می 7, 2021

معیار ارزش افزوده اقتصادی، حاکمیت شرکتی

مروری بر تحقیقات پیشین
بخش اول : چارچوب نظری پژوهش
2-1- مقدمه
در این فصل در بخش اول به مبانی نظری و در بخش دوم به پیشینه تحقیقات در داخل و خارج از کشور پرداخته میشود.
با وقوع انقلاب صنعتی و تاسیس شرکتهای سهامی از اعمال کنترل به وسیله مالکان کاسته و کنترل به دست گروههای دیگری که هیات مدیره و مدیران را تشکیل میدهد افتاد و به این ترتیب رابطه نمایندگی و به دنبال آن تضاد منافع مدیران و سهامداران که از مفروضات اصلی تئوری نمایندگی است بحث محافل اقتصادی شد.
سالیان متمادی اقتصاددانان چنین فرض میکردند که تمامی گروههای موجود در شرکت سهامی دارای هدف مشترکی هستند و هیچگونه تضاد منافعی با هم ندارند.
مسائل و مشکلات نمایندگی از زمانی نمایان شدند که مدیران یعنی کسانی که به عنوان نماینده سهامداران عهده دار تخصیص منابع در شرکت بودند، دست به اقداماتی میزدند که نه تنها در جهت حداکثر سازی منافع سهامداران نبود بلکه گاهی کاهش آن را هم در پی داشت؛ و قصد و غرض مدیران از انجام چنین اعمالی تنها دستیابی به منافع خودشان بود.
به علت هم راستا نبودن منافع مدیران و سهامداران و همچنین عدم تقارن اطلاعاتی آنها سرمایه گذاران همواره در جستجوی یافتن معیاری بودند که عملکرد مدیر را به صورت واقعی بسنجد، و همچنین مکانیزمهایی که منجر به بهبود آن شود.
در جهت این نیاز، معیار ارزش افزوده اقتصادی مطرح و پژوهشهای مرتبط به حاکمیت شرکتی انجام شدند؛ که در بخش بعدی به تبیین آنها خواهیم پرداخت.
تحقیقات تجربی (سالمون و سالمون) موید این دیدگاه است که عملکرد مالی شرکتها با اعمال حق حاکمیت شرکتی آنها رابطه مثبتی دارد. و مدیران بهتر موجب حاکمیت شرکتی بهتر میشوند و به ذینفعان خود بیشتر توجه کرده، شرکتها را موثرتر کنترل میکنند و بازده مالی بیشتری تولید میکنند.
در این پژوهش بر آنیم تا اثر برخی از این مکانیزمهای حاکمیت شرکتی را بر عملکرد شرکتها (به وسیله معیار ارزش افزوده اقتصادی) بسنجیم.
2-2- حاکمیت شرکتی
حاکمیت شرکتی که در بسیاری از رشتهها همچون حسابداری، مالی، اقتصاد، جامعه شناسی وحقوق و… بسیاردر مورد آن مطالعه شده است از سال 2004 در مقاطع تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد ودکتری) در دانشگاههای در دانشگاههای کشورهای پیشرو به عنوان یک سر فصل مستقل تدریس میشود. در ایران نیز این بحث ابتدا از محافل حسابداری ریشه دوانیده و در سایر رشته ها در حال بسط و گسترش است.
در ترجمه این واژه تعدادی واژه جایگزین شده است که متداولترین آن حاکمیت شرکتی است اما در برخی متون اصطلاحاتی همچون رهبری شرکتها، راهبری شرکتها و یا تولیت سازمانی نیز به چشم دیده میشود. با توجه به پراکندگی نگاهها به حاکمیت شرکتی لاجرم تعاریف متفاوتی برای این موضوع وجود دارد و هر کسی بنا بر زاویه دید و زمینه علمی خود برای آن تعریفی ارائه کرده است. همانطور که گفته شد حاکمیت شرکتی یک موضوع بین رشتهای است و در هر رشته چارچوب نظری متناسب با آن زمینه مطرح شده است که هر یک از آنها با استفاده از وا‍ژگان مختلف و به صورت متفاوت به موضوع حاکمیت شرکتی پرداختهاند که ناشی از زمینه علمی خاصی است که به موضوع حاکمیت شرکتی مینگرند(حساس یگانه ،1384).
بررسی ادبیات موضوع نشان میدهد که هیچ تعریف مورد توافق در مورد حاکمیت شرکتی وجود ندارد و تفاوتهای چشمگیری در تعاریف ارائه شده وجود دارد. به طور کلی تعاریف مربوطه را در سه دسته عمده میتوان طبقه بندی کرد. 
تعاریف محدود مانند تعریف گزارش کادبری
2) تعاریف میانه مانند تعریف پارکینسون
 3) تعاریف گسترده مانند تعریف فدراسیون بین المللی حسابداران
تعریف کادبری: حاکمیت شرکتی، سامانهای است که شرکتها با آن هدایت و کنترل میشوند.
تعریف پارکینسون: حاکمیت شرکتی، فرآیند نظارت و کنترل برای تضمین عملکرد مدیر، مطابق با منافع سهامداران است.  
تعریف فدراسیون بین المللی حسابداران: تعدادی از مسئولیتها و شیوههای به کار گرفته شده توسط هیئت مدیره و مدیران مسئول، با هدف مشخص کردن مسیر استراتژیک، به گونهای که تضمین کننده دسترسی به اهداف و مصرف مسئولانه منابع باشد. از تمام تعاریف مرتبط با حاکمیت شرکتی دو مفهوم کلان، به شرح زیر استنباط میگردد.
1. حاکمیت شرکتی  یک مفهوم میان رشتهای است.