طبقه بندی ادوینسون و مالون، اجزای سرمایه فکری

سازمان : یک سازمان نه تنها اداری سیستم ها و ساختارهای مشهود است، بلکه همچنین شامل زیرساخت های نامشهود ، داراریی های معنوی، فرآیندها و فرهنگ نیز می باشد.
تجدید و توسعه : به عنوان جنبه نامشهود هر چیزی که باعث خلق ارزش در آینده گردیده اما اثرآن در حال حاضر مشخص نیست .
اگر چه ادوینسون و مالون پیشرفتهای زیادی در رابطه با اندازه گیری ICداشته اند اما روس و روس (1997) پیشرفت های ملموسی در یکپارچگی معیارهای IC و حرکت به سمت یک معیار واحد ( رویکرد کل نگر به ارزش) داشتند . آنها در تحقیقی دیگر و در طبقه بندی شبیه به طبقه بندی ادوینسون و مالون ، IC را به سرمایه انسانی ، سرمایه سازمانی و سرمایه ارتباطی تقسیم کرده و این سه دسته را در یک سطح افقی قرار داده اند . در این طبقه بندی اجزاء سرمایه فکری با جزئیات بیشتری معرفی شده است :
سرمایه انسانی : شامل دانش فنی ، مهارتها ، ویژگیهای رهبری مدیران ارشد، نوآوریها ، انگیزش (بعد مالی و غیرمالی ) و قابلیت سازگاری است.
سرمایه ساختاری: فرهنگ شرکت، ساختار، فرایندها و رویه های کاری
سرمایه رابطه ای : رابطه با مشتری جهت اطمینان از میزان رضایت آنها از محصولات وخدمات ارائه شده ، ارتباط با تامین کنندگان جهت اطمینان از ارائه مواد اولیه باکیفیت .
2-7-3 مدل استیوارت
استیورات در سال 1991 و در مجله فورچون ICرا عبارت از دانشی که از طریق تبدیل مواد خام به محصولاتی که آنها را ارزشمندتر می سازد معرفی کرده است . استیورات هم هچون محققان قبلی IC را ترکیبی از دو دسته HCو SC دانسته و سرمایه سازمانی را زیر مجموعه ای از SC قلمداد کرده است . او عقیده دارد که هر شرکتی هر سه سرمایه مذکور را دارد اما براساس شرایط متفاوت ، تاکید بیشتری بر روی یکی از این سرمایه ها می کند. از منظر استیورات اجزای سرمایه فکری عبارتند از :
سرمایه انسانی : که اشاره به مهارتها و دانش فردی کارکنان شرکت دارد.
سرمایه ساختاری: شامل مالکیت معنوی ، متدولوژی ، نرم افزار، اسناد و مصنوعات دانشی دیگر .
سرمایه مشتری: به معنی ارتباط با مشتریان و عرضه کنندگان است .

2-7-4 مدل سالیوان
سالیوان یکی از پایه گذاران و شریک تجاری گروه مدیریت سرمایه های فکری است . گروه مدیریت سرمایه های فکری یک شرکت مشاوره ای است که فعالیت هایش بر ایجاد و تولید ارزش از سرمایه های فکری متمرکز شده است . براساس نظریه این گروه ، از کنار هم قرار دادن دو رکن اساسی سرمایه انسانی و دارایی های فکری می توان به مفهوم و جایگاه سرمایه های فکری دست یافت . مطابق این مدل ، سرمایه های فکری از سه جزء تشکیل شده اند :
منابع انسانی : در این منابع هوش و خردکارکنان سازمان را در نظر گرفته می شوند . منابع انسانی منشاء فن ، تخصص و حافظه سازمانی در خصوص موضوعات و حائز اهمیت برای سازمان هستند. منابع انسانی ، شامل تجارب جمعی ، مهارت و فوت و فن عمومی تمام کارکنان بنگاه است .
دارایی های فکری : دانش مشهود طبقه بندی شده و یا توضیحات فیزیکی از دانش خاصی را شامل می شود که سازمان می تواند ادعای مالکیت آن را نموده و بدون ایجاد مشکلی در حقوق معنوی ، آنها را به سازگی خرید و فروش کند . هر تکه ای از دانش سازمان ، که معمولاً به شکل مستند کاغذی یا کامپیوتری است ، به عنوان دارایی فکری سازمان تلقی شده مورد حمایت و حفاظت قرار گیرد . دارایی های فکری منشاء ایده ها و نوآوری هایی هستند که شرکت ها و بنگاه ها آنها را تجاری می نمایند .
مالکیت معنوی : مالکیت معنوی یک نوع دارای فکری است که بصورت قانون قابلیت حمایت ، حفاظت و پیگیری را داراست . از موارد مالکیت معنوی می توان به حق اختراع ، حق تالیف ، علائم و نشان تجاری و اسرارو رموز تولید تجاری اشاره نمود.
2-7-5 مدل بونفرر
بونفرر(2003) اعتقاد به این دارد که بایستی مابین چهارجزء سرمایه فکری شامل سرمایه انسانی ، سرمایه ساختاری، سرمایه بازارو سرمایه نوآوری تمایز قائل شد.
سرمایه انسانی : مجموعه ای از دانشهای فنی و روتین موجود در تفکرات کارکنان است .
سرمایه ساختاری: همه آیتم های نامشهود از دانش ضمنی که قابل تفکیک هستند را شامل می شود .