مورفین بر روی آن دسته از نورون هایی که گیرنده های خاصی به نام گیرنده های افیونی دارند اثر می گذارد. نورون هایی که چنین گیرنده هایی دارند به طور کلی دستگاه افیونی خوانده می شود . دستگاه افیونی به طور جداگانه از نورون های دیگر عمل نمی کند و هماهنگ با دستگاه های نورونی دیگر است . در هنگامی که گیرنده های افیونی فعال می شوند نورون های دستگاه افیونی مانع نتقال دهنده های عصبی را از خود رها نموده و مانع ارتباط دیگر نورون ها با یکدیگر می شوند . این فرایند می تواند به تغییر در احساس یا درک درد و ایجاد و حفظ اعتیاد و رفتارهای مربوط به اعتیاد منجر شود . ( congress 60, 2013)
توانایی مورفین برای اثر گذاری بر این دستگاه به این دلیل است که در سطح مولکولی ، مرفین می تواند مانند برخی از انتقال دهنده های عصبی طبیعی موثر در ارتباط نورون های افیونی عمل کند . مرفین در گیرنده دندریت ها به صورت یک هم ساز افیونی عمل می کند . هم ساز افیونی به مخدری گفته می شود که اثراتی مانند پپتید های افیونی دارد . پپتیدهای افیونی شامل انتقال دهنده های عصبی به نام های انکفالین ، اندروفین و دینورفین است این انتقال دهنده های عصبی برای فقل گیرنده افیونی مانند کلید عمل می کنند . بنا بر این مرفین هم سازی است که روی یک نورون عملکرد بازدارنده داشته و میزان ارتباط یک نورون را با نورون بعدی کاهش می دهد ( congress 60, 2013)
گرچه توانایی مورفین در چسبیدن به انتقال دهنده های عصبی نقش مهمی در ایجاد اثراتی مانند تسکین درد دارد ، مشخص نبودن مرفین برای دیگر گیرنده های افیونی موجب تغییراتی در فعالیت های بدن از جمله احساس بیزاری ، تغییرات تنفسی ، تغییر در فشار خون ، دمای بدن و تغذیه می شود .
تاثیرات نشاط آور این ماده بسیار زیاد است و فرد تمایل دارد که این احساس سرخوشی را دوباره تجربه کند این مفهوم را تقویت مثبت می نامند و یکی از ویژگی های اصلی رفتار های جدید است . سوء مصرف مرفین به دنبال مصرف آن به سرعت اتفاق می افتد . این مخدر حسی نشاط آور و رفتاری تقویت شده را ایجاد می کند که احتمال مصرف آن را افزایش می دهد . ( congress 60, 2013)
سوخت و ساز مورفین ممکن است توانایی آن را افزایش دهد . مرفین می تواند به دو ماده یا متابولیت فعال و غیر فعال تجزیه شود (متابولیت فراورده جانبی حاصل از تجزیه یک دارو است ) یکی از متابولیت های فعال مورفین، مورفین 6 گلوکورونید ، نامیده می شود . دانشمندان از طریق آزمایش نشان داده اند که وقتی این متابولیت به جریان خون وارد می شود اثر ضد درد آن دو برابر قوی تر از خود مرفین است . اگر این ماده را به طور مستقیم به مغز برسانیم اثر آن 1000 برابر قوی تر از مورفین است . به همین دلیل بسیاری از متخصصین باور دارند که شرح حالی که بیماران بعد از دریافت مورفین ارائه می دهند در واقع به دلیل وجود متابولیت مورفین 6 گلوکورونید است نه خود مورفین. ( congress 60, 2013)
مصرف مکرر مورفین نسبت سوخت و ساز آن را تغییر می دهد . بدن به تدریج در تجزیه مرفین کارایی بیشتری پیدا می کند . با دریافت مکرر مرفین بدن نسبت به این ماده تحمل پیدا می کند و برای رسیدن به همان اثری که با دور پایین احساس می شد نیاز به دوزهای بالاتر خواهد بود. ( congress 60, 2013)
ممکن است بدن کارایی خود را در تجزیه مورفین از دست بدهد که علت آن پدیده ای به نام حساسیت سوخت و سازی است . در این صورت میزان مخدر در خون بالا می رود و بدن توانایی تجزیه ترکیب را از دست می دهد . این پدیده باعث می شود اثر حاصل از دارو شدید تر از اثری باشد که قبلا با همین دوز مشاهده می شد و باید دوز دارو را کم کرد. ( congress 60, 2013)
وقتی شخصی نسبت به مرفین تحمل پیدا کند و به آن وابسته شود ، دیگر در پی حس نشاط آور بودن مورفین نیست بلکه فقط درصدد جلوگیری از عوارض نرسیدن مورفین به بدنش است . نشانه های نرسیدن مورفین اغلب عکس نشانه های دریافت آن است . هنگام مصرف مورفین شخص هیچ دردی احساس نمی کند و حس سرخوشی و آرامش را تجربه می کند افرادی که در حال ترک مورفین هستند اغلب عکس این حالات را بیان می کنند . احساس درد ، خارش ، بیزاری ( تهوع ) و بی خوابی دارند، بنابر این شخص وابسته به مورفین وقتی مصرف مورفین را قطع کرده و تصمیم به ترک آن می گیرد تمایل شدیدی به مصرف دوباره دارند. ( congress 60, 2013)
عواقب این علایم عبارتند از :
انگیزه برای مصرف مجدد
افزایش مقدار مورفین مصرفی ( congress 60, 2013)
رفتارهای این چنین اگر به تنبیه منتهی شود ( همان نشانگانی که در بالا به آن اشاره شد ) فرد کمتر به آنها تمایل پیدا می کند . تمایل فرد به انجام رفتارهایی که باعث حذف تنبیه می شود بیشتر است . مانند مصرف مرفین برای جلوگیری از عوارض نرسیدن آن ، این مفهوم تقویت منفی نام دارد . ( congress 60, 2013)
البته افرادی هستند که مصرف روزانه خود را بدون افزایش قابل ملاحظه ادامه می دهند، و زندگی خود را براساس ریتم سرنگ ها قرار داده و به کار و زندگی معمولی خود مشغول می باشند. اما افراد دیگر قادر به تداوم کار و فعالیت نبوده و دائماً درپی بالا بردن مقدار مصرفی و پر کردن سرنگ های بعدی هستند. ( congress 60, 2013)
اختلاف مورد اشاره مربوط به سازمان روانی – شخصیتی فرد و قدرت او در کنترل تمایلات و ارضا آن است. اما در اکثر موارد، اعتیاد به مشتقات «تریاک » به طور عام و به « مورفین » به طور خاص، موجب زوال سریع فیزیکی ، روانی و اجتماعی می گردد، و افرادی که قدرت ذهنی خود را حفظ کرده اند، رنج فراوان می کشند. زیرا دیگر از ماه عسل خبری نیست، ب
لکه فقط لحظات پر اضطراب و سختی وجود دارد که شخص به پرکردن سرنگ فردای خود می اندیشد. ( congress 60, 2013)
از حیث طبقه بندی دارو شناسی ، تضعیف کننده سیستم مرکزی اعصاب می باشد. ( congress 60, 2013)
گفتار ششم:
اثرات هروئین:
اگر هروئین تزریق شود اثرات این ماده فورا بروز می کند ( 7 تا 8 دقیقه پس از تزریق ) در صورت کشیدن هروئین نیز همین اثر دیده می شود اما استنشاق آن این طور نخواهد بود . در بیشتر مواقع اثر هروئین 4 تا 5 ساعت باقی می ماند . (بوسه, 1389, ص. 120)
مصرف کنندگان هروئین به اوج سریع بعد از مصرف اشاره کرده اند .همراه با این اوج دهان به سرعت خشک شده و پوست سرخ می شود. سپس فرد دچار حواس پرتی شده و وارد حالتی رویا گونه که به آن چرت می گویند ، می شود . کسی که بر ای اولین بار هروئین مصرف می کند دچار حالت تهوع می شوند ولی با اشاره به حالت سرخوشی حاصل از مصرف هروئین این حالت تهوع را بدحالی خوب می خوانند . ( congress 60, 2013)