علمسنجی و ارزیابی بروندادهای علمی، تاریخچه پیدایش علمسنجی

2-2.علمسنجی و ارزیابی بروندادهای علمی
2-2-1. تعریف علمسنجی
“تجزیه تحلیل کمّی و تا حد امکان کیفی فرایند تولید، توزیع و استفاده از اطلاعات علمی و عوامل مؤثر بر آن و توصیف، تبیین و پیشبینی این فرایند، به منظور برنامهریزی، سیاستگذاری، اعتلاء و آگاهی و آیندهنگری علمی و پژوهشی در ابعاد فردی، گروهی، سازمانی، ملّی و بینالمللی”(حیدری، 1388، ص. 86).
تعریفی از علمسنجی توسط استاکلیف در سال 1992به این صورت ارائه شده است: علمسنجی مطالعه جنبههای کمّی علم به عنوان یک رشته یا فعالیت اقتصادی است. علمسنجی بخشی از جامعهشناسی علم میباشد و در سیاستگذاری علمی کاربرد دارد و شامل مطالعات کمّی در زمینه فعالیتهای علمی در میان دیگران و انتشارات و غیره میباشد و با کتابسنجی همپوشانی دارد(هود و ویلسون ، 2001).
در دایره المعارف بینالمللی علوم اطلاعرسانی و کتابداری آمده است: “علمسنجی بخشی از جامعهشناسی علوم را شکل میدهد که اغلب مرتبط با سیاستگذاریهای علمی است. علمسنجی درگیر با مطالعات کمّی فعالیتهای علمی و خصوصاً مطالعه انتشارات است و حوزههایی را در بر میگیرد که فراتر از مقوله کتابسنجی و اطلاعسنجی است”. بدین ترتیب، علمسنجی به مطالعه کلیه جنبههای کمّی علوم، ارتباطات مرتبط با علوم و نیز سیاستهای علمی میپردازد. از این نگاه، تجزیه و تحلیل کمّی و تا حد امکان کیفی فرایند تولید، توزیع و استفاده از اطلاعات علمی و عوامل مؤثر بر آن و توصیف، تبیین و پیشبینی این فرایند به منظور برنامهریزی، سیاستگذاری، اعتلا و آگاهی و آیندهنگری علمی و پژوهشی در ابعاد فردی، گروهی، سازمانی، ملّی و بینالمللی، جزء وظایف و دامنه مفهومی حوزه علمسنجی است. موفقیت بررسیهای علمسنجی در مدیریتهای علمی، به جامعیت اطلاعات گردآوری شده و تفسیر درست آنها وابسته است. برای همین این رویکرد دیدگاهی کلان نسبت به وضعیت علم، پژوهش و فناوری دارد و به کمّیت و کیفیت توجه میکند. از این رو در مطالعات علمسنجی، از روشهای کتابسنجی برای اندازهگیری کمّیت توسعه علوم و تأثیر هر یک بر دیگری استفاده میشود و سپس بر اساس اهداف تعیین شده، تأثیر هر کدام از عوامل و متغیرهای مورد بررسی نسبت به یکدیگر ارزیابی شده، مطالعات کیفی صورت میگیرد. به همین دلیل، به عقیده بک، علمسنجی به توازن بودجه و هزینههای جاری اقتصادی کمک میکند و در نتیجه کارایی تحقیقات را افزایش میدهد. علمسنجی به ابزارهایی نظیر نمایههای استنادی و تخصصی پویا نیازمند است. به عقیده دوبروف باید از نمایههای استنادی و تخصصی پویا استفاده کرد تا بتوان روند پیشرفت نطامهای علمی را مشخص ساخت. پس، علمسنجی با مطالعات کمّی و کیفی، با رویکردی خرد و کلاننگر، ابعاد مختلفی از علم و فناوری را ارزیابی میکند که دامنه آن نه تنها به شاخصهای انتشارات علمی محدود نیست، بلکه سطح وسیعی از شاخصهای اقتصادی و اجتماعی را دربر میگیرد و اطلاعات لازم برای برنامهریزان پژوهشی میدهد. میتوان مهمترین هدفهای علمسنجی را چنین برشمرد: 1. کمک به سیاستگذاری علمی کشور و توسعه علم و فناوری 2. دستیابی به کمّیت و کیفیت بروندادهای علمی و فناورانه 3. بسترسازی علمی جهت نخبهپروری و حمایت از نوآوران 4. بسترسازی برای اثرگذاری بیشتر یافتههای علمی 5. تسهیم عادلانه منابع با لحاظ کردن تفاوتهای فردی، گروهی و … 6. شناسایی و تصویرسازی از مرزهای و ارتباطات علم و فناوری، با نگاه به حوزههای خاص 7. بهرهوری مناسب از امکانات و توانمندیهای موجود 8. ترغیب بیشتر دانشمندان جهت رسیدن به حداکثر بهرهوری 9. ایجاد فضای رقابتی سالم علمی در دورههای زمانی مشخص 10. ارزیابی صحیح و رتبهبندی پژوهشگران، مؤسسات پژوهشی، دانشگاهها، مجلات علمی کشورها 11. ارزیابی جداکانه سیر رکود، رشد و توسعه علوم با توجه به ماهیت آنها 12. تشکیل سامانه اطلاعات علمی در ابعاد کشوری، منطقهای و جهانی. (نوروزی چاکلی، 1388، ص. 51)
علمسنجی امروزه یکی از متداولترین روشهای ارزیابی فعالیتهای علمی و مدیریت پژوهش است. بررسی کمّی تولیدات علمی، سیاستگذاری علمی، ارتباطات علمی و … برخی از موضوعات این حوزهاند. در علمسنجی، ارتباطات علمی و شیوههای تولید، اشاعه و بهرهگیری از اطلاعات علمی به روش غیر مستقیم و با بررسی منابع و مآخذ آنها ارزیابی و سنجش میشود (حیدری، 1388، ص 79).
2-2-2. تاریخچه پیدایش علمسنجی
تاریخچه شکلگیری مفهوم علمسنجی در شکل نوین را باید در اتفاقاتی بررسی کرد که در زمان پیدایش این مفهوم در دهه 1960 و حتی قبل از آن روی داده است. پژوهشگران زیادی جنگ جهانی دوم را منشاء بسیاری از تحولات علمی آن زمان دانستهاند. ضرورت دسترسی به اطلاعات روزآمدتر و تسهیل روند به کارگیری آن در جهت مقابله با دشمن و نیل به پیروزی، به یقین باعث تحولات زیادی شده که نتیجه جبری جنگ بوده است. پدیده انفجار اطلاعات، رشد تصاعدی متون، سردرگمی پژوهشگران در دسترسی به حجم عظیم اطلاعات و به کارگیری روشهای آماری در علوم اجتماعی از یک طرف؛ و رسالت کتابداران در تسهیل دسترسی به اطلاعات از سوی دیگر، و نیز غلبه رویکرد معرفت شناختی و پارادایم غالب در آن دوره زمانی خاص که بیش از آن که علمی باشد، علمگرایانه و پوزیتیویستی بود و تلاش کتابداران برای کسب اعتبار علمی با توجه به تعریف جدید از علم، که علم را با معیارهای کمّی و تجربی ارزیابی میکرد، از جمله زمینههای پیدایش علمسنجی به شکل امروزی هستند.(حیدری، 1389، ص. 172)

تجزیه تحلیل آماری نوشتههای علمی از ربع اول قرن دوم آغاز شده است. کول، ایلز و هولم از مقالات علمی منتشر شده به عنوان ملاکی برای مقایسه تولید علمی کشورهای مختلف استفاده کردند. در همان زمان افرادی نظیر لوتکا، برادفورد و زیف به منظور بررسی توزیع انتشارات بر حسب مؤلفین و نشریات الگوی نظری ویژهای ارائه دادند. در واقع نتایج کار این پیشگامان علمسنجی، تنها در اواسط قرن دوم و به هنگامی که نیاز به ارزیابی تولید و کارایی پژوهش علمی ضروری و الزامی گردیده مورد توجه قرار گرفت. البته فضای فکری جامعهشناسی علم و رشته تاریخ علم را نباید در بوجود آمدن علمسنجی دست کم گرفت. جامعهشناسی کمّی رابرت مرتون و ادغام نظریه آماری در بررسیهای تاریخ علم توسط درک پرایس به نحوی با فعالیتهای یوجین گارفیلد گره خورد و زمینهساز تحقیقات متنوع در علمسنجی شد. پرایس در کتاب علم کوچک علم بزرگ، برای نخستین بار دادههای آماری ملموسی در باب رشد متون ارائه کرد. وی معتقد است که علم از قرن هفدهم به بعد رشدی تصاعدی را نشان داده است. به عبارت دیگر علم به گفته او همانند “بهره مرکب” رشد مییابد و با مقدار ثابتی در دورههای زمانی یکسانی چند برابر میشود. او این رشد را بر حسب اموری از قبیل تعداد مجلات جدید علمی و عضویتهای مربوط به نهادهای علمی میسنجید. به زعم پرایس، تعداد فعالیت علمی از حدود سال 1665 که برای اولین بار در “صورت مذاکرات فلسفی انجمن سلطنتی” انتشار یافت، هر پانزده سال دو برابر شده است. این رقم بالاتر از نرخ رشد جمعیت جهان است. جمعیت جهان هر پنج سال دو برابر میشود. در سالهای اخیر، توجه از بررسی رشد متون چاپی به سوی تحلیل رشد کمّیت مواد موجود پیوسته حرکت کرده است(داورپناه،1386، ص.24-21).
2-2-3. تعریف کتابسنجی
برای کتابسنجی نویسندگان مختلف تعاریف متفاوتی را ارائه دادند که از جمله آنها تعریف گارفیلد، مالین و اسمال میباشد که کتابسنجی را تعیین اطلاعات کتابشناسی برای استفاده از تحلیلها دانستهان. تعریف دانشنامه کتابداری و اطلاعرسانی در سال 1379 از کتابسنجی بدین شرح است: مطالعه غیرمستقیم قواعد حاکم بر نظام مبادله افکار و اطلاعات علمی است تا از طریق بررسی استنادها یا ارجاعات موجود در متون، به قواعد حاکم بر رفتارهایی که به بهرهوری و بهرهدهی به دانش مکتوب یا اسلوبهای کسب و تولید اطلاعات علمی منجر میشود بپردازد.
پوتر مطالعات کتابسنجی را به دو دسته تقسیم میکند: دسته اول که توصیفی است و به شمارش میزان مشارکت کشورها، نویسندگان، مجلات، سالهای انتشار و حوزههای علمی در متون میپردازد. دسته دوم مطالعات کتابسنجی که بیشتر ارزیابانه است، تلاش میکند با به کارگیری تحلیل استنادی که یکی از روشهای کتابسنجی است میزان استفاده از متون را مطالعه نماید(علیجانی و کرمی، 1387، ص. 35-36).
اساس مطالعات کتابسنجی بر پایه ارزیابی جنبههای کمّی به هم پیوسته ارتباطات نوشتاری استوار است؛ بنابراین، مبتنی بر استناد است. بدین ترتیب، بهرهگیری از آثار دیگران برای تولید اثری جدید، پیشینهای به قدمت علم دارد و استناد به این آثار، هم عمر تألیف است. با وجود این، نه تنها نباید از جایگاه مطالعات استنادی در شرق غافل بود، بلکه باید پیشینه استناد یا اسناد را در اسلام و در قرون اولیه هجری قمری و نیز در علمالحدیث جستجو کرد. مهمترین اهداف آن عبارت است از: 1. تشخیص سیر تحول موضوعها در متون و منابع، 2. گردآوری دادههای قابل اطمینان جهت فراهمآوری تسهیلات و خدمات اطلاعرسانی 3. نشان دادن اهمیت نسبتی انواع گوناگون مدارک در قلمروهای موضوعی مختلف، 4. روشن نمودن محدودیتهای قلمروهای موضوعی 5. تصمیمگیری درباره انتشارات و استفاده از مواد و منابع اطلاعاتی، 6. نحقیق درباره عادتها و الگوهای انتقال اطلاعات 7. تسهیل فرایند بازیابی اطلاعات. با توجه به این اهداف هماکنون کتابسنجی کاربردهای وسیعتری دارد به طوریکه از نتایج این نوع مطالعات، در سطح ارزیابیهای کلان علمسنجی و در سطح خرد و نیز از نگاه کتابخانهها و حتی ناشران استفاده میشود و مصرف کنندگان اطلاعات میتوانند با استفاده از مطالعات کتابسنجی، به طور نظاممندتر، در مورد اعتبار یافتههای علمی منتشر شده قضاوت کنند. برخی از کاربردهای مطالعات کتابسنجی، به منظور نظاممندتر، در مورد اعتبار یافتههای علمی منتشر شده قضاوت کنند. برخی از کاربردهای مطالعات کتابسنجی است:
بهبود کنترل کتابشناختی متون و منابع رشتههای گوناگون
تعیین متون و منابع هسته
ارزیابی و سنجش عملکرد تحقیقاتی و آثار تولیدی نویسندگان، سازمانها، نشریههای کشور و سایر عوامل تولید علم،
معرفی نویسندگان پرتولید و مقالات پراستفاده
سنجش عملی بروندادهای علمی اعضای هیئت علمی
ردیابی انتشار اندیشهها و مطالعه الگوهای انتشاراتی
ترسیم نقشه علم(ترسیم ساختار موضوعها و حوزههای علمی خاص)
اندازهگیری تأثیر انتشارات
تحلیل کمّی تولید، توزیع و استفاده از متون منتشر شده