فعالیت های یادگیری، فعالیت های یادگیری

محتوا وسازماندهی آن
علوم طبیعی در ریاضیات به صورت عملی و در راستای فعالیت های روزانه کودکان و نیز تربیت اندام و حواس و آشنایی بیشتر با بدن، زبان و کلام شفاهی، بازی های خلاق و سازنده، داستان، موسیقی، یوریتمی، و سایر هنرها و نیز مهارت های روزمره زندگی. آموزش خواندن و نوشتن تا قبل از آموزش رسمی در این رویکرد جایی ندارد.
بین محتوای ذهنی، تجربی و هنری با تاکید بررشد فکری، اجتماعی و ارزش های معنوی هماهنگی جدایی ناپذیر وجوددارد و فعالیت های یادگیری براساس اصول رشد به صورت تلفیقی سازماندهی گردیده است.
روش
استفاده از ریتم برای انجام فعالیت های هدفمنددر قالب برنامه های روزانه هفتگی و سالانه برای فعالیت های مختلفی نظیر فعالیت های هنری، مهارت های خانه داری، نیز برپایی جشنواره های فصلی که در طی آن کودکان به تجربه کردن در حیطه های تعریف شده نائل می شوند.
تاکید بسیار بر انواع مختلف بازی های سازمان یافته وآزاد مخصوصا بازی های تخیلی و خلاق.
محیط یادگیری
آرام، منظم و دلپذیر و بیشتر شبیه به محیط یک خانه تا یک موسسه.
استفاده از موادطبیعی مانند سنگ، چوب، برگ ومیوه و کنده های درختان در ساختار، ابزار و وسایل و نیز اسباب بازی ها تا حد امکان و نیز بهره برداری از نور طبیعی.
استفاده از فضای باز.
استفاده نکردن از وسایل الکترونیکی در کلاس.
حضور کودکان سنین مختلف در یک کلاس.
تعداد 15-20 کودک به همراه یک مربی و دستیار.
ارزشیابی
به صورت ارائه بازخورد مستمر و استفاده نکردن از آزمون های سنتی.
فراهم کردن اطلاعات توصیفی ازچگونگی حضورکودکان درکلاس، نوع ومیزان فعالیت هاو مشارکت آنان و ثبت پیشرفت کودکان ونیز تولیدات یامحصولاتشان که به صورت فردی یاگروهی ارایه کرده انددر قالب یک مجموعه که به والدین نیزداده می شود. این تولیدات گاه به صورت یک نمایشگاه درمعرض دیدوالدین قرارمی گیرد.
کارکنان
مراکز والدورف غیر انتفاعی و خصوصی اند و با شهریه و یا کمک موسسات خیریه اداره می شوند.
دارای سیستم مدیریت خودگردان یا شورای مدیریتی است که اعضای آن با انتخابات به این سمت برگزیده می شوند و تشکیل انجمن های ملی و کشوری توسط اجتماع این مدارس به منظور هماهنگی خط مشی و سیاست کلی.
ارتباط والدین با مرکز مطلوب بوده و در قالب شرکت در جلسات منظم و یا آزاد و نیز حضوردر مراسم و جشن ها نمود می یابد.
مربیان به عنوان راهنمایان اخلاقی که مورد تقلید کودکان اند، نرم اما قاطع اند و سعی در هدایت فعالیت های فردی و گروهی کودکان و فراهم کردن شرایط برای تقلید آزادانه آنها وبه اجرا درآوردن سه قانون طلایی اشتاینر دارند که عبارتند از:1. با احترام و قدرشناسی به دنیایی که کودک از آن می آید به استقبال هر کودک بروید 2. با عشق به کودک بیاموزید. 3. کودک را به سمت آزادی حقیقی که متعلق به انسان است هدایت کنید.
مربیان با ثبت مشاهداتشان از کودکان درباره هر کودک در شرایط مختلف، بیشتر می آموزند.
به آموزش مربیان توجه بسیاری می شود. این آموزش معمولا یک دوره 2ساله در مراکز معتبر والدورف است که در سال اول بیشتر به بررسی اصول و تئوری های اشتاینر، در سال دوم به دروسی مانند روان شناسی رشد و زبان آموزی ، مدیریت کلاس و فراگیری مهارت های هنری و قصه گویی، پرداخته می شود. دوره کارورزی نیز بخشی از این آموزش است که مربیان از سمینارها و کارگاه های آموزشی هم بهره مند می گردند.
الگوی گاردنر
هاوارد گاردنر (1943-. . . . . ) استاد آموزش و شناخت در دانشگاه هاروارد است. اودرباره ماهیت هوش گفتگو می کند و تحت تاثیر آرای پیاژه و برونر است. نظریه هوش چندگانه وی براساس تحقیقاتی درباره مغز افراد نابغه ارائه شده است. وی حداقل8نوع هوش مختلف را در افرادشناسایی کرده است. (اخیرا یک نوع هوش دیگر نیز به آنان اضافه شده است). هوش عبارت است از توانایی شناختی انسان در مجموعه توانایی ها، استعداد ها و مهارت های ذهنی. گاردنر کلمه “هوش “را به کار می برد و استدلال می کند که اگر به جای هوش واژه های مهارت و توانایی را به کار می برد ممکن بود مردم با بی توجهی آنرا تایید کنند. اما استفاده از لفظ هوش بیانگر آن است که ما خواسته ایم از پدیده ای واحد، مفاهیم متنوعی استنباط کنیم، مفاهیمی که پیش از این برخی از آنها را هرگز جزو مقولات هوشی به شمار نمی آوردیم. همه افراد به طور طبیعی تا اندازه ای این مهارت ها را دارا هستند، اما از نظر درجات و ترکیب بندی با یکدیگر تفاوت دارند. می دانیم که بخش های خاصی از مغز برای ادراک حرکات بدنی، زبان وپردازش فضایی طراحی شده است. هرکس که مغز عملیاتی داشته باشد قادر است مهارت هایی را در این حوزه از خود نشان دهد (مثلا معلم هلن کلر توانست نیاز او را در کاربرد آموزشی درک کند و نه هیچ کس دیگر). در برنامه های آموزشی هوش چندگانه، مربیان محیط و برنامه را بر اساس نیاز کودک تنظیم می کنند. مثلا به کودکی که پازلی را حل کند پازل پیچیده تر داده می شود. یا به کودکی که به خوبی بتواند بشمارد شماره دوتا دوتا(2و4و6و. . ) می دهند. گاردنر بر کارکرد ذهن متمرکز است اینکه چگونه ذهن تغییر می کند و خود را به آموخته های جدید منطبق می سازد یعنی هوش جریانی بالنده و رو به رشد است. هر هوش نمایانگر شکل خاصی از نماد ذهنی است. گاردنر در کتاب چارچوب های ذهن به نظریه هوش چندگانه و8 نوع هوش به شرح زیر اشاره می کند:
هوش موسیقیایی- موزون: توانایی تفکر موسیقیایی، شنیدن وبه خاطر سپردن
الگوهای شنیداری بخش معینی از مغز به تولید و ادراک موسیقی کمک می کند. گوش نسبت به صداها حساس است و برخی کودکان بهتر می توانند صداها را تشخیص دهند و تولید کنند و ریتم های حرکتی را با آنها جور کنند. موسیقی دانان و خوانندگان از این هوش برخوردارند.