عوامل کلیدی موفقیت، مدل رهیاب اسکاندیا

Businessman holds crystal ball with rising red graph and broken white graph

ب) الگوی رهیاب اسکاندیا- اسکاندیا یک شرکت خدمات مالی سوئدی است که برای نخستین بار توانست داراییهای دانشی خود را اندازه‌گیری کرده و در قالب ضمیمهای به حسابداری سنّتی شرکت، الحاق کند. نخستین گزارش سرمایه فکری اسکاندیا بر اساس الگوی پیشنهادی ادوینسون و مالون در اواسط دهه 1980 تدوین شد. آنها مفروضاتی ارائه دادند که نشان دهنده تفاوت موجود بین ارزش دفتری و ارزش بازاری سازمان بود (1997 ، Edvinsson & Malone). علیرغم ضعف های مدل رهیاب اسکاندیا ، بیشترمحققان پذیرفته اند که تلاش قابل توجه اسکاندیا برای ایجاد یک طبقه بندی جهت اندازه گیری دارایی های ناملموس، دیگران را ترغیب کرد تا نگاهی فراتر از فرضیات سنتی درباره عواملی که درسازمان ایجاد ارزش می کند، داشته باشند ( 2000 ، Fornell) .
اجزا و ساختار مدل فرضی ارزش بازار اسکاندیا به شرح زیر است:
ارزش بازار یک سازمان است که خود به دو دسته ی سرمایه مالی و سرمایه فکری تقسیم می شود. اجزائ سرمایه فکری عبارتند از سرمایه ساختاری و سرمایه نیروی انسانی، به طوری که سرمایه ساختاری خود به سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری و از طرفی سرمایه سازمانی نیز به سرمایه نوآوری و سرمایه فرآیند تقسیم می شود ( 2004 ، Marr & Gianni) .
از طرفی می توان به مدل اسکاندیا به عنوان یک خانه نگاه کرد که شامل پنج عامل مالی، مشتری، فرآیند، نیروی انسانی و توسعه و نوسازی است. عامل مالی در این مدل سقف خانه را تشکیل می دهد عامل مشتری و عامل فرایند دیوارهای خانه هستند. عامل نیروی انسانی بخش اصلی و روح خانه است و عامل توسعه و نوسازی زمین خانه را تشکیل می دهد. بزرگترین مزیت مدل اسکاندیا این است که تصویر جامع و متعادلی از فعالیت های سازمان ارائه می دهد ( 2003 ، Pablos) .
مدل اسکاندیا شباهت زیادی با مدل کارت های امتیازی متوازن دارد و تنها یک بعد انسانی به آن اضافه شده است تا یک معیار پنج بعدی( تمرکز مالی، تمرکز به مشتری، تمرکز بر فرآیند، تمرکز بر نیروی انسانی و تمرکز بر نوآوری) به دست آید ( 2009 ، Bahrami) .
شکل زیر، مدل اسکاندیا را از دیدگاه ادوینسون و مالون نشان می دهد.
شکل 2-2- اجزای سرمایه فکری در الگوی اسکاندیا ( ادوینسون ، 1997 )
مدل اسکاندیا شباهت زیادی به مدل کارت های امتیازی متوازن دارد و به عنوان یک ابزار مدیریتی مد نظر قرار می گیرد ( 2009 ،Bahrami ). این تصور که از مجموع سرمایه فکری و سرمایه مالی، ارزش بازار یک سازمان به دست می آید، یک تصور اشتباه است چون این متغیرها منفک از هم نیستند و با هم تعامل دارند.
ج) درخت شاخص سرمایه فکری- این مدل توسط برادران روس(1997)، از موسسات خدمات سرمایه فکری لندن به وجود آمده است و در زمره رویکردهای کارت امتیازی قرار دارد. هدف این شاخص ایجاد تجسّم و انتقال سرمایه فکری و ارزش، مشتق شده از آن است. شاخص سرمایه فکری به نسل دوم از روشهای اندازه‌گیری سرمایه فکری تعلّق دارد که کاستیهای شیوه‌های پیشین را رفع می‌کند ( 2011 ، Bahrami ) .
این الگو، تمامی مؤلفه‌های سرمایه فکری را در یک شاخص سازمانی گرد هم می‌آورد. در این ادغام، اهمیّت ضریب اثرگذاری هر کدام از نماگرها نشان داده شده است. این شاخص مدیران را به طور مستقیم قادر به تشخیص و همچنین قضاوت درباره وضعیت سرمایه فکری سازمان می‌سازد. همچنین، زمینه مقایسه بین سازمان‌ها و واحدهای اقتصادی را فراهم می‌آورد ( 1997 ، Roos ) .
بر مبنای این مدل، سرمایه فکری به سرمایه نیروی انسانی، سرمایه سازمانی و سرمایه مشتری و
ارتباطات تقسیم می‌گردد. سرمایه سازمانی نیز سرمایه زیرساخت ها و سرمایه نوآوری را در برمی‌گیرد
( Van den berg ,2002)
برای تعریف شاخص سرمایه فکری سازمان، باید مهمترین معیارهای سرمایه فکری تعریف و فهرست شوند. سپس باید فهرست معیارهای اندازه گیری سرمایه فکری سازمان را ارزیابی و دسته بندی کرده و برای هر بخش از سرمایه فکری، تنها تعداد کمی از معیارهای معنادار را انتخاب کرد. پس از کارهای فوق معیار انتخاب شده باید در یک جدول وزن بندی و خلاصه شوند ( 2004 ، Marr & Gianni) .
برای تهیه معیارهای مذکور در تقسیم بندی سلسله مراتبی مدل شاخص سرمایه فکری باید که سه مرحله زیر انجام گیرد: بازنگری اساسی درشاخص های موجود، ایجاد شاخص هایی که نشانگر وجود جریان و
ارتباط بین بخش های مختلف سرمایه فکری هستند و ایجاد سلسله مراتبی از شاخص های سرمایه فکری
( Van den berg ,2002) . هرکدام از این شاخص ها تحت یک شاخص اصلی طبقه بندی شده اند، این کار بدین منظور است که بتوان از آن برای مقایسه یک بخش درطول زمان (روند) و یا مقایسه یک بخش با سایر بخش ها استفاده کرد. شکل(2-4 )، این تقسیم بندی را به تصویر کشیده است.
شکل2-3-تقسیم بندی سلسله مراتبی جدول سرمایه فکری
شاخص سرمایه نیروی انسانی
اجرای عوامل کلیدی موفقیت زا
میزان تولید ارزش به ازای هر کارمند
کارایی، اثربخشی و آموزش
شاخص سرمایه مشتری( ارتباطات)
افزایش تعداد ارتباطات
بالا رفتن اعتماد