سلامت روان، شخصیت

2- بی تفوا نباشید:
آقای عزیز! خانم عزیز! شما در هر جای دنیا باشید و هر کاری که کنید شغلتان یک سیستم دارد؛ یعنی اینکه یک صنفی، یک شرکتی، یک وزارتخانه ای که سیستم قدرتی بالا به پایین دارد این شغل شما را در بر می گیرد این سیستم را بشناسید؛ اول از همه وظایف دقیق خودتان را، بعد ازآن حمایت های سیستم را، دردسرهایش را، روابط آشکار و پنهان اش را، توانایی های همکارانتان را و تیپ شخصی رئیس تان را هر چه بیشتر سازمان تان را بشناسید، بعداً راحت تر می توانید از دام تحلیل رفتگی شغلی بیرون بیایید.
3- شغلتان را دست کم نگیرید:
فقط تلفنچی یک اداره اید؟ فقط پادوی یک شرکت تبلیغاتی هستید؟ فقط کارگر ساده یک کارخانه اید؟ خب، باشید، یک کارخانه ای؟ خب باشید. فقط یک لحظه تصور کنید آن شرکت یا کارخانه بدون شما چه وضعی پیدا می کند. از استعاره استفاده کنید، مثلاً یک تلفن شاهراه ارتباط با مخاطبان دوره یک شغل است؛ شاهراهی که شما بازش می کنید.
4- به روز باشید:
باور کنید هیچ اشکالی ندارد که بنشینید کنار دست برادر کوچک ترتان و ترفندهای ویندوز یا اینترنت را از او یاد بگیرید. سعی کنید اگر کارتان مرتب با نرم افزارهای جدید است، قبل از آمدنشان به اداره، یک آشنایی کلی با آنها داشته باشید
5- سیب زمینی نباشید:
فعال باشد جان من و همین جوری دست روی دست نگذارد که تقاضای زیاده از حد همکاران و رئیس و حتی خانواده کم کمک تمام وجودت را پر از ویروس تحلیل رفتگی بکند. بنشین لااقل با آنها حرف بزن و بگو که نمی توانی کار سختی است، می دانم. خیلی کار سختی است ولی می ارزد، نه؟
6. شیوه کارتان را عوض کنید:
دوستی داشتم که هر وقت می رسید به آخر خط و می برید، پدرش می گفت رویه ات را عوض کن. همیشه هم جواب می داد. گاهی مشکل در این است که شیوه های بهتر و کارآمدتری هم برای انجام کارهایمان وجود دارد اما آنها را به کار نمی گیریم چون اصلاً به آنها فکر نمی کنیم.
7- استراحت کنید:
منظورم این است که وسط کار 3 ساعته تان نیم ساعت استراحت کنید. گاهی استراحت های 10 دقیقه ای در فواصل یک ساعت معجزه می کند. امتحان کنید.
8- تنوع ایجاد کنید :
گاهی حجم کارتان زیاد نیست اما آنقدر کارهای شبیه به هم را نزدیک به هم انجام می دهید که خودتان خسته می شوید . می توانید رج بزنید؛ یعنی کارهای سبک و سنگین یا آنها که بیشتر لذت بخش است را بین آنها که کمتر علاقه به آنها دارید انجام بدهید.
9. ریلکس باشید:
این یکی را دیگر نمی شود توی 100 کلمه و 200 کلمه توضیح داد بروید کتاب هایش را بخرید و همان جا توی محل کارتان از ریلکسیشن بدنی استفاده کنید؛ البته از نوع کوتاه مدتش!
10. شغلتان را عوض کنید:
بعضی وقتها اصلاً مشکل ریشه ای تر از این حرفاست. شما از شغلتان کلاً خوشتان نمی آید، به اجبار آن را پذیرفته اید و به قول روان شناس ها رضایت تان صفر است. اینجا دیگر یا باید نظرتان عوض شود یا شغلتان.
2-2-24. پیشینه پژوهش
2-2-24-1. سابقه پژوهش ها و مطالعات انجام گرفته داخلی
– محمدی(1386) پژوهشی با عنوان مقایسه مکانیسم های مقابله ای تحلیل رفتگی شغلی و سلامت روان در دبیران ایران و هند در ارتباط با تحلیل رفتگی معلمان پرداخته و همچنین یافتن تفاوت در بهره گیری از مکانیسم های مقابله ای (مسئله مدار و هیجان مدار) در سه بعد خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و فقدان موفقیت فردی در میان دبیران ایرانی و هندی و بررسی نقش تحلیل رفتگی شغلی در سلامت روانی دبیران است روش مطالعه، توصیفی و از نوع همبستگی است و برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه فهرست تحلیل رفتگی مسلچ و جکسون 1981، پرسشنامه راههای مقابله ای لازاروس و فولکمن 1984 و پرسشنامه فهرست تجدید نظر شده علائم روانی (SCL 90R) در آگوستین 1974 بهره گیری شده است. نمونه آماری شامل 600 نفر از دبیران زن و مرد شاغل در دبیرستان های تهران (ایران) و پونا (هندوستان) است که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای ، متناسب با حجم جامعه انتخاب شده اند
نتایج تحلیل نشان می دهد که تفاوت معناداری در متغیر خستگی عاطفی و مسخ شخصیت در میان دبیران زن و مرد مشاهده می شود که دبیران مرد در مقایسه با دبیران زن از تحلیل رفتگی شغلی (خستگی و مسخ شخصیت) بیشتری برخوردارند. اما درباره متغیر فقدان موفقیت فردی تفاوت معنی داری مشاهده نشد. یافته های پژوهش فوق یافته های بدری 1374، عبدی 1373، کسلواتیز 1989 را تایید میکند. به دلیل نزدیکی فرهنگی دو کشور ایران و هند از نظر ارزشهای فرهنگی، سوابق تاریخی و اهمیت بیشتر روابط فردی ، تفاوتی در میزان شیوع تحلیل رفتگی میان دو کشور مشاهده نشده است.