برخی دیگر از محققین در توصیف کریم آورده‌اند:
«برای چیزی یا کسی همه اوصاف ستودنی است و محمود را در خود جمع داشته باشد. و متضاد لئیم است و این صفت در اصل بر انسان‌ها اطلاق می‌شود، اما در توصیف اسب و شتر و درخت نیز به کار می‌رود.
اکثر لغت‌شناسان، کرامت را به معنای شرافت و بزرگواری می‌دانند و آن را در مقابل دنائت و پستی آورده‌اند. آیت‌الله جوادی آملی می‌فرمایند:
«کرامت همان نزاهت از پستی و فرومایگی است. کریم غیر از کبیر و عظیم است. کریم معنایی دارد که شاید در فارسی معادلی بسیط نداشته باشد؛ لذا اگر خواسته باشیم کلمه کریم را به فارسی ترجمه کنیم باید چند کلمه را کنار هم بگذاریم تا معنای کریم روشن‌تر شود. روح بزرگوار و منزه از هر پستی را کریم می‌گویند.»
کرامت انسانی به دو صورت ذاتی و اکتسابی است: «کرامت ذاتی» انسان از جانب خداوند متعال و برای همه انسان‌هاست. برای مثال در سوره بقره آمده است: «و نفخت فیه من روحی». از این آیه چنین برمی‌آید که انسان بما هو دارای ارزش ذاتی است و کسی حق اهانت به این ارزش را ندارد. آیه 70 سوره مبارکه اسراء نیز درباره کرامت انسان‌ها این‌گونه می‌فرماید: ما آدمیزادگان را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا، (بر مرکبهاى راهوار) حمل کردیم و از انواع روزیهاى پاکیزه به آنان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از موجوداتى که خلق کرده‏ایم، برترى بخشیدیم « و یا در آیه ای دیگر می فرماید :ای مردم ما شما را از یک زن و مرد افریدیم و شما را شعبه ها و قبیله ها قرار دادیم کهبا یکدیگر با تحصیل معرفت زندگانی هماهنگی داشته باشید قطعا با کرامت ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست .
کرامت اکتسابی، کرامتی است که خود انسان‌ها برای به دست آوردن آن می‌کوشند و با تهذیب نفس و ترک لذایذ دنیوی به آن دست پیدا می‌کنند. انسان قادر است با تلاش و توکل به بالاترین درجات معنوی برسد. علامه جعفری می‌نویسند:
«اگر متفکری یا مکتبی ادعا کند همه انسان‌ها در برخورداری از کرامت و شرافت انسانی یکسانند و هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، قطعاً سخن نامفهومی می‌گوید. آیا معقول است که حضرت علی بن ابیطالب(ع) با ابن‌ملجم هواپرست و جنایتکار بزرگ تاریخ، بدون هیچ تفاوتی از حق و کرامت و شرف انسانی برخوردار باشند؟»
پس تلاش و اراده انسان در نیل به کسب کرامت مؤثر است و حکومت نیز موظف است شرایط را برای عزت‌مندی و کرامت بیشتر مهیا سازد.
گفتار دوم) اصل حیات شایسته
انسان برای زندگانی و خوب زیستن به این دنیا امده است و نه برای حیوانی زندگی کردن و پس از مدتی از این دنیا رفتن و پس از آن حسرت خوردن لذا اسلام برای حق حیات برنامه ای متفاوت دارد و حیات از دیدگاه اسلام صرف زنده ماندن نیست بلکه خوب زیستن و ارزشمند بودن و الهی رفتار کردن است. اهمیت حق حیات را آیات زیادی تأیید می کند که برخی این آیات در زیر می آید.
اهمیت زندگی بشر به حدی است که که در قرآن کشتن انسانی بدون توجیه و دلیل قانونی و شرعی گناه بس بزرگ و نابخشودنی است و انسان بواسطه انسان بودن و ارزش داشتن از قتل و اسیب های مادی و معنوی بدور است فرماید: هرکس کس دیگری را به قصاص قتل کسی یا ارتکاب فسادی بر روی زمین بکشد چنان است که همه مردم را کشته باشد و هر کس که به او حیات بخشد ،چون کسی است که همه مردم را حیات بخشیده باشد .
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریف می فرمایند :
این آیه، کنایه از این است که مردم همه دارای یک حقیقت انسانی بوده، یک نفر و یا همه درآن حقیقت مساوی اند. هرکه به انسانیتی که در فرد است سو قصد ی کند، همانا به انسانیتی که در همه است سو قصد نموده است. هم چون آبی که میان ظرف های زیادی پخش کنیم، هرکه از یکی از آن ظرف ها آب بخورد، مسلما آب خورده ….و آنچه در ظرف هاست چیزی جز آب نیست: پس گویا همه را آشامیده است.
در نصوص اسلامی کشتن کاری بس قبیح است و انسان های عصر جاهلی که دختران را زنده بگور می کردند مورد عتاب و سرزنش بودند. واین بیانگر نگاه برابر قرآن به حق حیات انسان هاست قران کریم در سوره نحل می فرماید:
و چون یکی از آنان را به (تولد) دختر بشارت دهند (از فرط غیظ و غضب) صورتش سیاه گردد در حالی که خشم گلویش را می فشارد.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می نویسند:
هم چنان که عادت همه شان درباره دختران متولد شده این بود. به طوری که گفته اند، قبل از این که همسر شان بزاید چاله ای می کندند وآماده می ساختند. همین که می فهمیدند فرزندشان دختر است، در آن چاله می انداختند و به رویش خاک می ریختند تا زیر خاک جان بدهد و این عمل را از ترس فقر دختران مرتکب می شدند که مبادا بر اثر نداری مجبور شوند به کسی که کفو آنان نیست شوهر کنند.
زیستن در اسلام صرفا برای انسان ها نیست بلکه حتی نطفه نیز حق زیستن دارد. به تعبیر دیگر هر چه بهره مند از وجود شد بهره مند از حقوق نیز میگردد. به حضرت موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردم:
زنی از آبستن شدن می ترسد و دوایی می آشامد تا انچه را که در شکم دارد بیندازد. آن حضرت فرمود:نه، نباید سقط جنین کند. عرض کردم هنوز در حال نطفه است. فرمود: آغاز خلقت انسان نیز نطفه بوده است .
همانگونه که گفته شد حق زیستن در اسلام منحصر به انسان ها نیست بلکه حیوانات و سایر جانداران نیز باید از این حق برخوردار باشند و کسی نمی تواند به سایر جانداران آسیب برساند. به طور کلی هستی جاندار است و روح دارد لذا نمی توان به او صدمه ای وارد نمود.
در روایات آمده
است زنی که گربه ای رابست و گربه از تشنگی مرد زن به عذاب الهی دچار شد.