عوامل کلیدی موفقیت، روش اطلس تکنولوژی

Creative abstract chemical scientific background illustration with chemistry formula and atom structure against chemical factory plant interior with industrial manufacturing equipment with motion blur effect

-بعد سوم مناسب بودن تکنولوژی برای شرکت است.
در این مرحله پنج حوزه اصلی شامل عوامل کلیدی موفقیت، عوامل فیزیکی کارخانه، عوامل انسانی، عوامل استراتژیک و عوامل مالی مورد توجه قرار می‏گیرد. پس از تعیین عوامل مهم در این حوزه‏ها کار امتیازدهی توسط کارشناسان بر اساس معیارهای معینی انجام می‏شود. پس از این مرحله امتیازها نرمال شده و به هر کدام از عوامل برحسب اهمیت آنها در شرکت وزن داده می‏شود که در نهایت اطلاعات نهایی مربوط به عوامل مهم و کلیدی به صورت جداولی که موفقیت استراتژیک مؤسسه را نشان می‏دهد، ارائه می‏گردند. این جداول کمک خواهند کرد تا نقاط قوت و ضعف شرکت شناسایی شوند.
از جمله ویژگی‏های این روش می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) در این روش بررسی سطح تکنولوژی به صورت عمیقی در سطح بنگاه انجام می‏شود.
ب) در این روش بررسی تناسب تکنولوژی بر اساس عوامل کلیدی موفقیت، عوامل فیزیکی کارخانه، عوامل انسانی، عوامل استراتژیک و عوامل مالی انجام می‏شود.
ج) در این روش بر اساس اصل امتیازدهی عوامل کیفی به صورت عوامل کمی در می‏آیند.
د) نظر کارشناسی در جهت امتیازدهی در این روش نقش مهمی ایفا می‏کند.
ه) موضوع تکنولوژی در سطح ملی در این روش مورد ارزیابی قرار می‏گیرد (تارک، 2000).
2-1-33-3 روش اطلس تکنولوژی
در این مدل که حاصل تلاش چهار ساله مرکز انتقال تکنولوژی آسیا و اقیانوسه (APCTT) وابسته به کمیسیون اقتصادی- اجتماعی سازمان ملل برای آسیا و اقیانوس کبیر (ESCAP) است، دو تئوری زیربنای این مدل را تشکیل می‏دهند:
الف- تکنولوژی مجموعه‏ای از چهار جزء است که عبارتند از فن‏افزار، انسان‏افزار، اطلاعات‏افزار و سازمان‏افزار
ب-برای مقایسه واحدهای صنعتی یا کشورها با یکدیگر نیاز به شاخص وجود دارد که در این مدل شاخص مذکور را محتوای تکنولوژی می‏نامند و با TCA نشان می‏دهند. در این مدل فرض بر آن است که در فرآیند تولید هر محصولی لازم است تا هر چهار جزء تکنولوژی به طور همزمان حضور داشته باشند.
عدم حضور هر کدام از آنها فرآیند تولید را متوقف خواهد کرد. از آنجا که عوامل دیگری نیز در فرآیند تولید یک محصول دخالت دارند، بنابراین لازم است تا سهم تکنولوژی در فرآیند مورد نظر مشخص شود. این سهم را توسط رابطه زیر تعیین می‏کنند:
TCC= TBT. HBH . IBI . OBO
در این معادله TCC به عنوان ضریب تکنولوژی T.H.I.O و به ترتیب فن‏افزار، انسان‏افزار، اطلاعات‏افزار و سازمان‏افزار و Bها شدت تأثیر اجزاء تکنولوژی می‏باشند که در واحدهای صنعتی مختلف متفاوت است.
در نهایت با استفاده از رابطه زیر مقدار TCA که آن را محتوای تکنولوژی افزوده می‏نامند، محاسبه می‏شود.
TCA=. TCC. VA
در این معادله نشان دهنده ضریب فضای تکنولوژی، TCC ضریب سهم تکنولوژی VA ارزش افزوده را نشان می‏دهد.
از آنجا که مقادیر اجزاء تکنولوژی و همچنین مقادیر B ها بین صفر و یک هستند، بنابراین مقدار TCC نیز بین صفر تا یک متغیر خواهد بود (ایران‏نژاد پاریزی، 1378).