سبک تفکر سلسله مراتبی، خلاقیت

استرنبرگ سبک های تفکر را روش ترجیحی برای استفاده از توانایی های شناختی میداند. این سبک ها نشان می دهند که چگونه افراد دوست دارتد توانایی های خویش را در زندگی روزمره به کار گیرند. براساس نظریه استرنبرگ شیوه های متفاوت پردازش اطلاغات افراد، سبک های تفکر نام دارد. در واقع سبک های تفکر روش های ترجیح دادن و چگومگی استفاده از توانایی ها هستند نه خود توانایی ها، و یک روش رجحان یافته تفکر پرداخته اند(نریمانی وهمکاران،1385،ص60). استرنبرگ زانگ13 سبک تفکر را بیان نموده اند .که به سه نوع اصلی تقسیم می شوند که در این پژوهش به بررسی سبک های نوع اول پرداخته شده است که شامل سبک های تفکر قانونی، قضایی، سلسله مراتبی،کلی و آزاداندیش می باشد( زارعی , میر هاشمی، 1391،ص390).
سبک تفکر قانونگذارانه: افراد قانونگذار دوست دارند قوانین را خود وضع کنند وبه مسائلی بپردازن که قبلا طرح ریزی و سازمان دهی نشده باشد.
سبک تفکر قضاوت گر: افراد قضاوتگر مایلن قوانین و مراحل انجام کار را ارزیابی کرده و در باره هر چیزی قضاوتی داشته باشند.
سبک تفکر سلسه مراتبی : فرد رتبه سالار هرف را به صورت سلسه مرابت تنظیم می کند به اولویت بندی هدف ها را درک می کند.
سبک تفکر کلی نگر: افراد کلی نگر ترجیح می دهند مسائل را در سطح بسیار وسیع و انتزاعی مورد بررسی قرار دهند.
سبک تفکر آزاداندیش: این افراد دوست دارند فراتر از قوانین و برنامه های موجود فکر کنند و به دنبال حداکثر تغییر هستند و موقعیت های پیچیده و مبهم را دنبال می کنند( محمودی،1390،ص22).
1-6- مفاهیم عملیاتی
سبک های تفکر:
سبک تفکر مورد ترجیح فرد که از طریق پاسخگویی به فرم کوتاه پرسشنامه سبک های تفکر استرنبرگ مشخص می گردد و شامل سبک های تفکر قانونی، قضایی،سلسله مراتبی،کلی و آزاداندیش می باشد.
سبک تفکر قضایی: نمراتی که از پاسخگویی سوالات،5 1،2،3،4پرسشنامه فرم کوتاه اسنرنبرگ بدست آمده است.
سبک تفکر قانونگذارانه: نمراتی که از پاسخگویی سوالات 6،7،8،9،10 پرسشنامه فرم کوتاه اسنرنبرگ بدست آمده است.
سبک تفکر سلسله مراتبی: نمراتی که از پاسخگویی سوالات15 ،11،12،13،14پرسشنامه فرم کوتاه اسنرنبرگ بدست آمده است.
سبک تفکر کلی: نمراتی که از پاسخگویی سوالات 17،18،19،20،16پرسشنامه فرم کوتاه اسنرنبرگ بدست آمده است.
سبک تفکر آزاداندیش: نمراتی که از پاسخگویی سوالات 21،22،23،24،25 پرسشنامه فرم کوتاه اسنرنبرگ بدست آمده است.
نوآوری سازمانی: نوآوری سازمانی توسط پرسشنامه24 سوالی که بر مهمترین عوامل ایجاد کننده نوآوری سازمانی مبتنی است که در بردارنده دوازده متغییر نوآوری است که در سه بغد فرهنگی،ساختاری و منابع انسانی مورد سنجش قرار گرفته است.که بعد فرهنگی شامل سوالات24،21،20،18،16،13،12،10،7،6،3،1می باشد و بعد ساختاری شامل سوال های2،5،11،14،17،22می باشد و بعد منابع انسانی نیز شامل سوال های4،8،15،19،23 می باشد.

فصل دوم:
ادبیات پژوهش

2-1- مقدمه
یکی از مواهب ارزشمندی که خالق هستی به انسان ها ارزانی داشته، قدرت تفکر است. تفکر فصل ممیز انسان از حیوان های دیگر است و به او این امکان را می دهد که با استفاده از ابزارها و مقدمات لازم، به شناخت خود و واقعیت های هستی بپردازد، باورهای خود را رقم بزند، رفتارها و سلوک این جهانی خود را براساس آن سامان دهد و سیر تکاملی خود را بر آن بنیان نهد( کلانتری،1386،ص24).
مراد ما از «فکر کردن» یا «اندیشیدن» معمولا همانست که با عبارت «ترکیب اطلاعات موجود برای رسیدن به اطلاعات جدید» توضیح می دهیم. یعنی اگر ما بخواهیم از طریقی غیر از ترکیب اطلاعات موجود(مثلا بامراجعه به ماخذ کتابخانه ای)به اطلاعاتی جدید برسیم، دیگر نیازی به فکر کردن نداریم.(ابوترابیان،1382،ص85)
جان دیوئی فکر را عبارت از درک روابط می دانست و آن را چنین تعریف میکرد: «بررسی دقیق هر نظر یا عقیده با توجه به دلایلی که آن حمایت می کند و نتایجی که این نظر یا عقیده متوجه آنهاست(مکتبی فرد،,1388,،ص361).
استرنبرگ سبک های تفکر را یکی از شش منبع اصلی برای خلاقیت و تولید ایده برای حل مشکلات و انطباق با تغییرات بیان می کند(ساگون و دی کارولی ,2008,ص4). یکی از ویژگی های مهم و حیاتی انسان ، استفاده از قدرت تفکر است. انسان به دلیل فرصت قدرت تفکر خود قادر به تسلط بر محیط پیچیده و متغییر اطراف خود می باشد و می تواند زندگی خود را ادامه دهد. افراد با توجه به سبک خاص خود در مورد نحوه انجام فکر می کنند)ایرجی نقندری , همکاران,317,2012).
نوآوری هم یک زمان عمل یا فعالیت نیست، بلکه یک طرز فکر است. نوآوری در دنیای کسب و کار امروز هم برای شرکت ها و افراد ضروری در نظر گرفته شده است(کاسکون اورلند2010 ,ص5040). در دنیای پر رقابت کنونی ، ماندگاری و کامیابی در فعالیتهای اقتصادی هرگز کار ساده ای نیست. گاهی هایی وجود دارند که باید از آنها بهره برداری نمود و مسائلی وجود دارد که باید آنها را حل و فصل کرد. برای مقابله با این گونه مسائل همواره باید در کار ، خلاقیت و نوآوری داشت. امروزه شرایط دنیای کسب و کار و قواعد بازی در رقابت، مثل گذشته نیست که با جمع آوری برخی اطلاعات بتوانیم قطعات یک پازل را طبق نقشه و طرح از پیش تعیین شده ای کنار هم قرار دهیم و به نتیجه برسیم، بلکه سازمان ها و افرادی موفق هستند که بتوانند پازلی را تکمیل کنند که قطعات آن به روش منظم و نظام مند کنار هم قرار نمی گیرد؛ یعنی هر قطعه در کن
ار یک قطعه به خصوص قرار نمی گیرد، بلکه ممکن است حتی با قطعات دیگری نیز جفت شود. در چنین محیطی هیچ کس نمی داند چند قطعه در اختیار دارد و طرح نهایی این پازل به چه شکلی در خواهد آمد(محمد کیا و همکاران,1386,ص49).
مهم ترین عامل در رشد و پیشرفت بشر در تمام زمینه ها نوآوری و خلاقیت است به همین دلیل نوآوری عامل مهمی در بقای سازمان ها در محیط پر رقابت کنونی است( نیکنامی و همکاران,1388،ص2). دگرگونی های پیوسته در جهان امروز، سازمان ها را وادار ساخته تا برای زیستن در چنین محیط متغییر و بی ثباتی، به خلاقیت و نوآوری بیشتر اهمیت دهند و اهداف،گرایش ها و علایق خود را برای به کارگیری خلاقیت و نوآوری هدایت کنند. انتشار پیشرفت و ارتقا نیز، تا هنگامی که بستر مناسب برای پرورش نیروهای خلاق و فراهم آوردن امکانات برای نوآوری مهیا نباشد، بیهوده است. ضرورت وجود خلاقیت و نوآوری به حدی است که برخی منابع نبود خلاقیت و نوآوری را با نابودی درازمدت سازمان یکی دانسته اند(تفرشی , همکاران،1391،ص92). زیرا که در دنیایی که به سرعت در حال حرکت است، توقف، شایسته نیست و به زوال منتهی خواهد شد. سازمان های ما نیز برای حفظ بقای خود در چنین محیطی، ملزم به پذیرش تغییر و استقبال از آنند. جان لاک در مورد این گونه افراد ،اشاره جالبی دارد و میگوید: «ثبات از خواص اذهان تنگ است»و به این ترتیب ثبات را از ویژگیهای تنگ نظران میداند(زاهدی،1386،ص40).