معیارهای ارزیابی نظریه های اخلاقی، معیارهای ارزیابی

Abstract 3D Geometric, Polygonal, Triangle pattern

علم اخلاق از صفات خوب و بد که از طریق کارهای ارادی و اختیاری در انسان قابل کسب هستند، بحث میکند و چنین صفاتی موضوع علم اخلاق هستند. به نظر عالمان اخلاق مسلمان، هدف علم اخلاق، آراستن نفس به خلقهای پسندیده است و فعل پسندیده و کار نیک در واقع وسیله ای برای تحقق صفات راسخ نیکو در جان آدمی است. برخی از بزرگان علم اخلاق را به معنای شناخت فضایل و رذایل اخلاقی دانستهاند (مصباح، 1382: 16).
علم اخلاق در هر دو گرایش نظری و عملی به بیان بایدها و نبایدها، مسئولیتها و فضایل اخلاقی می‌پردازد. سوال در مورد این که خوب و بد کدام است از علم اخلاق سرچشمه می‌گیرد. علم اخلاق در بحث از رفتارهای خوب و بد دو گونه رهیافت دارد: بحث نظری و کلی و بحث مربوط به رفتار عینی در واقعیت خارجی. در اختلاف نظری می توان از حسد(چیستی، علل، آثار و ابعاد آن ) به نحو کلی گفتگو کرد اما در اخلاق نظری به رفتار عینی باید از حسد همسر به مادر شوهر و یا شاگرد به استاد و امثال آن بحث نمود. به همین دلیل در تعریف اخلاق کاربردی گفته اند بخشی از اخلاق که به مباحث و معضلات عملی به نحو خاص و مستقیم عطف توجه می‌کند (قراملکی و همکاران، 1386: 10).
2-4. فلسفه اخلاق
علم اخلاق شاخه‌ای از فلسفه است. شاید بتوان گفت که سقراط اولین فیلسوفی است که به نحو نظامدار و با به کار بردن روش دیالکتیک فلسفه اخلاق را بنا نهاده است. البته قبل از وی در کلام زرتشت نیز با نمونه دینی اخلاقیات روبه رو هستیم ولیکن زرتشت به شیوه فلسفی اخلاق را مورد کندوکاو قرار نداده است. از نظر وی دانایی پایه هر نوع هنر اخلاقی به شمار می آمد. او هیچگاه به آموزش اخلاقی نپرداخت و کارش تنها برانگیختن و بیدارکردن اذهان بود. بعد از سقراط افلاطون به بررسی نظامدار موضوع اخلاق و تربیت اخلاقی توجه کرده است، از نظر وی دانایی” یا “دانش”،”دادگری” یا “عدالت” “جرات” یا “دلیری” و “خویشتنداری” یا “پرهیزگاری” از هنرهای چهارگانه اخلاقی محسوب می گردند. برای افلاطون نیز بنیاد هنرهای اخلاقی دانایی است. و جرات ،عدالت و خویشتنداری فقط در سایه دانایی معنای واقعی خود را پیدا می کند. در مقایسه با سقراط افلاطون به صورت نظام دار در درجه اول به تربیت به طور کلی نظر دارد. تربیت حقیقی از نظر وی همان تربیت اخلاقی است یعنی توانایی تشخیص خیر و شر از هم و به کار بردن آگاهانه خیر در سراسر زندگی به منظور سعادت و نیکبختی (رهنما،1388: 5-4). فلسفه اخلاق علمی است که از مبادی قصوری و تصدیقی علم اخلاق بحث می کند. یعنی هم تصورات و مفاهیمی را که در علم اخلاق و جملات آن به کار می روند توضیح می دهد و هم مسائلی را که پرداختن به تصدیقات و جملات اخلاقی متوقف به بررسی و حل آن می باشد مورد بحث قرار می دهد (مصباح، 18:1382). تحلیل مبادی تصوری و تصدیقی آن بر عهده معرفتی به نام فلسفه اخلاق یا فرا اخلاق است. سوال از چیستی خوب و بد به فلسفه اخلاق متعلق می گردد (قراملکی و همکاران، 10:1386).
2-5. اخلاق: رمز موفقیت شغلی
تجارب حرفه ای نشان می‌دهد که اخلاق ورزی در شغل با موفقیت شغلی نسبت مستقیم دارد. پایبندی به اخلاق در محیط نیز برکات فراوانی دارد. به مهم ترین میوه های شیرین اخلاق ورزی در شغل اشاره می‌کنیم:
1- جایگاه مطلوب در بازار کار
2- اخلاق: افزایش بهره وری
3- ارتقای کیفیت ( قراملکی، 1390: 16-15).
2-6. معیارهای ارزیابی نظریه های اخلاقی
معیارهای گوناگون برای ارزیابی نظریه های اخلاقی ارائه شده است: یکپارچگی، انسجام، قدرت توجیه و تبین، اعتبار مفید بودن، فراگیری و وضوح، هفت ویژگی نظریه کارآمد در حل مسائل اخلاقی در حرفه است (قراملکی، 1390: 35).
فرامرز قراملکی، 1390، 35
2-7. اخلاق فردی
رفتار هر انسانی، صرفنظر از منزلت و جایگاه اجتماعی و عناوین شغلی، خوب یا بد است. کسی که در رفتار ارتباطی درون شخصی، به خود دروغ می گوید و خود را فریب می دهد، مرتکب رفتار زشت و ناپسند است و او را می توان فرد ضد اخلاقی دانست و کسی که بدلیل مصلحت بینی، از واقع بینی دور می افتد و هر باوری را سنجیده و ناسنجیده می پذیرد، به تعبیر گیلفورد رفتار غیر اخلاقی دارد. انسانها در رفتارهای برون شخصی نیز می توانند اخلاقی یا غیر اخلاقی عمل کنند. کسی بخشنده است و دیگری خسیس. فردی متواضع است و دیگری متکبر. بنابراین هر فردی صرف نظر از اینکه شاغل هست یا نه، نسبت به رفتارهای خود دارای مسئوولیت است. این مسئوولیت بر اصول معینی استوار است و این اصول در مجموع اخلاق فردی را می آفریند.
2-8. اخلاق شغلی
مراد از اخلاق شغلی مسوولیت اخلاقی فرد از حیث شغل است. اخلاق شغلی از طرفی مانند اخلاق فردی بر مسوولیت افراد بعنوان شخص حقیقی تأکید دارد، از طرف دیگر برخلاف اخلاق فردی، عنوان برخاسته از شغل را نیز در مسوولیتهای اخلاقی لحاظ می کند.
2-9. اخلاق حرفه ای
در فرهنگ فلسفی کمبریج، اخلاق حرفه ای چنین تعریف شده است: واژه “اخلاق حرفه ای” یک یا چند مورد از موارد زیر را در بر می گیرد:
1. ارزش های اخلاقی قابل قبولی که باید کار صاحبان حرفه را اداره کند.
2. ارزش های اخلاقی که در واقع، گروهی از صاحبان حرفه را هدایت کند
3. مطالعه اخلاق حرفه ای در معانی و مفاهیم گذشته، شامل بررسی های هنجاری در زمینه ارزش های مطلوب برای صاحبان حرفه و یا مطالعات توصیفی رفتارها و باورهای واقعی گروهی از صاحبان حرفه (لغت نامه کمبریج، 2007).