مدیریت دانش، بهبود عملکرد سازمانی

رهبری: میزان صداقت واعتماد افراد در رهبری امور
ارتباطات: میزان اثربخشی ارتباطات کلامی و غیر کلامی در سازمان
صداقت عمل رهبر : اعتقاد به این که عمل وگفتار رهبر یکی است.
خدمات مشتری: میزان اثربخشی سازمان در ارائه خدمات با کیفیت به مشتریان درونی وبیرونی
(هوات ،2008)
2-2-11) الزامات و زیر ساختهای هوش سازمانی
0مدیریت سرمایه فکری در سازمان: سرمایه فکری می تواند به عنوان منابع فکری ، دانش، اطلاعات، تجربه و دارایی های نامشهود تعریف شود(chung &sung, 2007).
استوارت( 1997) سرمایه فکری را به طور کلی به عنوان مواد و محصولات فکری، دانش ، اطلاعات ، مالکیت معنوی و تجربه که می توانند برای خلق ارزش سازمانی مورد استفاده قرار گیرند، تعریف می کند.
در مجموع می توان گفت که سرمایه فکری نماینده مجموعه دارایی های ناملموسی است که همچنین به عنوان دارایی های دانش معروف اند دلایلی دال بر وجود مدیریت سرمایه فکری به عنوان یکی از زیر ساختهای هوش سازمانی:
این نوع سرمایه فراهم کننده یک پایگاه منابع جدید است که از طریق آن سازمان می تواند به رقابت بپردازد(قلیچ لی و مشبکی، 1385). و شامل آن بخش از کل سرمایه یا دارایی شرکت است که مبتنی بر دانش بوده و شرکت دارنده و مالک آن به شمار می اید(انواری رستمی ، رستمی 1382). طبیعتا سازمانی که بتواند این نوع سرمایه هارا بهتر مدیریت واداره کند بهتر می تواند به تحقق اهداف و رسالت سازمان دست یابد و از دانش و استعداد ها در راستای تحقق اهداف سازمان بهره بگیرد.
نیروی انسانی ارزشمندترین سرمایه های سازمان می باشند. و مدیریت با عطف توجه به این نکته، باید بکوشد تا این سرمایه ها را به درستی شناخته توان واستعدادهای بالقوه آنها را پرورش داده و به نحو موثری آن را در پیشبرد هدفهای سازمان بسیج کند. لذا آگاهی مدیران از ویژگیهای فردی نیروی انسانی و سرمایه های اصلی(فکری)، خود بازویی هدفمند در راستای هدفها خواهد بود(علیلو ،قربانی 1389).
جانگ( 2009) در پایان نامه خود تحت عنوان” رویکردی به مدیریت هوش سازمانی” که در کشور چین انجام داد به این نتیجه رسید که مدیریت سرمایه فکری در سازمان، مدیریت هوش سازمانی است؛ در واقع هوش سازمانی می تواند به وسیله پذیرش و بنا نهادن سرمایه فکری در سازمان ایجاد وتوسعه پیدا کند jung, 2009).) بنابراین سرمایه فکری از راه ترکیب، بکارگیری، تعامل ،یکپارچه سازی و ایجاد تعادل بین سه جز خود و نیز مدیریت جریان دانش بین آنها. بهترین ارزش ممکن برای سازمانها را ارائه کند.
.مدیریت دانش :
مدیریت دانش فرایندی است که بواسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری(درونی کردن دانش،کدگذاری کردن دانش(بیرونی کردن دانش)، و توزیع و انتقال دانش مهارتهایی را کسب می کنندmaihotra,2000))گوپتا و مک دانیل مدیریت دانش را تلاش برای کشف دارایی نهفته در ذهن افراد وتبدیل این گنج پنهان به دارایی سازمانی می دانند. به طوریکه مجموعه وسیعی از افرادی که در تصمیم گیریهای شرکت دخیل هستند، به این ثروت دسترسی داشته بتوانند از آن استفاده کنند. gupta &ingram, 2000)) در حال حاضر مدیریت دانش به طور فزاینده ای به عنوان عنصری مهم و حیاتی در استراتژی سازمان ها در نظر گرفته می شود. سازمان هایی که به طور موفقیت آمیزی تسهیم دانش را در بین کارکنان خود تشویق می کنند، بهبود عملکرد سازمانی خود راتضمین می کنند. argote&ingram,2000).) بنابراین می توان گفت که. سازمانهایی دارای اثربخشی و هوش( سازمانی) بالایی می باشند که به طور موثری بتوانند از دارایی های دانشی خود استفاده کنند(nasabi &safarpour 2009).
دلایلی دال بر وجود مدیریت دانش به عنوان یکی از زیر ساختهای هوش سازمانی:
سازمان های با هوش سازمانی بالا، قطعا سازمان های دانش محور هستند، در غیر این صورت مزیت رقابتی خود را از دست می دهند و دچار آنتروپی می شوند. دلیل اصلی آن نیز اهمیت و کاربردگسترده دانش در تمام فرآیندهای سازمانی می باشد. بنابراین به طور ضمنی می توان گفت که سازمان های دانش محور، دارای هوش سازمانی بالایی می باشند و قادر به حفظ مزیت رقابتی خود در محیط متغیر کنونی هستند.
فیاض( 2009) اشاره می کند که دانش و تکنولوژی اطلاعات دارای نقشی اساسی در توسعه هوش سازمانی می باشند. بدین ترتیب که با گسترش خلق، تسهیم وکاربرد دانش در سازمان، فرهنگ دانش محور در سازمان غالب شده و باعث می شود که از تمام ظرفیتهای دانشی سازمان استفاده مناسب به عمل آید. بنابراین می توان گفت که سازمان هایی دارای اثربخشی وهوش(سازمانی)بالایی می باشند که بطور موثری بتوانند از دارایی های دانشی خود استفاده کنند.
دانش ، در دنیای امروزی منبع کلیدی است وایجاد دانش جمعی یک وظیفه رهبردی برای موفقیت سازمان است(قادری، 1388). طبیعتا تا زمانی که در سازمان ها نتوان این دانش جمعی را ایجاد و توسعه بخشید، نمی توان از ظرفیتهای بالقوه سازمان در راستای تحقق رسالت واهداف سازمان بهره گرفت.
رهبری تحول آفرین: