مطالعات داخلی و خارجی، اختصاصدهی شهر به خود

Compliance theme with busy city traffic intersection

جیمز (2013) از ایدهی حق به شهر برای بررسی مشارکت شهروندان در شهر سیدنی استرالیا استفاده میکند. او با استفاده از مفاهیم دوگانهی شهروند و ساکن شهر نشان میدهد که بومیان استرالیایی اگرچه شهروندان شهر سیدنی هستند و با سایر گروههای قومی و نژادی (با توجه به این که شهر سیدنی دربرگیرندهی گروههای قومی و نژادی بسیار متنوعی است) همزیستی میکنند، اما نقش آنها در فضاهای شهری چه به لحاظ مشارکت در توسعهی شهری و چه به لحاظ حضور و استفاده از شهر (دو بعد حق به شهر که در پژوهش حاضر نیز استفاده شدهاند) بسیار محدود است. او در ادامه این بحث را مطرح میکند که سازوکارهای قدیم فرهنگی که سبب به حاشیه رانده شدن بومیان بودهاند عامل وجود چنین مسالهای هستند، نه یک رویکرد عامدانه از سوی مردم یا دولت.
مونا ابازا (2014) در تحلیل خود از فضای شهری پس از سقوط اخوان المسلمین در مصر و اتفاقات رخ داده در میدان التحریر قاهره از مفهوم حق به شهر استفاده میکند. او معتقد است که مصادرهی میدان توسط نیروهای مخالف مردمی نمونهی بارز اختصاصدهی شهر به خود و تولید فضا است که در ادبیات لوفور مورد بحث قرار گرفته است. در واقع آنچه لوفور از آن تحت عنوان اثر یاد میکند، و به تصرف، مصادره، تغییر و بروز هنر در عرصهی شهری اطلاق میشود در این دوران در شهر قاهره اتفاق میافتد. اهمیت این مساله به خصوص در این امر است که اختصاص فضایی در زمانی رخ میدهد که شهروندان مخالف در معرض سرکوب شدید نیروهای در قدرت قرار دارند.
از جمله دیگر مطالعاتی که در زمینهی حق به شهر در سطح بینالمللی انجام شده است میتوان به مطالعهی نظری فیشمن (2013) در ارتباط با حق به شهر و زندگی روزمره، بررسی رید (2012) در ارتباط با مفهوم سکونت و بازسکونت در محلات فقیر شهری در هندوستان و مطالعهی سیمپسون (2012) در ارتباط با حق به شهر و احساس تعلق از طریق اختصاصدهی فضا با انجام کنشهای هنری در سطح شهر اشاره کرد.
به نظر میرسد، چنانچه ولنتاین (1998) و پین (1991) نیز اشاره کردهاند، تحقیقات انجام شده در حوزهی حقوق شهری و شهروندی زنان از میان عوامل متعدد بر دو عامل اصلی که از تحقق حق زنان به شهر جلوگیری میکند، تمرکز بیشتری داشتهاند. این دو عامل عبارتند از «احساس ناامنی» و «ترس جنسیتی»، و هنجارهای فرهنگی جنسیتی؛ ادبیات جامعهشناختی در این زمینه غنیتر از سایر ابعاد حق به شهر است.
2-1-3- جمعبندی
جدول شمارهی (2-1) تحقیقات یاد شده را به تفکیک موضوع پژوهش (متغیرهای اصلی تحقیق) نشان میدهد.
جدول شمارهی (2-1): توزیع متغیرهای اصلی تحقیق در پیشینه داخلی و خارجی
متغیر
مطالعات داخلی و خارجی انجام شده
حق به شهر
رهبری و شارعپور (2013)؛ رهبری (1391)؛ شارعپور و رهبری (1392)؛ رهبری و شارعپور (1393)؛ رفعتجاه، شارعپور و رهبری (1393)؛ رهبری و شارعپور (1393ب)؛ لئونتیدو (2010)؛ جیمز (2013)؛ آلون (2013)؛ کلمن (2013)
سرزندگی شهری (امنیت، حمل ونقل، تفریح)
گلکار (1379)؛ زنجانیزاده (1380)؛ موسوی، حکمتنیا و درینی (1386)؛ موسوی، حکمت نیا و درینی (1387)؛ نویدنیا (1387)؛ سلطانی، ایزدی و محمدی (1388)؛ کاشانیجو و مفیدی (1388)؛ قرائی (1391)؛ قاسمی و محمدی (1392)؛ زارع (1393)؛ رفعتجاه (1393)؛ رهبری و شارعپور (2013)؛ رهبری (1391)؛ شارعپور و رهبری (1392)؛ رهبری و شارعپور (1393)؛ رفعتجاه، شارعپور و رهبری (1393)
کنترل و مالکیت
خانی و نفر (1393)؛ وستپاولو (2013)؛ رهبری و شارعپور (2013)؛ شارعپور و رهبری (1392)؛ رهبری و شارعپور (1393)؛ رفعتجاه، شارعپور و رهبری (1393)؛ رهبری و شارعپور (1393ب)
سهم فضایی
محمدی‏اصل (1390) ؛ اشرفی و رشیدی (1393)؛ رهبری و شارعپور (2013)؛ رهبری (1391)؛ شارعپور و رهبری (1392)؛ رهبری و شارعپور (1393)؛ رفعتجاه، شارعپور و رهبری (1393)؛ رهبری و شارعپور (1393ب)
تولید فضا
لئونتیدو (2010)؛ اشرفی و رشیدی (1393)؛ خانی و نفر (1393)؛ شیلدز (2013)؛ ابازا (2014)؛ هاروی و مریفیلد (1391)؛ رهبری و شارعپور (2013)؛ شارعپور و رهبری (1392) ؛ رهبری و شارعپور (1393)؛ رفعتجاه، شارعپور و رهبری (1393)؛ رهبری و شارعپور (1393ب)
سازماندهی شهری
مدنیپور (1387)؛ کاظمی (1388)؛ رهبری و شارعپور (2013)؛ رهبری (1391)؛ شارعپور و رهبری (1392) ؛ رهبری و شارعپور (1393)؛ رفعتجاه، شارعپور و رهبری (1393)؛ رهبری و شارعپور (1393ب)
تصمیمگیری