عوامل خطر در خودکشی کامل، سازمان بهداشت جهانی

set of hand drawn chalk arrows isolated on black background

4-Sui
5-Cide
6-Shnaydman
امیل دورکیم1 (1917) دراثر معروف خود به نام خودکشی آن را پدیده ای اجتماعی به شمار آورده و چنین تعریف می کند :خودکشی عبارت است از هر نوع مرگی که نتیجه مستقیم یا غیرمستقیم کردار منفی یا مثبت خود قربانی است که میبایست چنان نتیجهای به بار آورد (رفیعی ،1388).
هم چنین می توان به تعریف دشه اشاره کرد که می گوید : ” اقدامی معمولاً از روی آگاهی برای سر به نیست کردن خود به آن ترتیب که مرگ هدف یا وسیله باشد .” (ریئس دانا ،1380).
دلماس2 نیز خودکشی را عبارت می داند از ” عملی که به وسیله ی شخص برای معدوم ساختن خود انجام می دهد ، در حالی که اختیار مرگ و زندگی در حیطه قدرت اوست و از لحاظ اخلاقی موظف به انجام این عمل نمی باشد” (اسلامی نسب، 1371).
مین جر3 روانشناس، میل به مرگ را نزد فرد خودکش آرامشی میداند که در اثر تنشهای جامعه – محدودیت های اجتماعی واخلاق، که توانسته مانع از رهاشدن انرژی پرخاشگری و جنسی فرد شود و در نهایت فشار داخلی پدید می آورد – به آن دست پیدا کرده است (ریئس دانا،1380).
خودکشی یکی از معضلات بهداشت روان است. بر اساس گزارش رسمی سال 1996 سازمان بهداشت جهانی هر ساله حداقل 500 هزار نفر درجهان با خودکشی به زندگی خود پایان میدهند.
اقدام به خودکشی
جانیل4(2000) معتقد است که اقدام به خودکشی به عملی اطلاق می شود که در آن فرد اقدام به نابودی خود میکند (محمد خانی 1383). بر اساس تعریف سازمان بهداشت جهانی، اقدام به خودکشی عبارت است از عملی غیر کشنده که در آن شخص عمداً و بدون مداخلهی دیگران، رفتاری غیر عادی را انجام میدهد که منجر به خودآسیب زنی یا خوردن غیر عادی یک ماده به میزان بیشتر از مقدار تجویز شده می شود و هدف شخص از این عمل، تحقق تغییرات مورد نظر وی میباشد (پلات5 ، 1992؛ به نقل از هاوتون6و هیرینگن7، 2000). به عبارت دیگر اقدام به خودکشی طیفی از آسیب رساندن غیر عمدی به خود تا اقدام جدی برای مردن را در بر میگیرد (گونیل8 ،2000).
_________________________________
1-Emil Dorkheim
2-Delmas
3-Min jera
4-Janniel
5-Plat
6-Hawton
7-Heerington
8-Gunniel
عوامل خطر در خودکشی کامل
سفید پوست بودن، سن بالای 65 سال
طلاق یا بیوه شدن
تنها زندگی کردن
رویدادهای استرس زای زندگی
اختلالات روان پزشکی (افسردگی عمده، مصرف مواد به خصوص الکل، اسکیزوفرنیا، اختلالات پانیک، اختلال شخصیت مرزی، به علاوه در نوجوانان رفتارهای پرخاشگری و ضد اجتماعی و مخرب)
پیشینه ی فرد (تلاش های خودکشی قبلی و سابقه ی خودکشی در خانواده) (گیانو1 ، 1999).