محدودیت­های MBCT

Concept: Successful business trend. Happy talented businessman pointing arm upwards in front of ascending business graph, isolated on grey background.

سگال و همکاران (۲۰۰۲) نشون دادن که MBCT مخصوصا واسه اون­هایی که در گذشته افسردگی داشتن اما موقع شروع برنامه­ی  MBCT تقریباٌ بهتر شده­ان طراحی شده. پس، MBCT مریضایی رو که افسردگی زیاد دارن هدف قرار نمی­دهد چون تمرکز ضعیف و تفکر منفی شدیدتر در میون این بیماران توجه و تمرکزشون رو که لازمه رشد مهارت­های ریشه ای MBCTه تحت تاثیر قرار میده. برعکس، براساس یافته­ های تحقیق کنی و ویلیامز (۲۰۰۷)، بیشتر شرکت­کنندگان در MBCT که افسردگی شدید دارن در نمرات افسردگی­شون بهبودی نشون دادن. با این حال، حتی اگه شرکت­کنندگان شدیداٌ دپرس بودن، باید تشخیص­شون فقطٌ افسردگی اساسی بود نه مشکل عاطفی. اون­هایی که دارای شرایط واسه شرکت در اون تحقیق بودن هم اگه تشخیص­شون افسردگی اساسی بود لازمه داشتن سه دوره یا بیشتر بودن. در واقع این دو ملاک کاربرد دامنه­ی یافته ها در این تحقیق رو محدود می­کرد. پس، تاثیر MBCT در بیماران دپرس­ی زیاد هنوز قطعی نیس.

افسردگی

 

به نظر­ی کوئلهو، کنتر، و ارنست[۲] (۲۰۰۷)، تحقیق در موردMBCT  در مراحل مقدماتی­اش می­باشه و تلاش واسه ترسیم نتیجه­گیری­های قطعی در مورد تاثیر­اش هنوز زوده. در مورد “نقش منحصر به فرد مراقبه­ی حضورذهن در نتیجه MBCT” تحقیق کافی وجود نداره (لاو مک­مین، ۲۰۰۵). نقشی که حضورذهن در MBCT واسه پیشگیری از برگشت/بازپیدایی افسردگی بازی می­ کنه و تاثیر واقعی­اش هنوز قطعی نیس. تحقیق بیشتری واسه تایید تاثیر و مفید بودن MBCT لازمه؛ مثلا، MBCT نسبت به مددکاری اجتماعی فردی و یا تجویز دارو به منابع کمتری نیاز داره (کوئلهو و همکاران، ۲۰۰۷).

۲-۳۰- درمان شناختی رفتاری

اولین راه و روش درمان مستقلی که منتهی به پایه گذاری درمان شناختی رفتاری[۴] گردید، درمان عقلانی – هیجانی[۵] بود که به وسیله دکتر آلبرت آلیس[۶] بنیان گذاشته شد. اواسط دهه ۱۹۵۰، آلیس در عکس العمل به طبیعت به درد نخور روانکاوی راه و روش خود رو پیشرفت داد. ریشه های فلسفی RET به گروهی از فلاسفه یونان برمیگرده، ازجمله اپیکتتوس و مارکوس اورلیوس. اپیکتتوس در رساله ای نوشت: آدم ها به وسیله چیزها پریشون و پریشون نمی شن، بلکه با برداشت و باوری که از اون ها می گیرند اینجور می شن. روان دکتر مدرنی که بیشترین تلاش رو در پیشرفت RET داشت آلفرد آدلر بود (روانشناسی فردی رو ایجاد کرد). آدلر که یه نئوفرویدیه گفت: من عقیده دارم که رفتار یه فرد از ایده های اون سرچشمه می گیرد.

آلیس مدل ABC رو به وجود آورد و اون رو همگانی کرد و بعداً نام اون رو به راه و روش ABCDE عوض کرد. در دهه ۱۹۹۰ آلیس راه و روش خود رو به رفتار درمانی عقلانی – هیجانی تغییر نام داد. در سالهای ۱۹۶۰ دکتر آرون بک راه و روش خود رو با نام درمان شناختی به وجود آورد. راه حل بک به دلیل روش درمانی موثری که در افسردگی داره شناخته می شه. در دهه ۱۹۶۰ دکتر مکسی مالتس بی. (ازشاگردان آلیس) درمان عقلی رفتاری رو مورد پیشرفت قرار داد. دیگه نظریه پردازان و پزشکان اثر گذار عبارت ان از مایکل ماهونی، دونالد میشن بام و دیوید برنز. دکتر دیوید برنز به وسیله کتاب پرفروش خود به نام «حال خوب[۷]» در دهۀ ۱۹۸۰، CBT رو به زبون ساده واسه همه قابل فهمید (انجمن ملی پزشکان شناختی رفتاری[۸]، ۲۰۰۸).

راه حل

۲-۳۱- پیدایش CBT

درمان شناختی – رفتاری یه دسته بندی عمومی از روان درمانیه. درمان شناختی[۹] یا درمان شناختی – رفتاری به وسیله آرون تی بک درسال ۱۹۶۰ در زمانیکه در دانشگاه پنسیلوانیا یه روانپزشک بود پایه گذاری گردید. دکتر بک با بهره گرفتن از تحقیقات و تمرینات روانکاوی آزمایشات زیادی رو هم جهت با آزمایش مفاهیم روانکاوانه افسردگی طراحی و به انجام رساند. در حالیکه انتظار می رفت تحقیقات، این مفاهیم پایه ای رو تأیید کنن، رسیدن اون به یافته های برعکس و مخالف اون رو حیرت زده کرد.

روان درمانی

[۱]. Treatment As Usual

[۲]. Coelho, Canter & Ernest

[۳]. Lau & McMain

[۴].Cognitive Behavioral Therapy (CBT)

[۵].Rational Emotional Therapy (RET)

[۶].Elise

[۷].Feeling Good

[۸]. National Association of Cognitive-Behavioral Therapists (NACBT)

[۹].CT