مدل سازی معادلات ساختاری، فرآیند انتقال فناوری

مدلهای یادگیری بزرگسالان، فلسفه آموزشی برتر در این نوع همکاریها به شمار میرود.
تقویت این ارتباط، تأثیری در استانداردهای آکادمیک ندارد.
6- در مجموع این مطالعه همکاریهای دانشگاه و صنایع را در توسعه، نوآوری و ورود دانشگاه به قلمروهای ناشناخته، مثبت ارزیابی میکند (Gonzales – Walker, 2003).
آلن لاو (2002) در پایان نامه دکتری خود در رشتۀ مدیریت بازرگانی تحت عنوان اختراع، نوآوری و کارآفرینی : تجاری سازی پژوهش دانشگاهی بوسیله شرکتهای مخترع بنیان به بررسی موسسات وابسته به دانشگاهها به منظور درک تأسیس شرکتهای تجاری توسط مخترعان دانشگاهی می پردازد و نقش و تجربۀ اینگونه شرکتها در توسعه و تجاری شدن فناوریها را مورد ارزیابی قرار می دهد. این محقق برخی از مؤسسات داخل و وابسته به 9 پردیس دانشگاه کالیفرنیا به همراه مؤسسات دیگری که مخترعان این دانشگاه شخصاً بیرون از این دانشگاه تأسیس و توسعه دادهاند را مورد مطالعه قرار داده است. در این تحقیق دو عامل بی ثباتی فناوری و دانش ضمنی شخصی مخترعان، مهمترین عوامل تأسیس شرکت توسط مخترعان شناسایی شده است. بنابراین هدف این پژوهش بطور خاص مطالعۀ شرکتهای مخترع بنیان بوده است. برای این کار پژوهشگر در سه بخش مطالعات موردی، تحلیل آماری و بررسی مدلهای نظری به تحلیل پرداخته است.
در مطالعات موردی 10 شرکت مخترع بنیان بررسی شده است و نتیجه آن مشخّص شدن یافتههای مرتبط با نقش ویژه مخترعان در توسعۀ فناوری و همچنین تجارب علمی این مؤسسات در مقایسه با آئین رسمی عقلی دربارۀ مؤسسات دانشگاه بنیان است. مطالعات موردی علاوه بر نشان دادن جایگاه عقلانیت و ارزیابی سرمایۀ ریسک پذیر در مؤسسههای دانشگاه بنیان به این نتیجه رسیده است که دانش ضمنی مخترعان «دانش چگونگی» نقش مهمّی در توسعه فناوری داشته است. سرانجام اینکه مخترعان دانشگاهی در رشتههای الکترونیک و مدارهای نیمه رسانا بر خلاف رشتههای داروسازی و بیو فناوری، در همان سالهای اول نتایج تحقیقات را به سمت آزمایشگاههایی دارای شخصیت حقوقی سوق دادهاند.
مطالعه دوم نیز سؤال مشابهی داشته است : چرا مخترعان دانشگاه شرکت تجاری (سودآور) تأسیس میکنند؟ محقق برای پاسخ به این سؤال به بررسی مؤسسات ایجاد شده توسط دانشگاه کالیفرنیا و فارغ التحصیلان آن می پردازد. پژوهشگر با تحلیل توصیفی مطالعه اول، به بررسی تجربی دو منبع نا متقارنی اطلاعات و عدم قطعیت فناوری و دانش ضمنی پرداخته و به این نتیجه رسیده که این ویژگیها احتمال ثبت و تأسیس موسسههای مخترع محور را افزایش میدهند.
و در آخر مطالعه سوّم به بررسی مدلهای نظری پرداخته که در آن برای تعیین نقش دانش ضمنی در یک ارتباط قراردادی با جزئیات مهم، مخترعان میتوانند با کار خود پاداشهای اقتصادی بدست آورند و این دو عامل با یکدیگر ارتباط دارند. دانشمندان تشخیص دادهاند که در بسیاری از رشتهها دانش مخترعان در توسعه و موفقّیت یک نوآوری نقش حیاتی داشته و دارایی عقلانی نقش دوم را ایفا می کند. تبدیل دانش ضمنی نیازمند تلاشهای قابل ملاحظه بعد از ثبت اختراع است. مدل ارائه شده در این قسمت با استفاده از ویژگیهای ثبت اختراع دانشگاهی ترسیم شده ولی در ادامه یک نظریه عمومی در ارتباط با رفتار کارآفرینی مخترع که میتواند باعث تأسیس شرکت آزمایشگاهی شود ایجاد شده است. سپس محقق از مدل پایه ای برای بررسی تأثیر ادارۀ ثبت اختراع دانشگاهی بر انگیزه مخترعان در تأسیس شرکتها و مشّوقهای بیرونی ثبت اختراع در تجاری سازی یک فناوری استفاده نموده است .(Alan Lowe, 2002)
گرادی (2002) در رساله دکترای خود با عنوان «تأثیر فاکتورهای فردی و محیطی موثر بر تصمیم گیری محققین دانشکدههای پزشکی در تجاری شدن نتایج تحقیقات خود»، با این پیش فرض که رویارویی دانشگاه و بازار در فرآیند تجاری شدن نتیجه تحقیق، به برخورد فرهنگی و مقاومت برخی محققین در مقابل بازار منجر خواهد شد، به انجام تحقیق اکتشافی پرداخته است. هدف این مطالعه، بررسی علل تفاوتهای میان دو گروه از محققین، به شرح آتی است : گروهی که تمایل به تجاری شدن نتایج تحقیقات خود دارند و گروهی که تمایلی به این کار ندارند. بر این اساس فرضیات این مطالعه مبیّن تأثیرات دو سویه دو گروه از عوامل فردی (نوآوری، موفقیت، اعتماد به نفس در کسب و کار و کنترل فردی بر پیامدهای کسب و کار) و محیطی (حمایتهای نهادی و بازار)، بر رفتارهای کارآفرینی محققین بوده است. جمعیت آماری در این مطالعه را محققین دانشکدههای پزشکی کانادای غربی تشکیل دادهاند که به کمک ترکیبی از آزمونهای ANOVA و CHOW به زیرگروههایی براساس سازمان مورد مطالعه، تقسیم شده بودند.
نتایج حاصل از آزمون فرضیات در این مطالعه با استفاده از «تحلیلهای رگرسیون تعدیل شده هرمی »، نشان دهندۀ آن است که عوامل فردی، بیشترین تأثیر را در ایجاد تقابل فرهنگی و لذا تصمیم گیری محققین در تجاری کردن نتایج تحقیقاتشان دارند. بعلاوه با توجه به اینکه مفاهیم موجود در حمایت از تأثیر عوامل فردی، بیش از عوامل محیطی در ادبیات مشاهده میگردد، لذا مطالعات تأثیر عوامل محیطی بر تمایل محققین به تجاری شدن نتایج تحقیق باید مدنظر بیشتری قرار بگیرد (Grady, 2002).
برونز و گری (2001) در مطالعۀ خود با عنوان «پیامدهای ناخواسته تحقیقات مشترک دانشگاه و تاثیر اسپانسر شدن صنعت بر جو آزادی علمی و پیامدهای ناخواسته مربوط به آن» انجام دادهاند. این مطالعه ضمن اشاره بر تعدد مطالعات در زمینۀ فوائد تحقیقات
مشترک دانشگاه و صنعت بر کمبود مطالعات تجربی در زمینه هزینهها و یا پیامدهای مربوط به فارغ التحصیلان دانشگاهی و تأثیر آن بر جو آزادی علمی اشاره نموده اند. بنابراین فوائد تحقیقات مشترک دانشگاه و صنعت در مقابل هزینههای آن مورد سنجش قرار گرفته است. هدف اصلی این مطالعه، تأثیر منبع سرمایه گذاری (صنعت یا دولت) و نوع سرمایه گذاری (یک منبع، کنسرسیوم و بدون سرمایه گذاری) بر فرآیندهای تحقیق و پیامدهای آن به ویژه بر جمعیت آسیب پذیر دانشگاهی (فارغالتحصیلان) بوده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شواهدی داّل بر تأثیرات منفی حامی مالی شدن صنعت یا دولت در تحقیقات دانشگاهی و تجارب فارغالتحصیلان وجود ندارد. لیکن تحلیلهای اکتشافی در این مطالعه متغیرهای متعددی را که بر جو آزادی علمی در دانشگاه تأثیر گذارند نشان داده است (Behrense and Gray, 2001).
استرات مایر (2001) در مطالعهای با عنوان «ارتباط میان ساختار پاداش، تخصص گرایی، رضایت شغلی، جهتگیری بازار و کیفیت خدمات در دانشگاه»، متخصصین را عوامل حیاتی نیروی کار در دانشگاه معرفی نموده و گرایشات آنان را نسبت به سیاست جهت گیری بازار در آموزش عالی مورد بررسی قرار داده است. مدل پیشنهادی در این مطالعه، نمایانگر تأثیر تخصص گرایی ، جهت گیری بازار ، ساختار پاداش و رضایت شغلی متخصصین دانشگاه بر ارزیابی مشتریان از کیفیت خدمات است.
نمونه گیری در این مطالعه با استفاده از روشهای آماری غیرتصادفی انجام شده و جمعیت آماری در این مطالعه را، تعداد 48 نفر از اساتید دانشگاه و 1232 نفر از دانشجویان دو دانشگاه بزرگ در سات وسترن آمریکا تشکیل دادهاند. جمع آوری دادهها در این پژوهش، با استفاده از دو پرسشنامه سنجش تخصص گرایی اساتید، ساختار پاداش دانشگاه، جهت گیری بازار و رضایت شغلی و سنجش کیفیت خدمات ارائه شده از دیدگاه دانشجویان دانشگاه صورت پذیرفته است. به منظور آزمون ارتباطات پیش بینی شده، در مدل پیشنهادی پژوهش و تحلیل دادههای جمع آوری شده، نیز از روش «مدل سازی معادلات ساختاری» استفاده شده است. برخی یافتههای حاصل از مطالعه فوق، به قرار زیر است :
تخصص گرایی و ساختار پاداش در دانشگاه ارتباط (همبستگی) مثبتی با رضایت شغلی اساتید دانشگاه دارند.
تخصص گرایی و ساختار پاداش در دانشگاه، با جهت گیری بازار در این نهاد، ارتباط (همبستگی) منفی دارند.
ساختار پاداش و تخصص گرایی ارتباط (همبستگی) منفی با هم دارند.
ارتباط رضایت شغلی اساتید دانشگاه با جهت گیری بازار در این نهاد منفی است.
رضایت شغلی اساتید دانشگاه با کیفیت ارائه خدمات از جانب آنان ارتباط (همبستگی) مثبت دارند.
جهت گیری بازار در نهاد دانشگاه با کیفیت ارائه خدمات ارتباط (همبستگی) مثبت دارند.
محقق در پایان پیشنهاد میکند : با وجود آنکه سیاست جهت گیری بازار، واجد پیامدهای مثبت برای سازمانهای ارائه کنندۀ خدمات است، لیکن باید در نظر داشت که اعمال این سیاست فلسفه مطلوبی برای همه کارکنان ارائه کننده خدمات، بویژه متخصصین دانشگاهی نخواهد بود. لذا لازم است با در نظر گرفتن سطح و ویژگیهای تخصص، فلسفههای مطلوب و مناسبی اتخاذ و اعمال گردد. در واقع جهت گیری بازار در بسیاری از حوزههای کسب و کار و تجارت، به رضایت شغلی و بهبود عملکرد منجر میگردد، لیکن اعمال فلسفه بازار در محیطهای دانشگاهی، نیازمند موشکافی هوشمندانه و دقت نظر بیشتر میباشد (عباسی، 1388: 32).
پاورز (2000) در مطالعۀ خود با عنوان «کارآفرینی دانشگاهی در آموزش عالی: تاثیرات نهادی بر عملکرد انتقال فناوری دانشگاه»، با توجه به گرایش روزافزون دانشگاهها به تجاری کردن محصولات دانشگاهی در فرآیند انتقال فناوری و کمبود مطالعات علمی در مورد عوامل موثر بر آن، به بررسی تأثیر عوامل کلیدی موثر بر عملکرد انتقال فناوری در دانشگاه توجه نموده است. محقّق با مروری جامع بر تئوریهای سازمان، کارآفرینی و ادبیات دانشگاهی، و بکارگیری رویکرد تلفیقی از سه تئوری وابستگی منابع، درآمد از هزینه و دیدگاه محوریت منابع، عوامل موثر بر عملکرد انتقال فناوری دانشگاه را به دو دسته عوامل داخل دانشگاهی و عوامل خارج از دانشگاه تقسیم نموده و تأثیر آنها را بر متغیرهای وابسته مطالعه یعنی سه مقیاس عملکرد انتقال فناوری دانشگاه به قرار زیر مورد بررسی قرار میدهد :
1- تعداد شرکتهایی که یک مجوز فناوری از طرف دانشگاه دریافت کرده باشند.
2- تعداد «شرکتهای نوبنیاد» تاسیس شده از طرف دانشگاه.