فرصت های سرمایه گذاری، سیاست های تقسیم سود

Arrow Sign

مکتب بازارهای ناقص : درطرفدیگر،گروهی قرار دارند کهمعتقدند شرایط ذکر شده توسط میلر و مودیگلیانی غیر معقول می باشد، چراکه در دنیای کنونی، وجودبازارهای ناقص وعدمتقارناطلاعاتی، موجب می شود افرادِ خارج از شرکت که از اطلاعات کمتری برخوردارند، برای در اختیار گذاشتن منابع شان، تضمین بیشتری بخواهند، تا در این میان ضرر نکرده باشند. و این به معنای هزینه ی بیشتر برای شرکت است. لذا شرکت ها تأمین مالی داخلی سرمایه گذاری ها را به تأمین مالی خارجی ترجیح می دهند و این موضوع بر پرداخت سود نقدی کسب شده بین سهامداران تأثیر می گذارد. بنابراین، سیاست تقسیم سود، در تصمیمات مالی مدیران شرکت ها، حائز اهمیت فراوان می باشد. از جمله افراد پیرو این مکتب، دی آنجلو و همکاران وی می باشند که در تحقیقی در سال 2006، چنین بیان کردند که میلر و مودیگلیانی فرض نادرستی را مبنای تحقیق خود قرار داده و فرض کرده اند شرکت ها تمام وجوه نقد خود را برای پرداخت سود سهام صرف می کنند. بنابراین نتیجه گیری که در پیامد این فرض حاصل می شود نیز نادرست می باشد. آنها پس از توضیح نواقص این نظریه، نظریه جدیدی با نام نظریه چرخه عمر مطرح کردندکه بیان می کند سیاست تقسیم سود در شرکت ها مهم بوده و شرکت ها بر اساس چرخه عمر خود سود پرداخت می کنند. در تحقیق آنها، دوره عمر، سودآوری و فرصت های سرمایه گذاری، عوامل موثر بر سود تقسیمی محسوب می شوند، همچنینآنهاعقیدهدارندکه چرخهعمرمهمترینعاملدرتعیینسودتقسیمیشرکت هاست.
بطور خلاصه، این اختلاف نظرها، سیاست تقسیم سود را به یکی از مباحث مالی مهم مبدل کرده است. در این زمینه، برخی از دیدگاه هایی که به تشریح این سیاست می پردازند، حتی در سطح تجربی، ‌از پشتوانه مناسبی برخودار نیستند. واقعیت این است که شواهد موجود حکایت از بازارهای ناقص دارد، بازارهایی که در آنها بدلیل عدم تقارن اطلاعاتی، برای تأمین مالی سرمایه گذاری ها از خارج از شرکت، ‌باید هزینه اضافی پرداخت. در این بازارها، سیاست تقسیم سود موضوع بسیار مهمی می باشد و مدیران از طریق نگهداری میزان مناسبی از سود نقدی برای سرمایه گذاری های جدید، درصدد کاهش هزینه تأمین مالی می باشند .
اینکه سیاست تقسیم سود در بازارهای ناقص حائز اهمیت فراوانی می باشد، موجب شده تحقیقات مختلفی در جهت شناسایی وکشفدقیق عواملمؤثربر اینسیاستانجام بگیرد. لیکن پژوهشگران در این تحقیقات به نظر واحدی درمورد عوامل اثرگذار بر سیاست تقسیم سود نرسیده اند.
با این وجود، واحدهای تجـاری همواره بایدمؤلفه های مختلفـیراقبلاز تصمیمگیریدربارهچگونگـیپرداختسودتقسیمیبررسی نمایند (ایزدی نیا و هم پژوهان، 1389).این مطلب اهمیت شناسایی و درک سیاست تقسیم سود شرکت ها و عوامل مؤثر بر آن را روشن می سازد .
2-4 مدیران واحدهای انتفاعی، ارزش شرکت و تصمیمات تقسیم سود :
موضوعسیاستتقسیمسود یکیازمهمترینحوزه هایادبیاتمالیرا به خود اختصاص داده است.در ادبیاتمالی،سیاست تقسیمسود،بهتصمیمشرکت برایپرداختسودسهامیاانباشتهکردنآناشارهدارد ونشـانمی دهدکهسود بهچه میزانوچندمرتبهدردوره یمالـیتقسیمگردد. اینموضوع کهسودنقدیهرسهم،برایسهامداران، به عنوانیکیاز منابعایجادنقدینگیافراد،ازاهمیتویژه ایبرخوردارمی باشد سبب شده کهمدیرانشرکت ها توجهخود رامعطوفبه سود نقدی و سیاست های مربوط به تقسیم سود بین سهامداران نمایند.
مدیرانمالی هموارهدر بحث تقسیم سود کسب شده، با مسائلی روبرو هستند. امابدیهیاستچه اینکه مدیراناینسودرابهصورتسود تقسیمـیبهسهامدارانپرداختکردهیاآنرادوبـارهدرشرکتسرمایه گذاریکنند، درهر حالبایداینموضوع را که چطور می توانندارزش شرکتراحداکثرنمایند یا از کاهش ارزش آن جلوگیری کنند،درنظرداشته باشند.یعنی نهتنهابایداینموضوع را بدانندکهچهمقدارعایداتشرکتبایدسرمایه گذاریشده و چه مقدار به سهامداران پرداخت گردد،بلکه بایددر نهایت اثراحتمالیتصمیمات شانبرارزش شرکت را نیز در هر حال مد نظر داشته باشند.
مهرانی و تالانه (1377)، بر این عقیده اند که از دیدگاه مدیران، تقسیم سود از دو جنبه ی بسیار مهم قابل بحث است. از یک طرف عاملی تأثیرگذار بر سرمایه گذاری های پیش روی شرکت هاست. زیرا تقسیم سود در این وضعیت، سبب کاهش منابع داخلی و افزایش نیاز به منابع خارجی برای تأمین مالی این سرمایه گذاری ها می شود. از طرف دیگر ، بسیاری از سهامداران شرکت ، بدلیل مطلوبیتی که وجه نقد برایشان دارد، خواستار تقسیم سود نقدی می باشند . در نتیجه، تصمیماتی که مدیران در این زمینه اتخاذ می کنند بسیار حساس است. آنها باید سیاست های تقسیم سود منظم و اصولی را برای استفاده از فرصت های سرمایه گذاری به اجرا گذارند. در حالت کلی،مدیران واحدهای انتفاعی در بحث تقسیم سود، همواره برای حداکثر کردن ارزش شرکت، باید بین علایق مختلف سرمایه گذاران و فرصت های سودآور سرمایه گذاری تعادل برقرار نمایند. لذا هر تصمیمی که مدیران شرکت ها در زمینه تقسیم سود می گیرند باید در نهایت، در جهت افزایش ارزش شرکت یا جلوگیری از کاهش ارزش آن باشد.
از آنجا که عوامـل متعـددی می تواند سیاست تقسیم سـود شرکت ها را تحت تأثیـر قرار دهـد، چنانچه مدیران واحـدهای انتفـاعی، درک درستـی از این عوامـل داشتـه باشند، مـی توانند در هـر وضعیت، تصمیمات بهینه را اتخاذ نموده و با حفظ منافع سهامداران، زمینه رشد شرکت را فراهم آورند.
2-5 سرمایه گذاری ،فرآیند و
انواع آن :
2-5- 1 سرمایه گذاری‌ :
سرمایه گذاری به معنی گذاشتن پولدر چیزی با انتظار سود از آن است. به طور دقیق تر سرمایه گذاری، تعهد پول یا سرمایه برای خرید مالی وسایل یا دارایی‌های دیگر، به منظورمنفعت برگشتهای سودمند ومفید در قالب بهره، سودسهامیا منافع سرمایه می باشد. سرمایه گذاری وابسته به پس اندازیا کاهشمصرفاست و شامل انتخاب توسط یک شخص یا یک سازمان، بعد ازتجزیه وتحلیل یا اندیشه برای گذاشتن یا قرض دادن پول در یک چرخه، وسیله یا دارایی مثل مال، کالا، اوراق قرضه، سهامو … که سطحی از ریسک معین می‌کند وامکان برگشتهایی را در یک دوره از زمان فراهم می‌کند، می باشد.
بنابراین معنی اساسی اصطلاح سرمایه گذاری این است که یک دارایی نگهداری می شود برای اینکه مقداری برگشت یا منافع سرمایه در پی داشته باشد؛ دارایی ای کهبدون هیچ کاری روی آن، انتظار برگشتهایآتی از آن را داریم. اصطلاح سرمایه گذاری به طور معادل در علم اقتصاد ودر امور مالی استفاده می‌شود. اقتصاد دانان سرمایه گذاری را به دو دسته تقسیم بندی می کنند: سرمایه گذاری واقعی(مثل یک ماشین یا خانه) و سرمایه گذاری مالی که به یک دارایی مالی مثل پول برمی گردد که در بانک یا بازار گذاشته می‌شود به این منظور که برای خرید یک دارایی واقعی استفاده گردد.
در اقتصاد، سرمایه گذاری مقدار خریـداری شده ازکالاها در واحدزمـان است که مصرف نمی‌شوند
اما برای تولید آینده استفاده می‌شوند. برای نمونه شامل راه آهنیا ساختمان کارخانه می شود و اغلب، مدل به تصویر کشیده شده‌ای به صورت یک تابع از درآمد ونرخهای بهره‌است.تصمیم سرمایه گذاری(همچنین دانستن اندازه بودجه سرمایه) یکی از تصمیمات اساسی از حوزه کسب وکار است:مدیران ارزش سرمایه گذاری دارایی‌هایی که یک واحد انتفاعی درحدود کنترل یا تصرفش تعهد می‌کند را تعیین می‌کنند.
گاهی هدف از سرمایه گذاری، تولیدجریانهای نقدی آینده‌است. سرمایه گذاران انتظار دارند سرمایه گذاری آنها، برایشان درآمد یا جریانهای نقدی مثبت آیندهرا فراهم آورد ولی درواقع ممکن است با افزایش یا کاهش در ارزش بازده، سرمایه گذار سودببرد یا ضررکند. اما در کل، واحدهای تجاری یا سازمانها، تلاش می کنند سرمایه‌های سرمایه گذاران را افزایش دهند و بیشترآنرا در طرحهای سرمایه گذاری متنوع که با آنالیز دقیق عملکردها بدست می آید، به کارمی اندازند. این در حالی است که هدف دیگر از سرمایه گذاری ممکن است دسترسی به دارایی بیشتربوسیله نظارت کردن یا تأثیر روی عملکرد یک شرکت دوم باشد.
با توجه به آنچه قید شد، بطور کلی، سرمایهگذارییکیازارکاناساسیاقتصادکشورهاستوعبارت استاز:تبدیلوجوهمالیبه یکیاچندنوعداراییکهبرایمدتیدرزمانآتی نگهداریمی شود.واژهسرمایهگذاریگستره یوسیعیاز فعالیت هاراشاملمیشود.اینواژهمی تواندشامل سرمایهگذاریدرسهامعادی، اوراقمشارکت،اوراق قابلتبدیل،برگه هایاختیارخریدوفروشسهامودارایی هایمشهودازقبیلطلا،زمین، ساختمان،اشیاء قیمتی،و… باشد.
با توجه به مطالب قید شده در این قسمت، در نهایت، سرمایهگذاریرامی توانبه اینصورتتعریفنمود:هرگونهفداکردن ارزشیدرزمان حال (که معمولاًمشخصمی باشد)بهامیدکسبارزشی بیشتردرزمانآینده(شورورزی و آزادور، 1389).

2-5- 2 فرآیند سرمایه گذاری :
فرآیند سرمایه گذاری، در واقع اجرای یک دسته از فعالیت هایی است که منجر به خرید دارایی های واقعی یا اوراق بهادار می شود.این فرآیندازیکسوموجبجذبسرمایههایناکاراوهدایتآنهابه بخش هایمولداقتصادیشدهو ازسویدیگرباتوجهبهتصمیمگیریسرمایهگذارانبر پایهریسکوبازده،سرمایههارا بهسویصنایعیهدایتمی کندکهازبازدهتعدیلشده توسطریسکبالاتریبرخوردارندواینامرزمینهتخصیصبهینهمنابعرافراهمخواهد آورد (اسلامی بیدگلی و بیگدلو، 1385).