مشروعیّت تقیّه از نظر علمای امامیّه و اهل سنّت، مشروعیّت تقیّه از نظر علمای امامیّه

Arrow

موارد پناه بردن به تقیّه برای حفظ جان و متعلقات آن (مانند حفظ مال، آبرو، …) از حکم عقل به مقدم داشتن امر مهم‌تر بر مهم، اقتباس شده است.
و یکی دیگر از نویسندگان در تقریر این دلیل می‌نویسد:
انّ العقل یری ان احکام الدین انما شرعت لسعاده الانسان فی حیاته الی الابد فاذا کانت هذه السّعاده و ادامه الاحکام متوقفه علی التقیّه و الاخفاء عن الاعداء فی فتره من الزمن فالعقل یستقل بالحکم بحسن التقیّه تقدیماً للاهمّ علی المهم
عقل احکام دین را تشریع شده برای خوشبختی ابدی انسان‌ می‌داند اما اگر این خوش‌بختی و ادامه انجام احکام در پاره‌ای از زمان‌ها بر تقیّه و مخفی کردن احکام از دشمنان متوقف باشد، عقل به جهت تقدیم امر مهم‌تر بر مهم، به تنهایی به حسن تقیّه حکم می‌نماید. با توجه به این عبارات می‌توان نتیجه گرفت که هرگاه مکلّف دارای دو وظیفه فعلی باشد. که به هر جهت نتوان هر دو را انجام دهد. باید بین آن دو، مصلحت سنجی نماید. و آن وظیفه‌ای را به انجام برساند که دارای مصلحت بیش‌‌تری باشد. یعنی اهم را انجام داده و مهم را ترک کند که اصطلاحا از آن به «تقدیم اهم بر مهم در هنگام تزاحم» تعبیر می‌کنند.
بر همین اساس، هنگام تقیّه نیز وقتی مکلّف بین دو وظیفه حفظ جان و انجام دادن احکام یا ابراز معتقدات سرگردان شود، عقل او را به انجام وظیفه مهم‌تر راه‌نمایی می کند.
4- سیره متشرعه
یکی از ادلّه مشروعیّت تقیّه سیره متشرعه در طول تاریخ است… که همواره به تقیّه عمل کرده‌اند. و به یقین این سیره کاشف از ارشاد و راهنمایی ائمه ♣ و دستورات ایشان بوده، است. و در غیر این صورت، سیره‌ای در میان متشرعه محقق نمی‌شد.
مشروعیّت تقیّه از نظر علمای امامیّه و اهل سنّت
هر چند تقیّه شیوه‌ای عقلایی و فراگیر است و هیچ عاقلی با جواز آن برای حفظ جان، مخالف نیست. اما در موجبات، اهداف، موارد و احکام آن میان علمای شیعه و سنّی اختلاف است.
الف) مشروعیّت تقیّه از نظر علمای امامیّه
مشروعیّت تقیّه ( در شرایط خاص) از دیدگاه علمای امامیّه اجماعی است. که در این‌جا دیدگاه چند تن از علما در رابطه با مشروعیّت تقیّه را نقل می‌کنیم.
1- شیخ صدوق ◙ ( متوفای 381ه) می نویسد:
التقیّه فریضه واجبه علینا فی دوله الظالمین، فمن ترکها فقد خالف دین الامامیّه و فارقه
تقیّه یکی از تکالیف است که در زمان حکومت ظالمان واجب است. بنابراین اگر کسی تقیّه را ترک کند، با مذهب شیعه مخالفت کرده و از آن بیرون است.
و در اعتقادات می‌نویسد:
اعتقادنا فی التقیّه انّما واجبه، من‌ترکها کان بمنزله من ترک الصلاه
به نظر ما تقیّه واجب است، کسی که آن را ترک نماید مانند کسی است که نماز را ترک کرده است.
و در ادامه می‌نویسد:
و التقیّه واجبه لایجوز رفعها الی ان یخرج القائم ☻ – فمن ترکها قبل خروجه فقد خرج عن دین الله و دین الامامیّه و خالف الله و رسوله و الائمه ♣
تقیّه واجب است و این حکم تا زمان خروج امام زمان ☻ ادامه دارد. بنابراین اگر کسی آن را قبل از خروج ترک نماید، از دین خداوند و دین امامیّه بیرون رفته است و با خدا و رسول او و امامان مخالفت کرده است.
2- شیخ طوسی ◙ ( متوفای 460ھ) درباره تقیّه می‌نویسد:
و التقیّه – عندنا- واجبه عند الخوف علی النفس و قدروی رخصه فی جواز الافصاح بالحق عندها
ما شیعیان تقیّه را زمانی واجب می‌دانیم که شخص، احتمال خطر بر جان خویش را بدهد. ولی در بین اهل‌سنّت، جواز تقیّه نکردن در چنین شرایطی نیز وارد شده است.
حسن بصری روایت کرده است که مسیلمه کذّاب دو نفر از یاران رسول خدا ☺ را گرفته و به یکی از آن‌ها گفت: آیا شهادت می‌دهی که محمد رسول خدا است؟ پاسخ داد: آری سپس پرسید آیا شهادت می‌دهی که من نیز رسول خدایم؟ پاسخ داد آری. او را آزاد کرد.
و سپس دیگری را فرا خواند و به او گفت: آیا شهادت می‌دهی که محمد فرستاده خدا است؟ پاسخ داد: آری، سپس پرسید آیا شهادت می‌دهی که من نیز فرستاده خدایم؟ آن شخص پاسخ داد که من نمی‌شنوم! مسیلمه این سوال را سه بار تکرار کرد و همان جواب شنید: به همین سبب گردن او را زدند.