قرآن کریم، استقرار

۳d render, white female mannequin hands isolated on black background, holding gold ball, body parts, fashion concept, esoteric fortuneteller, sacred geometry, global care symbol, clean minimal design

«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَکونَ فِتْنَهٌ وَیکونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِینَ؛ با آنها بجنگید تا دیگر فتنه‌ای نباشد و دین تنها از آن خدا شود. ولی اگر از آیین خویش دست برداشتند، تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست.»
در این آیه، امر شده است که مسلمانان جنگ کنند تا فقط احکام و اوامر الهی بر مردم حکم‌فرما شود و فتنه از میان برود. مقصود این است که کسانی با حیله و تزویر می‌کوشند تا مسلمانان را از دین خود خارج کنند. در چنین شرایطی، فضای جامعه‌ی اسلامی به تردید و شبهه آلوده می‌شود، حق و باطل در هم می‌آمیزد و تفکیک آنها برای مسلمانان دشوار می‌شود. در این صورت، باید با عوامل فتنه‌گر جنگید تا حق از باطل تمیز داده شود و عوامل انحراف از میان برود.
1-4- فرمان جهاد، در جهت منافع و مصالح واقعی انسان
از عبارت «ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ» در آیه‌ی 41 سوره‌ی توبه استفاده می‌شود که احکام الهی، از جمله فرمان جهاد، در جهت منافع و مصالح واقعی انسان است.
«انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذَلِکُمْ خَیرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ (همگى به سوى میدان جهاد) حرکت کنید؛ سبکبار باشید یا سنگین بار! و با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد نمایید؛ این براى شما بهتر است اگر بدانید.»
1-5- گسترش حاکمیّت اسلام
در آیه‌ی 123 سوره‌ی توبه فرمان به جهاد عمومی داده شده است تا اسلام عالمگیر شود؛ زیرا جنگیدن هر گروهی از مؤمنان با کافران همجوار خویش، به گسترش اسلام و استقرار حاکمیتش بر دنیا و احاطه‌اش بر همه‌ی مردم منجر می‌گردد.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلْیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید! با کافرانى که به شما نزدیکترند، پیکار کنید! آنها باید در شما شدّت و خشونت (و قدرت) احساس کنند؛ و بدانید خداوند با پرهیزگاران است»
1-6- دفع ستم و ظلم
قتال تنها راه حفظ اجتماع صالح از ظلم ستمگران است. در آیه‌ی 39 سوره‌ی حج چنین می‌خوانیم:
«أُذِنَ لِلَّذِینَ یقَتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیر؛ به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه‌ی جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‏اند؛ و خدا بر یارى آنها تواناست.»
1-7- حفاظت از مراکز پرستش خداوند
در آیه دیگری از قرآن کریم، فلسفه‌ی جهاد چنین بیان شده است.
«وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یذْکرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کثِیرًا وَلَینصُرَنَّ اللَّهُ مَن ینصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزِیزٌ؛ و اگر خداوند بعضی را به وسیله‌ی بعضی دیگر دفع نکرده بود، دیرها، کلیساها، کنشتها و مسجدهایی که نام خدا به فراوانی در آنها برده می‌شود، ویران می‌شد و خدا هر کس را که یاریش دهد، یاری می‌کند و خدا توانا و پیروز است.»
عبارت «وَ لَوْلا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ …» در مقام بیان علّت نسبت به تشریع قتال و جهاد است و حاصلش این است که تشریع قتال براى حفظ مجتمع دینى از شر دشمنان دین است که در پى خاموش کردن نور خدایند. اگر جهاد تشریع نمى‌شد، معابد دینى و مشاعر الهى ویران مى‌شد و مناسک و عبادات از بین مى‌رفت. اینکه تنها از معابد یاد کرد با آنکه اگر دفاع نباشد اصل دین باقى نمى‌ماند، بدین جهت است که معابد مظاهر دین و نشانه‌هاى آن مى‌باشند و تصویر دین را در اذهان حفظ مى‌کنند.
گفتار دوم: روایات و فلسفه‌ی جهاد
2-1- دفاع از حقوق ستمدیدگان
وضع حکم جهاد در اسلام بدان دلیل بوده تا از ضایع شدن حقوق الهى و مردم جلوگیرى شود. لذا اگر به مردمى ستم شد، بر ارتش اسلام است که دفع تجاوز و ستم نماید و اگر در این وظیفه‌ی خود کوتاهى نماید، مورد ملامت و سرزنش قرار مى‌گیرد. از اینجاست که حضرت علی «» مى‌فرماید:
«کأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیکمْ تَکشُّونَ کشِیشَ الضِّبَابِ لَا تَأْخُذُونَ حَقّاً وَ لَا تَمْنَعُونَ ضَیماً‌؛ پندارى شما را مى‌بینم که بى آن که حقّى را به چنگ آورده باشید، یا ستمى را راه بسته باشید، سوسمار گونه به واپس مى‌خزید.»