نیازهای ایمنی شامل؛ امنیت، ثبات، نظم و رهایی از ترس و اضطراب می‌باشد. این نیازها در نوزادان و بزرگسالان روان رنجور، بیشترین اهمیت را داراست.
نیازهای تعلق داشتن و عشق، از طریق روابط عاطفی با شخص یا اشخاص دیگر بر آورده می‌شود.
نیازهای احترام شامل؛ عزت نفس و احترام از سوی دیگران است.
نیاز خودشکوفایی شامل؛ تحقق توانایی‌های بالقوه و قابلیت‌های شخص بوده و مستلزم دانش واقع‌بینانه نسبت به نقاط ضعف و قوت خود می‌باشد.
هر نیازی که در پایین‌ترین مرتبه سلسه مراتب قرار گیرد قوت، توانایی و اولویت آن بیشتر است. به طور مثال، نیازهای فیزیولوژیکی جزء بنیادی‌ترین و قوی‌ترین نیازها هستند و قادر به بازداری کامل همه نیازهای دیگرند.
ناتوانی در برآورده کردن نیازهای سطح پایین‌تر، نوعی نارسایی در فرد ایجاد می‌کند. به همین جهت آن‌ها را نیازهای کمبود یا نارسایی نیز می‌نامند.
اگر چه نیازهای سطوح بالاتر برای بقا، کمتر ضرورت دارند با این وجود می‌توانند به بقا و ترقی شخصی کمک کنند. همچنین سلامت بهتر، عمر طولانی‌تر و به طور کلی کارایی زیست شناختی بیشتری را ایجاد می‌کنند. از همین‌رو آن‌ها را نیازهای رشد یا بودن نیز نامیده‌اند. در ضمن ارضای این نیازها مستلزم پیش‌شرط‌های بیشتر، پیچیدگی زیادتر و شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بهتر هستند (کریمی، 1384)
با توجه به نظریه مازلو، می توان برآوردن نیازهای عشق و تعلق داشتن، احترام و خودشکوفایی را از پیش شرطهای اساسی نیل به خویشتنشناسی دانست(مورارو و کریستی، 2013).
2-2-6. مراحل خویشتن شناسی
موریندر تحقیقات خود، مراتب خویشتن شناسی را اینگونه توصیف می کند:
-عدم هشیاری نسبت به خویش(Unconsciousness): در این مرحله فرد نسبت به خود و محیط خنثی بوده و پاسخی نمیدهد.
-هشیاری (Consciousness)در این مرحله فرد به محیط توجه می کند و محرک های بیرونی را مورد پردازش قرار میدهد.
-خویشتنشناسی یا خودآگاهی(Self-awareness): در این مرحله فرد به خویشتن توجه کرده و اطلاعات شخصی و عمومی را مورد پردازش قرار میدهد
-ورای خویشتنشناسی (Meta-self-awareness): که در این مرحله خودآگاهی به حداکثر خود میرسد و فرد از این طریق موفقیت خویش را در دیگر مهارت های فردی و عمومی گسترش میدهد(مورین، 2005).
2-2-7. مراحل خویشتنشناسی از منظر روانشناسی رشد
در روانشناسی رشد نیز خویشتنشناسی مانند دیگر حوزههای رشدی افراد، به صورت مرحله به مرحله انجام می پذیرد. روچات(2003) در تحقیقات خود(استفاده از آیینه و ثبت پاسخ های کودکان به آن عنصر اصلی پژوهش وی است) پنج مرحله را برای فرایند خویشتنشناسی تعیین می کند که در زیر به آنها پرداخته میشود:
0-مرحله سردرگمی
از ویژگی های این مرحله، که روچات از آن به عنوان مرحله صفر یاد می کند این است که افراد در مقابل انعکاس آیینه کاملا بی توجه هستند. در این مرحله افراد بزرگسال در فرایند خویشتنشناسی، نسبت به خود، بی توجه بوده و شناختی ندارند.
1- فرق گذاشتن یا تمیز دادن
این مرحله، اولین مرحله عکسالعمل افراد در مقابل آیینه است. در این مرحله فرد بین انعکاسهای آیینه و اتفاقات واقعی بیرونی تفاوت قائل میشود. در قیاس با بزرگسالی، این مرحله معادل است با نشان دادن حساسیت نسبت به ویژگی های خود، که اولین مرحله خویشتنشناسی محسوب میشود.
2- مرحله موقعیت
در این مرحله افراد به ورای آگاهی نسبت به ویژگیهای سطحی میرسند. کودکان در این مرحله پی میبرند که آنچه در آینه میبینند با حرکات و ویژگی های ظاهری آنها برابر است. بزرگسالان در این مرحله نسبت به مرحله پیشین، نسبت به ویژگیهای درونی خود حساستر میشوند.