امروزه اصطلاح حقوق بین الملل عمومی عینا در زبانهای مختلف استعمال می شود و تنها آلمانیها هستند که واژه Volkerrecht به معنی حقوق ملل را که یادآور Jus gentium رومی است به کار می برند و درفرهنگ آلمانی، صرف حقوق بین الملل به معنی حقوق بین الملل خصوصی است. در فرانسه، ژرژ سل به سال 1932، اصطلاح قدیمی حقوق ملل را بار دیگر زنده کرد و کتاب خود را «مختصر حقوق ملل» نامید؛ با این وصف که منظور وی از به کارگیری واژه ملل، معنی لاتین کلمه نبوده، بلکه معنی عادی «افراد» را مستفاد نموده است. عربها واژه قانون را از انگلیسی و واژه دولت را به جای کشور از آلمانی گرفته و اصطلاح «القانون الدولی العام» را ساخته و به جای « حقوق بین الملل» به کار برده اند.
اما این اصطلاح از دانشگاه استانبول به ایران وارد شد و در ادبیات حقوقی فارسی ثبت گردید. وجود حقوق بین الملل یک ضرورت حیاتی و اجتناب ناپذیر در جامعه بین المللی است.
گفتار چهارم: حقوق بین الملل در دوران باستان
در دوران باستان، حقوق بین الملل به معنی واقعی کلمه وجود نداشته است و آنچه رومیها آن را «حقوق ملل» می نامیده اند، در واقع حقوق بین الملل به مفهوم دقیق و کامل آن نبوده است.
در قرون وسطا، پاپ و کلیسا قدرت مطلقه و حاکم بر سرنوشت کشورهای جدید اروپایی که پس از سقوط امپراطوری عظیم روم و تشکیل روم غربی ایجاد شده بود، گردیدند و از آنجا که مسیحیت آئین مشترک آن ملتها بود، بنابراین در روابط بین خود تابع قوانین الهی مسیح شدند.
از این زمان حقوق بین الملل اروپا جنبه الهی یافت و عنوان «حقوق ملل مسیحی» تاسیس گردید و جامعه مشترک ملل مسیحی شکل گرفت.
بامداقه در حقوق بین الملل مسیحی، به این نکته اساسی برمی خوریم که قسمت اعظم آنچه کلیسا به عنوان حقوق ملل عرضه نمود، در واقع از افکار اربابان کلیسا سرچشمه گرفته بود، نه دستورات الهی مسیح.
الکساندر آلوارز، دانشمند برجسته حقوق بین الملل در کتاب خود به نام «تدوین حقوق بین الملل عمومی» (ص18) در این مورد گفتار جالبی دارد: «دین مسیح که در آغاز خدمات فراوانی به عالم مسیحیت نموده بود، در دست پاپها به حقه و کینه نسبت به غیرمسیحیان- که برای آنها هیچ حقوقی قایل نبودند- مبدل شده بود اینان جز گرویدن به دین مسیح یا نابود شدن چاره ای نداشتند.»
در این دوران اوج گیری اقتدار کلیسا و رژیم ملوک الطوایفی در اروپا (اواخر قرن ششم میلادی) بود که اسلام در شبه جزیره عربستان تجلی نمود و به تدریج تا کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا و هندوستان و ترکستان و قفقاز و حتی تا قلب اروپا پیش رفت.
«ظهور اسلام از دو حیث درتحول حقوق بین الملل موثر افتاد: یکی از نظر مقررات بین المللی که در شریعت اسلام وجود داشت و دیگری از حیث زمان و تاریخ پیدایش اسلام که با زمان وحدت جامعه اروپایی از طریق دین مسیح و به دنبال آن بروز جنگهای صلیبی مصادف بود.»
گفتار پنجم: ضمانت اجراهای حقوقی در حقوق بین الملل
مقصود از ضمانت اجراهای حقوقی در حقوق بین الملل ضمانت اجراهایی هستند که جنبه حقوقی داشته و طبق حقوق بین الملل مجاز هستند. این نوع ضمانت اجراها عبارتند از: ضمانت اجرای کیفری، ضمانت اجرای مدنی، ضمانت اجرای اقتصادی، ضمانت اجرای دیپلماتیک یا کنسولی و بالاخره اقدامات متقابل.
گفتار ششم: ضمانت اجرای دیپلماتیک و یا کنسولی
حقوق بین الملل برای کلیه کشورها، اعم از قربانیان نقض حقوق بین الملل یا غیره، این حق را شناخته تا در مقابل کشور ناقض حقوق بین الملل، روابط دیپلماتیک و یا کنسولی خود را با آن کشور قطع کنند یا کاهش دهند، ماموران دیپلماتیک و یا کنسولی خود را از کشور متخلف احضار کنند و یا اینکه روانامه رئیس پست کنسولی کشور فرستنده متخلف را لغو نمایند.
گفتار هفتم: تعریف حقوق بین الملل ازدیدگاه اسلام
تعریفی که حقوقدانان وپژوهشگران اسلامی ازحقوق بین الملل می نمایند، به طور عمده با تعریف حقوق عمومی خارجی منطبق است.
برخی از نویسندگان برجسته دنیای اسلام، از جمله محمد بن حسن شیبانی (804-794م) برای اولین بار واژه «سیر» را برای حقوق بین الملل برگزیدند. از این رو، نویسنده مذکور کتابی با عنوان «السیر الکبیر» دارد.
در اصطلاح حقوقدانان اسلامی، سیر(جمع سیره)؛ یعنی رفتار دولت اسلامی در روابط با دیگر جوامع، یا رفتار دولت اسلامی در امور بین المللی، که البته به لحاظ حقوقی از منابع کتاب و سنت ارزیابی می شود.
حقوق بین الملل در اسلام در برگیرنده قواعد حاکم بر روابط بین المللی و تامین کننده تمامی حقوق انسانها در روابط بین المللی است. ایجاد چنین قواعد جامع و کاملی، صرفا بر اراده های بشری استوار نیست، بلکه باید خاستگاه اصلی آن را در اراده فرابشری و خداوندی جستجو نمود.
به قول پروفسور مارسل بوازار، اسلام شناس مشهور سوئیسی، «اگر فلسفه تاسیس دانش حقوق بین الملل را دگرگونی در روابط ملتها وجلوگیری از تجاوز زورمندان و توانگران، برابری و برادری انسانها بدانیم، باید اذعان کنیم که پیغمبر اسلام(ص) بنیانگذارحقوق بین الملل بوده است.»