از مهمتـرین نظریه هایی که به تبیین انواع عشق می پردازد نظریه شش بعدی «لـی» می باشد.« لی » بر اساس برآوردهای بدست آمده از کشورهای ایالات متحده، کانادا و بریتانیا شش روش عـشق ورزی را بیان می کند (نتو،2001) ، که عبارتند از:
1- عشق رومانتیک (اروس) : این نوع عشق تـوأم بـا میل فیزیکی شدید به معشوق است و بر اسـاس زیبـایی، جـذابیت و تناسـب فیزیکـی شـکل می گیرد.
نوعی از عشق که در آن صـمیمیتی لـذتبخـش بـه آرامی رشد پیدا میکند.
2ـ عشق دوستانه (استورگ)
در ایـن فرآینـد بـه تـدریج طـرفین، زوایـای وجودی خود را بیشتر برای یکدیگر فاش میکننـد
در این شیوه، عشق به عنوان یک تفریح تلقی شده و هیچ تعهـدی در آن نیـست .
3- عـشق بازیگرانـه (لـودوس)
وضـعیتی کـه ماننـد شرکت در یک بازی تلقی می شود و معمولا کوتاه مدت است و به زودی تمام میشود.
4 – عشق شهوانی (مانیا)
حالـت شـدید هیجـانی همـراه بـا حـسادت و عـشق همـراه مشغولیت ذهنی که باعث میشـود شـخص عـصبی شـده و از طـرد شـدن بترسـد.
5 – عشق واقعگرایانه (پراگما)
عشق منطقی کـه در آن شـریک رابطـه، بـر اسـاس نیازهـای شـخص و همخوانی با سن،مذهب، سوابق و شخصیت انتخاب میشود. در اینجا رضایت خاطر بیـشتر ازهیجان و هیجان و تحریک وجود دارد.
6- عشق فداکارانه (آگاپه)
عشق غیر شرطی همراه با مراقبت از معشوق که با انعطافپذیری و بخشندگی زیاده از حد توأم است. در این نوع عشق خـود را فدا کردن وجود دارد (کونکل و بورلسون، کرامر، کنت، کولینز و سینگلتون-جکسون، 2005). هندریک(1988) بر اساس نظریه لی مقیاسی ابداع نمودند که به سنجش این شیوه ها می پردازد (نتو، 2007).
با اسـتفاده از ایـن مقیـاس مطالعـات زیـادی در فرهنـگهـای مختلف صورت گرفته و ارتباط بین اجزاء آن با کیفیت روابط زناشویی مـشخص شـده اسـت (هایتور و روبرت، 1996؛ اندرو، 2000؛ پـارا، بـراون، هـوین، تـائو و دیگـران ، 2000 ؛نتو ،2001؛ کانکل و برولسون، 2003؛ تائو، 2005؛ گنزاگه و دیگـران، 2006). پـژوهشهـایی کـه تاکنون صورت گرفت رابطه سبکهای عشق ورزی با رضایتمندی زوجـی (حفـاظی طرقبـه ودیگران، 1385؛ فینچ 1999)، ، 1999)، سبک دلبستگی (گنزاگه و همکاران، 2001؛ گنزاگه و همکاران،2006)، نحــوه تعامــل و ارتبــاط زناشــویی (لــوین و همکــاران، 2006)، شــادمانی زناشــویی(عیسی نژاد، شماعی و احمدی، 1387)، خودشیفتگی و فردگرایی (تـائو، 2005)، مهـارتهـای ارتباطی (کانکل و بورسلون، 2003)، کیفیت زندگی (اندرو، 2000)، سبکهای ارتباط جنسی(فری و حجت ، 1998) و کیفیت روابط زناشویی (چو و کـراس ، 1995؛ هـایتور و روبـرت1996؛ نیلــسون، 2005) را نــشان داده انــد. بــا وجــود پــژوهش هــای صــورت گرفتــه، ابعــاد وهمبسته های سبکهای عشق ورزی لی به صورت کامل مطالعه نـشده اسـت. همچنـین شاخصه هایی نظیر تعارضات زناشویی و طرحواره های ناسازگار اولیه با سبک نگرش به عشق در روابـط زوجـی ، به درستی شناخته شده نیست.
پیشینه تحقیق
مریم ذوالفقاری و همکاران (1378) .در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و صمیمیت زناشویی در زوجین به این نتیجه دست یافتند که بین طرحواره های ناسازگار اولیه با ابعاد صمیمیت زناشویی همبستگی منفی و معناداری وجود دارد، یعنی هرچه طرحواره ها ناسازگارتر می شوند صمیمیت زناشویی کاهش می یابد.
زهره خسروی وهمکاران ، (1390).در این پژوهش که به بررسی رابطه ی سبک های دلبستگی، بخشش و تعارضات زناشویی در زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرج بود. یافته ها نشان داد که میان سبک های دلبستگی، تعارضات زناشویی و بخشش رابطه ای معنادار وجود دارد. هم چنین، میزان تعارضات زناشویی در زوج هایی که سبک دلبستگی هر دوی آن ها ایمن است کم تر و میزان بخشش در آن ها بیش تر از زوج هایی است که سبک های دلبستگی هر دوی آن ها ناایمن و یا سبک دلبستگی یکی از آن ها ایمن و دیگری ناایمن است.
طرحواره های ناسازگار اولیه اثر منفی بر رضایت زناشویی دارند (آریتی و بمپوراد ،2007). بک و، در پژوهشی به رابطه معنادار طرحوارههای ناسازگار اولیه و از هم پاشیدگی خانوادگی اشاره کردند (2008).
در پژوهشی که توسط یانگ و همکاران انجام شد، آنها دریافتندکه در زوجین، علاوه بر طرحوارههای اولیه که به روابط زناشویی وارد میشوند، در روابط فعلی نیز طرحواره هایی شکل می گیرند، چنان که در روابط دو نفرنیازهای طرحواره ی اولیه برآورد نشود و یا طرحوارهی اولیه باطرحوارهی فعلی ناهماهنگ باشد، موجب ناسازگاری بین زوجین و در نهایت طلاق میشود.در پژوهشی دیگر، نتایج
نشان داد که بین طرحوارههای ناسازگار اولیه شکست با اعتماد و قابل پیش بینی بودن شریک زندگی و همچنین بین طرحوارهی ناسازگارمحرومیت هیجانی و نقص با نزدیکی، اعتماد و صمیمیت زوجین، رابطه منفی وجود دارد. همچنین طرحوارهی ناسازگار اولیه محرومیت هیجانی و نقص، پیشبینی کننده روابط صمیمی و عاشقانه کمتردر زوجین می باشد
ذوالفقاری، فاتحی زاده و عابدی)1387(در پژوهشی که جهت تعیین رابطه ی بین طرحوارههای ناسازگار اولیه با ابعاد صمیمیت زناشویی دربین 70 نفر (35 زوج) از زوجین شهر اصفهان انجام دادند، نتایج بدست آمده از تحلیل دادهها نشان دادند که بین طرحوارههای ناسازگار اولیه با ابعاد صمیمیت زناشویی همبستگی منفی و معنیداری وجود دارد، یعنی هرچه طرحوارهها ناسازگارتر میشوند، صمیمیت زناشویی کاهش مییابد.