دو جریان اصلی در سنجش عملکرد وجود دارد . دیدگاه اقتصادی که بر اهمیت عوامل خارجی بازار نظیر موضع رقابتی تأکید دارد ، و دیدگاه سازمانی که بر دیدگاه رفتاری و جامعه شناختی و سازگاری آنها با محیط استوار است . آندرو (1971 ) دیدگاه اقتصادی و رفتاری را به عنوان عوامل مؤثر بر عملکرد مورد تأکید قرار می دهد . توریک و مک گیون(1997) عملکرد را به شرح زیر فهرست کرده اند : (رهنورد ، 1387، ص 83)
برای ارتقای عملکرد سازمانی در سطوح مختلف ، بین عناصر سازمانی و محیط سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد ، نتایج تحقیقات برنز و استاکر بیان می کند که تغییرات محیطی ، طراحی ساختارهای متفاوتی را می طلبد . همچنین رابطه بین استراتژی و محیط نیز مورد تأکید است و به گفته ی فردریک سون ( 1986 ) یک مهارت کلیدی محسوب می شود .
تسی (1984 ) استدلال می کند یک سازمان برای رسیدن به بهترین عملکرد نیازمند آن است که قابلیتهای خود را با محیط متغیّر خود سازگار و متناظر کند .
نتایج مطالعات گویای آن است که هفده تا بیست در صد از تغییر پذیری در عملکرد مالی ناشی از عامل عضویت در یک صنعت است .
منابع سازمانی نادر، با ارزش ، و غیر قابل تقلید در کسب مزیت رقابتی سازمان نقش تعیین کننده ای دارند . بارنی ( 1991 ) این منابع را به سه گروه فیزیکی ، انسانی ، و سرمایه ای تقسیم کرده است .
وفاداری سازمانی به چشم انداز بلند مدت ، یک عامل کلیدی در خلق اجماع داخلی و اشتیاق برای نوآوری و تغییراست . خلق چنین هدف سازمانی مستلزم رهبری اخلاقی قدرتمند است .
اگر جو سازمانی را همانطور که وست ( 1998 ) مطرح می سازد ادراک مشترک افراد از عناصر اصلی سازمان تعریف کنیم ، باید گفت ، ویژگی محیط کاری یک سازمان که از سوی افراد ادراک می شود به عنوان عامل تأثیرگذار بر عملکرد سازمانی شناخته می شود . یافته های پژوهشی خان دکار و شرما (2006) نشانه می دهد یادگیری سازمانی بر عملکرد سازمانی تاثیر گذار است .در این پژوهش آنان یادگیری سازمانی بر مبنای راهبردهای منابع انسانی مبتنی بر یادگیری ، آموزش ، ارزیابی عملکرد ، پاداش و انگیزش ،جو سازمانی ، کار تیمی ، خلق دانش ، مدیریت کیفیت و انعطاف پذیری مورد سنجش قرار داده اند .نتایج پژوهشی چاند و همکاران (2007) نشان می دهد که اقدامات مدیریت منابع انسانی در عملکرد سازمانی تاثیر گذار است . یافته های پژوهشی مایگا و جکوبز (2004) نیز نشان دهنده آن است که اندازه سازمانی ، نوع صنعت ، تعهد سازمانی ، تحلیل رقابتی داخلی و خارجی بر عملکرد سازمانی تاثیر گذار هستند (رهنورد ، 1387 ،ص 83 ) . نتایج تحقیقات زات و آمیت (2001) نشان می دهد که الگوی کسب و کار نوآور محور ، کارایی محور بر عملکرد مالی شرکتها تاثیر گذار است و باعث بهبود عملکرد شرکتها می شود . همچنین تحقیقات کنید استروم ( 2010) تاثیر رابطه بین الگوهای کسب و کار بر عملکرد سازمانی را تائید کرده است ( برتل ، 2012 ، ص88 ) .
2-2-4 ) اهمیت عملکرد سازمانی
بهبود مستمر عملکرد سازمانها ، نیروی عظیم هم افزایی ایجاد می کند که این نیروها می تواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت های تعالی سازمانی شود . سازمانها و شرکتها تلاش جلو برنده ای را در این مورد اعمال می کنند . بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالشهای پیش روی سازمان و کسب بازخور و اطلاع از میزان اجرای سیاستهای تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند ، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد . تمامی موارد مذکور بدون اندازه گیری و ارزیابی امکان پذیر نیست ( رحیمی ، 1385 ، ص 41) .
2-2-5) ارزیابی عملکرد و مدلهای سنجش آن
ارزیابی عملکرد عبارت است از: «فرایند کمی کردن کارایی و اثربخشی عملیات» که با مروری بر ادبیات موضوع می توان دلایل آن را به سه گروه اصلی زیر تقسیم کرد (نقوی،1391،ص55) :
1-اهداف استراتژیک : که شامل مدیریت استراتژیک و تجدید نظر در استراتژی هاست .
2- اهداف ارتباطی : که شامل کنترل موقعیت فعلی ، نشان دادن مسیر آینده ، ارائه بازخور و الگوبرداری از سازمانهای دیگر است .
3-اهداف انگیزشی : که شامل تدوین سیستم پاداش و همچنین تشویق بهبود و یادگیری است.
مسئله ارزیابی عملکرد سالیان زیادی است که محققان و کاربران را به چالش واداشته است. سازمانهای تجاری در گذشته از شاخصهای مالی به عنوان تنها ابزار ارزیابی عملکرد استفاده می کردند تا اینکه جانسون و کاپلن در اوایل دهه 1980 پس از بررسی و ارزیابی سیستم های حسابداری مدیریت بسیاری از ناکاراییهای این اطلاعات را برای ارزیابی عملکرد سازمانها نمایان ساختند که این ناکارایی ناشی از افزایش پیچیدگی سازمانها و رقابت بازار بود (نقوی،1391،ص55) .
لذا استفاده از سیستم های ارزیابی عملکرد که تنها بر شاخص های مالی متکی هستند می تواند موجب بروز مشکلاتی برای سازمان شود که برخی از این مشکلات به شرح زیر است:
از آنجا که شاخصهای مالی با استراتژی‌های سازمان ارتباط پیدا نمی کنند ممکن است با اهداف استراتژیک سازمان تضاد داشته باشند و موجب پدید آمدن مشکلاتی در تدوین استراتژی شوند . به عنوان مثال افراط در استفاده از «نرخ برگشت سرمایه» می تواند به بهبودهای کوتاه مدت منجر شود .معیارهای سنتی نظیر کارایی هزینه و مطلوبیت ممکن است باعث فشار آمدن به مدیران در جهت توجه به نتایج کوتاه مدت شده و در نتیجه هیچگونه حرکتی به سمت بهبود صورت نگیرد . شاخصهای مالی گزارش دقیقی درباره هزینه فرایندها ، محصولات و مشتریان نمی دهند و تنه
ا بر فرایند کنترل بخشی ، به جای کل سیستم تاکید دارند شاخصهای مالی قادر به تشخیص هزینه های کیفی به شکل دقیق و مناسب نیستند و تنها تولید بیشتر را تشویق می کنند .نواقص و کمبودهای سیستم های سنتی ارزیابی عملکرد به انقلابی در مدیریت عملکرد منجر شد به طوری که محققان و کاربران به سمت خلق سیستم هایی حرکت کردند که اهداف و محیط فعلی را مورد توجه قرار دهند و بدین ترتیب فرایندهای متعددی برای استفاده سازمانهای مختلف ایجاد گردید . همچنین چارچوبهای بسیاری برای پشتیبانی این فرایندها پیشنهاد شد که هدف اینگونه چارچوبها ، کمک به سازمانها برای ارزیابی درست و شایسته عملکردشان است (نقوی،1391،ص56) .
انواع مدلهای ارزیابی عملکرد
مدل سینک و تاتل (1989)یکی از رویکردها به سیستم ارزیابی عملکرد است . در این مدل ، عملکرد یک سازمان ناشی از روابط پیچیده بین هفت شاخص عملکرد به شرح زیر است (کریمی، 1385،ص41) :