مفهوم اصطلاحی و جرم شناسی پیشگیری، جرم شناسی پیشگیرانه

abstract futuristic technology space background

3. اینکه بیشتر اقدامات پیشگیرانه خارج از مرزهای سیستم عدالت کیفری است؛
4. اینکه مداخلات قبل از وقوع عمل مجرمانه انجام شود.
این تعریف از دو جهت مفید است :
نخست اینکه پیشگیری از جرم را وابسته به مشارکت جامعه می داند و امتیاز دوم این تعریف آن است که جنبۀ پیش کنشی اقدامات پیشگیری را پررنگ می کند.2
گفتار اول : معنی لغوی پیشگیری
در فرهنگ معین، پیشگیری3 در لغت به معنای جلوگیری، دفع، منع سرایت مرض از پیش، تقدم به حفظ، صیانت، حفظ صحت، جلو مرض گرفتن» آمده است. 4
این واژه در فرهنگ لغت انگلیسی «رندم هوس» مانع شدن از اینکه چیزی رخ دهد، معنا گردیده است. 5 و در زبان عربی کلمه « الوقایه » تداعی کننده آن است .
واژه پیشگیری در فرهنگ دهخدا به معنی رفع، جلوگیری کردن، مانع شدن و پیش بینی کردن آمده است. لیکن پیشگیری از جرم، عبارت ازکنترل اعمال مجرمانه است و دراعمال مجرمانه، اصلاح و بازداشتن مجرم، حفاظت از بزه دیده و جامعه مد نظراست. 6
از نظر ریشه شناسی، کلمه پیشگیری دارای دو بعد است: 1- به معنی «پیش دستی کردن، پیشی گرفتن و به جلوی چیزی رفتن» 2- به معنی «آگاه کردن ، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن» است.
اما در جرم شناسی پیشگیرانه ، پیشگیری در معنی نخست آن مورد استفاده قرار می گیرد، یعنی با استفاده از فنون مختلف از وقوع بزهکاری جلوگیری کردن است و هدف از آن، به جلوی جرم رفتن و پیشی گرفتن از بزهکاری است.طبق بند 5اصل 156قانون اساسی یکی از وظایف قوه قضائیه «اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم…» است.
گفتار دوم : مفهوم اصطلاحی و جرم شناسی پیشگیری
در استنباط مفهوم اصطلاحی پیشگیری و مصداق های آن دو جهت گیری کلی دیده می شود. برخی از جرم شناسان مفهوم وسیعی برای پیشگیری قائل شده و گروهی دیگر پیشگیری را در مفهوم محدود و مضیق به کار می برند.هر یک از این دو را به طور مختصر توضیح می دهیم :
مطابق مفهوم موسع ، انجام هر اقدامی که علیه جرم بوده و آن را کاهش دهد ، پیشگیری محسوب می شود. براساس این برداشت انواع تدابیر کیفری و غیر کیفری چه مربوط به قبل و چه مربوط به بعد از وقوع جرم ، پیشگیری محسوب می شوند. به همین دلیل در این تعبیر ، حتی تعقیب و دستگیری بزهکاران ، اعمال مجازات یا تعلیق اجرای آن ، الزام آنان به جبران خسارت مجنی علیه و فردی کردن مجازات توسط قاضی نیز ، پیشگیری به شمار می آیند. لذا این مفهوم طیف وسیعی از اقدامات کیفری و غیر کیفری را در بر می گیرد.
اما در مفهوم مضیق ؛ پیشگیری به مجموعه وسایل و ابزارهایی اطلاق می شود که دولت برای مهار بهتر
بزهکاری از طریق حذف یا محدود کردن عوامل جرم زا یا از طریق اعمال مدیریت مناسب نسبت به عوامل
محیط فیزیکی و محیط اجتماعی موجد فرصت های جرم ، مورد استفاده قرار می دهد.
به عبارتی دیگر دراین رویکرد پیشگیری از کیفر جدا شده است وصرفا ناظر به تدابیر و اقدامات غیر قهرآمیز است.علاوه بر آنچه گفته شد ، اصطلاح پیشگیری از جرم از دو واژه پیشگیری و جرم تشکیل شده است.
جرم تعریف شناخته شده و معروفی دارد که بر هر فعل یا ترک فعلی که قانون برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی،تنبیهی و تربیتی در نظر گرفته باشد اطلاق می شود.
در گذشته از این واژه بیشتر معنای پیشگیری کیفری برداشت می شده که مجموعه ای ازمجازات واقدامات
تأمینی می باشد به گونه ای که در جوامع گذشته از انواع مجازات ها برای مقابله با جرائم و ایجاد رعب و وحشت در بزهکاران استفاده می شده است ،درحالی که امرزه پیشگیری معنای جدیدی یافته وشامل کلیه تدابیری واقدامات غیرکیفری است که مانع شکل گیری جرم و بزه در صحنه اندیشه بزهکار وساحت جامعه می شود.