ماموری که در کشور پذیرنده به فعالیتهای نامشروع بپردازد یا در امور داخلی آن کشور مداخله کند و یا هرگونه عمل خلافی به تشخیص کشور مذکور انجام دهد، کشور پذیرنده می تواند به کشور فرستنده اطلاع دهد که آن مامور- حتی رئیس ماموریت- را عنصر نامطلوب تشخیص می دهد بدون آنکه الزامی به توجیه تصمیم خود داشته باشد. در این صورت، کشور فرستنده باید آن شخص را فرا خواند و یا به ماموریت وی پایان دهد. کشورپذیرنده می تواندحتی شخص را قبل از ورود به قلمرو خود، عنصر نامطلوب اعلام نماید. چنانچه کشور فرستنده از انجام تعهدات مذکور خودداری نماید و یاآنها را ظرف مهلت مناسبی انجام ندهد، کشور پذیرنده می تواند از شناختن شخص مورد نظر به عنوان عضو ماموریت خودداری کرده و حتی او را اخراج نماید.
گفتار هشتم: خاتمه ماموریت دیپلماتیک
ماموریت دیپلماتیک گاه به علت قطع روابط دیپلماتیک بین دو کشور و زمانی به جهات دیگر که مربوط به شخص مامور است خاتمه می یابد. قطع روابط دیپلماتیک نیز ممکن است کلی باشد یا جزئی.
خاتمه ماموریت سفیر یا عضو دیپلماتیک، در صورتیکه مربوط به موارد فوق یعنی جنگ یا قطع کلی یا جزئی روابط دیپلماتیک نباشند، به علل زیر است. (ماده 43 عهدنامه وین 1961)
1- عللی که به دولت فرستنده ارتباط دارد. مانند خاتمه مدت ماموریت درصورتیکه طبق مقررات کشور فرستنده برای ماموریت دیپلماتیک مدت معینی مقرر باشد- انتقال مامور دیپلماتیک به کشور خود یا به کشور دیگر درصورتیکه برای تغییرپست باشد.- بازنشستگی مامور دیپلماتیک- احضار مامور دیپلماتیک به هر علت دیگر مربوط به دولت فرستنده (تغییر هیئت دولت حکومت درکشور فرستنده) یا تغییر وزیر امور خارجه یا بر سرکار آمدن حزب دیگر که ماموریت دیپلماتیک به آن بستگی ندارد. در موارد اخیر معمولا تغییر سفیر به میان می آید نه اعضای دیگر سفارت.
2- عللی که به دولت پذیرنده ارتباط دارد، مانند عدم رضایت دولت پذیرنده از مامور دیپلماتیک خارجی به علت خطا یا ارتکاب جرم و یا اعمالی که حضور او را در کشور پذیرنده نامطلوب نماید.
عدم رضایت کشور پذیرنده از یک دیپلمات خارجی در درجات مختلف شدت و ضعف ظاهر می شود. ممکن است خطای دیپلمات مثلا در عدم رعایت قوانین کشور پذیرنده یا دخالت غیرمجاز او در بعضی امور چندان مهم نباشد. مثل اینکه دیپلمات خارجی عمدا و یا غالبا مقررات راهنمایی و رانندگی را رعایت نکند، یا با همسایه ها و یا صاحب منزلی که اجاره کرده رفتار نامطلوب داشته باشد، یا از مصونیت خود استفاده زیاده از حدکند یا در محلهای نامتناسب رفت و آمد نماید یا با اشخاصی که مورد سوءظن دولت پذیرنده هستند معاشرت بدون همکاری داشته باشد، یا در اجتماعات عمومی رفتار ناشایست داشته باشد یا در مذاکرات خود با اشخاص در معاشرتهای عمومی از سیاست و رویه دولت پذیرنده یا از رجال سیاسی آن انتقاد کند و صدها عمل دیگر. در این گونه موارد اگر عمل چندان اهمیت نداشته باشد وزارت امورخارجه به سفیر آن کشور فقط تذکر می دهد یا در صورت اهمیت بیشتر از سفیر آن کشور یا از سفارت کشور خود در کشور فرستنده می خواهد که وسیله احضار یا تغییر مامور دیپلمات نامطلوب را فراهم کند.
هرگاه تقصیر دیپلمات خارجی از درجه بزرگتر مثل دخالت موثر در امور داخلی کشورپذیرنده یا ارتکاب جرم باشد ممکن است به اخراج دیپلمات خاطی یا متهم منتهی شود. اخراج دیپلمات به این صورت است که دولت پذیرنده دیپلمات موردنظر را نامطلوب اعلام می کند و تکلیف دولت فرستنده است که مامورخود را احضار کند. دولت پذیرنده که مهلتی برای خروج مامور نامطلوب معین می کند مجبور نیست دلایل خود را نیز اعلام کند و هرگاه دولت فرستنده آن مامور را احضار نکند، یا مامور در راس مهلت معین خارج نشود، معمولا با آن دیپلمات مهلت کوتاهتری که ممکن است بیش از چندساعت هم نباشد داده می شود که خارج شود والا از حق مصونیت محروم می گردد، و اگر خارج نشد چون دیگر مصونیت ندارد بازداشت می شود و یا به وسیله ماموران انتظامی از مرز اخراج خواهد شد.
اخراج ماموران دیپلمات به اتهام جاسوسی سابقه طولانی دارد. چنانکه درتاریخ روابط دیپلماتیک گفته شد، ظن به جاسوس بودن سفیر از قرن 16 به بعد دائمی و مقیم شدن نمایندگی دیپلمات قوت گرفت و دولتهای اروپایی همه از بیم جاسوسی سفیران خارجی سخت به مراقبت آنان می پرداختند و کشورهای ضعیف هر اتفاق نامطلوب بین المللی را نسبت به خود نتیجه جاسوسی سفرا کشورهای بزرگ می دانستند.
البته در این پندار نسبت به تعدادی ازموارد ذیحق بودند و درموارد دیگر به مبالغه می پرداختند و کم کم آنچنان صفت جاسوسی سفیران دولتهای بزرگ در ذهن دولتهای کوچک جا گرفت که هیچ اتفاقی را خارج از تاثیر آن نمی دانستند.
اما به جاسوسی آنچنان مفهوم وسیع داده شده که هر عملی را از طرف خارجی می توان به طریقی با آن منطبق کرد: از عمل عکسبرداری یک دیپلمات یا حتی یک تبعه خارجی عادی از محل ها و از مکاتباتی که ممنوع هم نشده تا سوال درباره وقایع منتشر نشده و یا رونوشت برداری از هر نوشته رسمی و امثال آن. حتی معنی لغوی «جاسوسی» می تواند مولد بسیاری گمانهای سوء شود.
جاسوسی عرفا به این معناست که کسی به طور محرمانه و مخفی مراقب رفتار وگفتار دیگران شود و به همین معنی که عمل تجسس مذموم است و در قرآن کریم منع شده است.
در عمل تحقیق و اطلاع گرفتن ازناحیه افراد خارجی و دیپلمات که صرفا به خاطر کنجکاوی بدون نیت بهره برداری باشد به همین معنا تلقی می شود. اما
کسب اطلاع از کدام امرجاسوسی است و محرمانه عمل کردن به چه کیفیت است و برای کدام مقصود باید ممنوع باشد؟ پاسخ به این سوالها است که بطور صریح و روشن داده نشده و به این جهت دست دولتها برای وارد کردن اتهام جاسوسی به دیپلماتی که ممکن است فقط برای کسب دانش تفحص می کرده و یا حتی وظیفه خود را انجام می داده باز بوده است. و در عین حال بسیارند دیپلماتهایی که واقعا جاسوسی هم کرده یا می کنند.
سفیران وظایف متعدد دارند. حفظ و گسترش روابط دوستی این دو دولت فرستنده و پذیرنده و بین دو ملت آنها، هدف اساسی ماموریت آنهاست و نتایج آن بسط روابط فرهنگی و اقتصادی و تفاهم درمسائل بین المللی مورد علاقه و تسهیل همکاری بین مقامات دولت خود و مقامات دولت پذیرنده برای ایجاد هرگونه توافق، تفاهم، قرارداد و همکاری در همه شئون دولتی و ملی است و برای وصول به این هدفها دولت فرستنده نیاز به اطلاعات هرچه بیشتر درباره مسائل مختلف فوق نسبت به دولت پذیرنده دارد و دولت پذیرنده هم به سهم خود به اطلاعات زیادی از مسائل مشابه دولت فرستنده احتیاج دارد که به وسیله سفیر خود کسب می کند. بطور کلی بدست آوردن اطلاعات بین دوکشور محل ماموریت وظایف سفیران و دیپلماتها است و همه کشورها بطور متقابل عمل می کنند. این اطلاعات هم همیشه به وسیله رسانه های گروهی بدست نمی آید و به ناچار باید از طرق خصوصی و در رابطه و آشنایی با مقامات مطلع طرف دیگر و اشخاص مختلف بدست آورد. اگر سفیری به این وظایف عمل نکند یا اهمال نماید، کمکی به بسط تفاهم بین دو دولت نخواهد کرد.
کسب اطلاعات توسط سفیر آنچنان مهم است که در اختلافات بین دو کشور که ممکن است به قطع روابط دیپلماتیک دو طرف بیانجامد، هر طرف برای احتراز از قطع روابط و بستن طریق کسب اطلاعات، سعی می کند سفارت خود را مفتوح و فعال نگاه دارد و امکانات مهم بدست آوردن اطلاعات را از دست ندهد. در مورد مشابهی مانند تجاوز عراق به کویت در مراد 1369 و تصرف آن از جانب عراق که منجر به محکومیت بین المللی عراق و رویارویی آن با ایالات متحده شد، سخنگوی کاخ سفید صریحا تایید کرد که آن کشور قصد ندارد روابط خود را با عراق کاملا قطع کند «زیرا احساس می کند که در این مرحله سفارت امریکا در بغداد به عنوان یک منبع اطلاعاتی مثمرثمر است.»
این وظیفه سفیر و دیپلمات را هیچ دولتی انکار نمی کند، اما مسئله مهم این است که کسب کدام نوع اطلاعات جاسوسی است؟ در این مسئله که برای همه کشورها اعم از دموکراسی و دیکتاتوری و با هرنوع ایدئولوژی مهم است، برداشتهای متفاوتی وجود دارد. اکثر کشورهای غربی اسناد و مدارک اطلاعاتی خود را به چند درجه از اهمیت تقسیم می کنند و بر حسب مورد محترمانه یا مخفی ماندن آنها را در درجات مختلف طبقه بندی می نمایند و به دست آوردن بعضی از انواع آن را جاسوسی تلقی می کنند. کشورهای دیگر هر نوع اطلاعاتی را که بیگانگان اعم از دیپلمات یا عادی تحصیل کنند جاسوسی می شمارند، اما درهمان حال از ماموران خود درکشور دیگر می خواهند همان کنند و همانگونه اطلاعات یا مهمتر را به هر طریقی ممکن بدست آورند و وسیله تحصیل این اطلاعات بستگی به ذوق، سلیقه، هوشمندی و زیرکی شخص دارد و حتی شخص تحقیق کننده ممکن است نداند عملی که می کند جاسوسی تلقی خواهد شد یا نه. آنچه که می تواند یک دستورالعمل کلی باشد، این است که سفیر باید با استفاده از امکانات مالی و ارتباطی که در اختیار دارد با اشخاصی از مقامات وشخصیتهای دولت طرف وحتی با عادی ترین افراد روابط دوستانه برقرار کند و با خصوصیات جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگ ملی و مذهبی افراد مختلف مردم محل ماموریت خود آشنایی نزدیک پیدا کند و از آن وسایل برای بدست آوردن دانش هرچه بیشتر و دقیقتر درباره کشور محل خدمت خود استفاده کند، اما… دیپلمات هرگز نباید طوری رفتار کند که در معرض ظن جاسوسی قرار گیرد. در صورت اتهام سفیر یا هر دیپلمات به جاسوسی اگر منجر به دستور اخراج او از کشور پذیرنده شود، دولت متبوع او جز اعتراض که غالبا بی اثر است کاری برایش نخواهد کرد.
در باب این واقعیت شواهد بسیار به خصوص بین کشورهای غربی و کشورهای کمونیست وجود دارد که منجر به اخراج فردی و جمعی دیپلماتهای طرفین از خاک خود شده است. به این جهات و درمقابل وظیفه دیپلمات وامکانات او، دولتها هرکدام سازمانهای تخصصی قوی تر برای کشف جاسوسی بیگانگان دارند و موارد کشف و اخراج دیپلماتهایی که متهم شده اند بسیار است.
کشور پذیرنده حتی در موقع اعلام جنگ نیز باید کلیه وسایل لازم را در اختیار ماموران دیپلماتیک کشوری که از تاریخ اعلام جنگ دشمن شمرده می شود، بگذارد تا با خانواده و اموال خود آزادانه خارج شوند. قطع روابط دیپلماتیک به هر علت که باشد دولت پذیرنده را از تکلیف حفظ و حمایت محل سفارت و اموال و اسناد واقع در آن بری نمی کند. معمولا کشورهاییکه به سبب قطع کلی روابط دیپلماتیک سفارت خود را در کشوری می بندند از دولت ثالثی تقاضا می کنند که منافع آنها را اعم از محل سفارت و اموال دولتی و یا منافع اتباع آنها را که در آن کشور مقیم هستند حفظ کنند، و یا دولت ثالثی خود پیشنهاد حفظ و حمایت منافع دولت و اتباع کشوری را که مواجه با قطع روابط کلی شده می کند. ولی در هر صورت موافقت قبلی دولت پذیرنده لازم است زیرا احتمال دارد که روابط کشور پذیرنده با آن دولت ثالث نیز رضایت بخش نباشد یا به جهاتی مایل نباشد (ماده 44 و 47 عهدنامه وین 1961).هرگاه دولت پذیرنده قبول کند یکی از ماموران دیپلماتیک یا اداری
سفارت کشور فرستنده برای حفظ و حمایت منافع و اموال سفارت باقی بماند طبعا مورد مزبور از کلیه مصونیتها و مزایا برخوردار می شود.
بند اول: قطع روابط دیپلماتیک
روابط دیپلماتیک در موارد زیر کلا قطع می شود.