اهداف این تحقیق عبارتند از:
الف) بررسی عملکرد مالی و شاخص های آن.
ب)بررسی بهره برداری از فرصت های فناوری و ابعاد و شاخص های این متغیر.
ج) سنجش رابطه بهره برداری از فرصت های فناوری و ابعاد آن با عملکرد مالی شعب مورد مطالعه.
د) بررسی و تجزیه و تحلیل آثار و نتایج بهره برداری از فرصت های فناوری درارتباط با عملکرد مالی شعب بانک سپه استان گیلان و سنجش تاثیر مؤلفه های حمایت مدیریت ارشد از فناوری های جدید ،فرهنگ سازمانی، عدم اطمینان از فناوری و آینده مداری در این فرآیند .
ح) با توجه به اینکه چشم انداز بلند مدت بانک سپه ایجاد فضای پویا و نو آور در بانک بوده ، برای ایجاد رابطه ی خلاق بین بانک و مشتریان و دستیابی به جایگاه مناسب در بازار باید چگونه در منابع سرمایه گذاری کند تا بتواند از فرصت های فناوری بهره برداری کند.
1-5) فرضیات تحقیق
این پژوهش دارای یک فرضیه اصلی و چهار فرضیه فرعی می باشد:
فرضیه اصلی تحقیق عبارتست از :
بین بهره برداری از فرصت های فناوری و عملکرد مالی شعب مورد مطالعه رابطه معنی داری وجود دارد.
فرضیه های فرعی تحقیق عبارتند از :
بین آینده مداری و بهره برداری از فرصت های فناوری رابطه معنی داری وجود دارد.
بین حمایت مدیریت ارشد از فناوری های جدید و بهره برداری از فرصت های فناوری رابطه معنی داری وجود دارد .
بین فرهنگ سازمانی و بهره برداری از فرصت های فناوری رابطه معنی داری وجود دارد.
بین عدم اطمینان فناوری و بهره برداری از فرصت های فناوری رابطه معنی داری وجود دارد.
1-6) چارچوب نظری تحقیق
چار چوب نظری یک الگوی مفهومی است مبنی بر روابط نظری میان شماری از عواملی که در مورد مسئله ی تحقیق با اهمیت تشخیص داده شده اند و به ما کمک می کنند تا روابط خاصی در نظر گرفته شوند و آنها را بیازماییم و درک خود را در زمینه ی پویایی های موقعیتی که قرار است تحقیق در آن صورت گیرد بهبود بخشیم .از آنجا که چهار چوب نظری چیزی نیست جز تعیین شبکه روابط موجود میان متغیرهای مرتبط با پژوهش ، لازم است متغیرهای این تحقیق شناسایی شود .
در این تحقیق ،عملکرد مالی متغیر وابسته است که به عنوان مهم ترین متغیر در این پژوهش به کار می رود و هدف، توصیف یا پیش بینی تغییر پذیری این متغیر می باشد.همچنین بهره برداری از فرصت های فناوری بعنوان متغیر میانجی یا تعدیل کننده در نظر گرفته می شود که به آن متغیر مستقل فرعی نیز می گویند که این متغیر می تواند بر جهت یا میزان رابطه بین متغیر وابسته و مستقل مؤثر باشد.متغیرهای آینده مداری ، حمایت مدیریت ارشد از فناوری های جدید، فرهنگ سازمانی و عدم اطمینان فناوری به عنوان متغیرهای مستقل پژوهش می باشند که این متغیرها در جریان پژوهش دستکاری می شوند تا رابطه آن ها با متغیر وابسته که عملکرد مالی می باشد، بررسی شود.
سازمان های نوآور به واسطه ارضای نیاز های روز مشتریان و ارائه ی محصولات و خدمات جدیدی که رقبا هنوز به مشتریان پیشنهاد نکرده اند ، در مرکز توجه قرار می گیرند و نظر مشتریان را به خود جلب می کنند ،از این رو همراه سازمان باقی می مانند و چه بسا سایرین را به برقراری ارتباط با سازمان تشویق کنند. چنین رویکردی در سازمان و مشتریان منجر به افزایش عملکرد سازمان خصوصا عملکرد مالی سازمان می شود.