مفاهیم و درآمدی بر تحولات تاریخی، در حقوق موضوعه ایران

مبحث نخست: مفاهیم و درآمدی بر تحولات تاریخی
مبحث نخست از فصل اول پایان نامه حاضر به بررسی مفاهیم و در آمدی بر تحولات تاریخی مرتبط با اختلاس ، اختصاص دارد.در گفتار نخست به مفاهیم می پردازیم.مفاهیمی چون اختلاس، مختلس، تصاحب و مامور دولتی مورد بررسی قرار می گیرد و در ادامه مفاهیم مشابه همچون تصرف غیر مجاز در اموال دولتی و خیانت در امانت ، با عنوان اختلاس، مورد مقایسه قرار خواهد گرفت.
گفتار نخست: مفاهیم
با مطالعه قوانین و مقررات مربوط به اختلاس، با اصطلاحات و مفاهیمی بر می خوریم که لازم است جهت تبیین بهتر ارکان جرم اختلاس، ابتدا به آنان بپردازیم.این اصطلاحات شامل: اختلاس، مختلس، تصاحب و مامور دولتی می باشد که در بخش اول این گفتار، به طور جداگانه به این مفاهیم خواهیم پرداخت.در بخش دوم این گفتار نیز ، جهت ارایه تفکیکی دقیق میان جرم اختلاس و جرایم مشابه با آن، یعنی جرم تصرف غیر قانونی در اموال دولتی و همچنین جرم خیانت در امانت، به بررسی وجوه افتراق میان جرم اختلاس و این جرایم ، خواهیم پرداخت.
الف: واژه شناسی
1- اختلاس
اختلاس یک واژه عربی بروزن افتعال است و معانی مخلتفی برای آن درکتب لغت بیان گردیده که از جمله آنها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد :
کلمه ای عربی و به معنی ربودن و به زور ربودن و سلب کردن است.
ربودن و دزدیدن پولی به صورت پنهانی و بدون حق از صندوق بنگاه یا اداره ای برداشتن
در قانون کشور ما و بسیاری از قوانین سایر کشورها از جرم اختلاس همانند بسیاری از جرایم دیگر نظیر خیانت در امانت ، ارتشاء و جعل و… تعریفی ارائه نشده است بلکه قانونگذار تنها درصد بیان شرایط تحقق و مصادیق جرم اختلاس می‌باشد .
چنان که برای معنای لغوی اختلاس معانی زیادی را علمای اهل لغت مطرح کرده‌اند . برای معنای اصطلاحی آن نیز حقوقدانان تعاریف و نظریات متفاوتی بیان کرده‌اند که به طرح آنها پرداخته می‌شود ؛
اختلاس، به نوع خاص از جرم خیانت در امانت مامورین دولت اطلاق می‌شود و آن عبارتست از این که ماموری که بر حسب وظیفه قانونی مال دولت به او سپرده شده، آن را به طریق نامشروع تصاحب کند .
خیانت مامور دولت در اموالی که برحسب وظیفه به او سپرده شده است .
اختلاس، گرفتن عمدی و تبدیل کردن پول یا مال دیگران است که به طور قانونی در اختیار فرد دیگری قرارگرفته بود . وضعیت قانونی مزبور ممکن است ناشی از سمت رسمی ، مقام عمومی ، استخدام یا امانت باشد .
چنانکه ملاحظه می‌شود علمای حقوق تعریف واحدی از این جرمارائه نکرده‌اند و شاید به همین دلیل باشد که در اکثر نظام های حقوقی ، در قوانین کیفری این جرم تعریف نشده بلکه به شرایط وعناصر اصلی آن اشاره کرده‌اند . چه آنکه غالبا ارائه تعریفی جامع افراد و مانع اغیار ،درعلوم انسانی بسیار مشکل می‌باشد ولی با عنایت به مجموع تعاریف ذکر شده وعناصر اصلی جرم اختلاس می‌توان این جرم را چنین تعریف کرد :
تصاحب همراه با سوء نیت اموال دولت یا اشخاص توسط مستخدم دولت که به حکم وظیفه دراختیار وی قرار گرفته به نفع خود یا دیگری.
از نقطه نظر تطبیقی باید چنین گفت که ماده 315 قانون عقوبات عراق به جرم اختلاس اختصاص داده شده است. با بررسی این ماده ، می توان چنین گفت که اختلاس در نظام حقوقی این کشور ، بسیار مبهم تعریف شده است.ماده 315 قانون عقوبات عراق، این چنین مقرر داشته است: (( هر شخص موظف یا مکلف به خدمات عمومی، مالی یا متاعی و یا اوراقی را که مثبت حقی است و یا سایر اموال دولتی را اختلاس کند و یا مخفی کند، به مجازات حبس محکوم خواهد شد.))
به کاربردن اصطلاح (( اختلس او اخفی )) در ماده 315 قانون عقوبات عراق، بر ابهام در تعریف این جرم افزوده است.در این ماده مخفی کردن مال ، از اختلاس جدا دانسته شده است در حالی که مخفی کردن مال در حقوق ایران می تواند از مصادیق برداشت و تصاحب باشد و موجبات جرم اختلاس را در حقوق ایران فراهم کند.رویکرد قانون نویسان عراق در تنظیم این ماده بسیار قابل انتقاد بوده و در این ماده هیچ اشاره ای به عنصر مادی و معنوی جرم اختلاس نشده است.لازم به ذکر است مقنن عراق در توصیف جرایم کم اهمیت تری چون تصرف غیر قانونی اموال دولتی که از آن در ماده 316 با عنوان استیلاء یاد کرده است، با دقت بیشتری عمل نموده و در آن توضیح بیشتری در خصوص این جرم ارایه کرده است.
در فقه نیز به مواردی اشاره شده است که شباهت زیادی با جرم اختلاس در حقوق موضوعه ایران و عراق دارد که با توجه به اشتراکات فقهی که میان ایران و عراق وجود دارد، بررسی آن می تواند مهم باشد.راه ها و وسایل تصاحب مال دیگری بدون دلیل شرعی ، زیاد می‌باشد و برای هر یک از آنها در فقه اسلامی عنوان خاصی به کار رفته است . یکی از آن عناوین جرم اختلاس است . فقها تعریف واحدی از این جرم ارائه نداده اند و نظرات مختلف و گاهی متفاوت درباره تعریف اختلاس ارائه کرده‌اند از آن جمله می‌توان به برخی از این نظریات اشاره کرد :