزمره در فضاهای شهری است (لوفور، 1991).
با قرار دادن دو مولفهی اصلی حق به شهر – اختصاصدهی شهر به خود و مشارکت در امر شهری – در هر یک از سطوح امر شهری میتوان به عوامل سهگانهی تاثیرگذار بر هر مولفه دست یافت. این دستهبندی در جدول شمارهی (4-1) به تصویر کشیده شده است.
در برآورد ادراک شهروندان از حق به شهر منظور ما فقط برآورد میزان این ادراک است. کیفیت آن و تفاوتهای موجود به لحاظ طبقاتی و جنسیتی در بخش کیفی همین پژوهش مورد بررسی قرار خواهد گرفت. بر این اساس ادراک شهروندان از بهرهمندی از حق به شهر با استفاده از 5 گویهی گزارش شده در جدول شماره (4-2) برآورد شده است.
جدول شمارهی (4-2): گویههای برآورد متغیر وابستهی حق به شهر
متغیر
گویهها
حق به شهر
حقوق شهروندان در این شهر به خوبی رعایت میشود.
حقوق شهروندان در اقشار مختلف به یک اندازه پاس داشته نمیشود.
حق استفاده از شهر بین همهی اقشار به یکسان توزیع شده است.
به نظر من حق افرادی با موقعیت اجتماعی من در شهر پایمال می شود.
حقوق شهری، همهی اقشار را به یکسان مورد حمایت قرار میدهد.
4-2-2- متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل متغیرهایی هستند که در جدول شمارهی (4-1) ذیل دو مولفهی مشارکت و اختصاصدهی عنوان شدهاند. این جدول نشان میدهد که کدام دسته از متغیرهای مستقل ششگانه، بر ابعاد دوگانهی متغیر وابستهی «حق به شهر» تاثیرگذار هستند.
تعریف عملیاتی متغیرها، آنها را بر حسب عملیاتی توصیف میکند که برای تولید داده به کار خواهد رفت؛ به این منظور پژوهشگر یا از سوالات نمونهوار استفاده میکند یا ابزار مورد نظر را ضمیمه میسازد. در ادامه هر یک از متغیرهای مستقل، ابعاد و مولفههای آنان را ذکر کرده و گویههای به کار برده شده برای سنجش عملیاتی آنها ارائه میشود.
چنانکه در جدول شمارهی (4-1) مشاهده میشود، مولفههای تاثیرگذار بر بعد «مشارکت در شهر» عبارتند از:
تصمیمگیری شهری: تصمیمگیریهای کلان شهری در چهارچوب اقتصاد سیاسی نظام سرمایهداری و توسط سران سرمایه که عموما سران سیاست نیز هستند صورت گرفته است. اما جغرافیای شهری کنونی تنها ناشی از رابطهی میان جایگاههای تولیدی نیست بلکه جایگاه بازتولیدی مردان و زنان نیز در ساخت آن نقش داشته است (کوهن و ولپ، 1978: 7)؛ جنسیت نیز عامل تعیین کنندهای در شکلدهی به آن محسوب میشود.
سازماندهی شهری: سازماندهی شهری در ادبیات لوفور جایگاه عمدهای دارد. او اگرچه به مکاتب تفسیری که تعبیرهای نمادین از شهر و بدنهی شهری دارند، علاقهای ندارد اما نوع سازماندهی و طراحی شهری را در نگرش شهروندان و در فراگردهای زندگی روزمرهی آنان دخیل و تاثیرگذار میداند. مطالعات در زمینهی جغرافیای شهری نشان دادهاند که زنان عموما یا در جغرافیای شهری نامرئی هستند (ر.ک به هیفورد، 1974 و لریمور 1978) و یا به عنوان جانشینان سرپرست خانوار در نظر گرفته شدهاند (تیورز، 1978: 304). برنت (1973: 57) نیز مدلهای ساختار شهری را به این دلیل مورد انتقاد قرار داده است که پیشفرض اولیهی خود را یک جامعهی ساخته شده از خانوادهی هستهای پدرسالار با تقسیم کار سنتی میان دو جنس قرار داده است.