مسئولیت پذیری اجتماعی ، مسئولیت پذیری اجتماعی

Concept of confused business with different directions

نظریه گلمن خیلی وسیعتر و فراگیرتر از نظریه سالوی و مایر بود. توصیف گلمن از هوش عاطفی که در طول سالها تحول یافته است، چهار زمینه را در بر میگیرد:
1-خودآگاهی: اولین مهارت هوش عاطفی است که از طریق مشاهده دقیق وضعیت خویش ایجاد می‌شود. به عبارت کاملتر توانایی در درک صحیح و دقیق عواطف در همان لحظه‌ای که روی می‌دهند، و فهمیدن اینکه در رابطه با وضعیت‌های متفاوت چه تمایلاتی وجود دارد همچنین خودآگاهی واکنش‌های عادی ما نسبت به رویدادها، مشکلات و حتی مردن را شامل می‌شود. درک صحیح تمایلات بسیار مهم است زیرا توانایی‌ ما را در ارزیابی سریع دقیق اوضاع تقویت می‌کند. در نتیجه خودآگاهی شامل: خودآگاهی عاطفی، خودسنجی صحیح و اعتماد به نفس می‌باشد.
2-خود مدیریتی : دومین مهارت هوش عاطفی، که برای ایجاد نقشه و برنامه و اجرای آن استفاده می‌شود خود مدیریتی چیزی است که وقتی دست به عمل می‌زنید، روی می‌دهد. خود مدیریتی وابسته به خودآگاهی شماست. به عبارت دیگر توانایی استفاده از آگاهی از عواطف برای انعطاف‌پذیر ماندن و رفتار خود را به طور مثبت رهبری کردن، واکنش‌های عاطفی خود نسبت به مردم و وضعیت‌های مختلف را مدیریت کردن، در مجموع خود مدیریتی شامل: خویشتن داری، مورد اعتماد بودن، وظیفه‌شناسی، ماندگاری، سوگیری، پیشرفت و ابتکار می‌باشد.
3- آگاهی اجتماعی : یعنی مسائل را از زاویه دید طرف مقابل در نظر بگیرید، یا توانایی در حدس زدن دقیق هیجانهای دیگران و فهمیدن اینکه واقعاً آنان چه احساسی دارند و چه فکر می‌کنند، حتی اگر خودتان مثل آنان فکر و احساس نکنید. پس آگاهی اجتماعی شامل؛ همدلی، آگاهی سازمانی و جهت‌گیر خدماتی (خدمت رسانی) می‌باشد.
4- مدیریت رابطه : محصول سه مهارت عاطفی اول است: خودآگاهی، خودمدیریت و آگاهی اجتماعی، مدیریت رابطه عبارت است از توانایی به کارگیری آگاهی از هیجانهای خود و نیز از هیجانهای دیگران برای مدیریت کردن(اداره کردن) تعامل هاست. این کار باعث می‌شود تا تبادل اطلاعات شفاف باشد و شخص به طور موثر بتواند از عهده تعارض‌ها و برخوردها برآید. (گلمن، 1998)
2-4-5-3- مفاهیم اساسی هوش اجتماعی و عاطفی بار- اُن
این نظریه پنج حوزه اساسی را بیان می‌کند: درون فردی، بین فردی، سازگاری، مدیریت استرس و خلق. در هر یک از این حوزه‌ها مهارت‌های خاص وجود دارد که جمعاً هوش اجتماعی و عاطفی که پرفسور بار- اُن به آن اشاره می‌کند را تشکیل می‌دهند.
1-حوزه درون فردی: شامل خودآگاهی عاطفی، جرأت ورزی، استقلال، حرمت نفس و خودشکوفایی.
خودآگاهی هیجانی: توانایی بازشناسی و فهم هیجان‌های خود فرد است.
جرأت ورزی: قابلیت بیان افکار، عقاید و احساسات فرد به روش غیر پرخاشگرانه برای دفاع از حقوق خود می‌باشد.
استقلال: قابلیت خود فرمان ده و خود کنترل بودن در تفکر و اعمال فرد و آزاد بودن از وابستگی عاطفی می‌باشد.
حرمت نفس: توانایی درک خود، پذیرش خود و احترام به خود است.
خودشکوفایی: قابلیت پی بردن به استعداد خود و رسیدن به اهداف لازم برای پیشرفت فرد می‌باشد.
2-حوزه بین فردی : شامل همدلی، مسئولیت پذیری اجتماعی و مدیریت روابط بین فردی است.
همدلی: قابلیت فهمیدن و درک احساسات دیگران و آگاه بودن از احساسات دیگران است.
مسئولیت پذیری اجتماعی: قابلیت همکاری با گروه اجتماعی و مشارکت سازنده و فعال در گروه اجتماعی فرد می‌باشد.
مدیریت روابط بین فردی: به ظر فیت ایجاد و حفظ دوستی‌ها برمی‌گردد.
3-حوزه انطباق پذیری (سازگاری): شامل مسأله گشایی، واقعیت آزمایی (آزمون واقعیت) وانعطاف‌پذیری است.
مسأله گشایی: توانایی مشخص کردن مسائل اجتماعی و بین فردی، تعریف کردن آنها به صورت قابل حمل و ایجاد اجرای راه‌حلهای موثری می‌باشد.
واقعیت‌آزمایی: توانایی ارزیابی میزان مطابقت تجارب ذهنی با موقعیت‌های عنی و بیرونی است.
انعطاف‌پذیری: قابلیت اصلاح و تغییر افکار: احساسات و رفتار برای سازگار شدن با موقعیت‌های متغیر می‌باشد.
4- حوزه مدیریت استرس: شامل تحمل استرس و کنترل تکانه