مهارکننده‌های اختصاصی بازجذب سروتونین، اقدام به خودکشی

کلومی‌پرامین :
کلومی‌پرامین نخستین دارویی بود که برای درمان اختلال وسواس فکری و عملی مؤثرشناخته شد. آثارضدوسواس این دارو اولین بار توسط فرناندز ولوپز- ایبور درسال 1967مشاهده گردید(مونتگمری وزوهر، 1382). قبل ازکشف داروهای مهارکننده اختصاصی بازجذب سروتونین، کلومی‌پرامین تنها داروی سروتونرژیک سه حلقه‌ای بود که برای درمان اختلال وسواس فکری و عملی به کارمی‌رفت(پورافکاری، نابدل وداداش زاده، 1382). مارکس وهمکاران، 1980، تأثیر کلومی‌پرامین را به علت خاصیت ضدافسردگی آن دانسته وبامطالعه اثرات آن، کاهش علائم وسواسی راتنها دربیمارانی گزارش نمودندکه دارای علائم واضح افسردگی بودند(شیرازی، 1373). درحالی که مطابق پژوهش‌هایی دیگر، تأثیرکلومی‌پرامین، فلوکستین، فلووکسامین، پاروکستین و سرترالین برای درمان علائم وسواس فکری و عملی غیروابسته به خواص ضدافسردگی شان گزارش شده است(شعبانی، قریشی وموسوی نسب، 1388). سوکمن وسولیوم نشان دادندکه کلومی‌پرامین تنها درکاهش افکاروسواسی مؤثراست واثری براعمال وسواسی ندارد. آسبرگ ، تورن وبرتیلسن ، 1982، برگشت علائم را بعد از قطع کلومی‌پرامین گزارش کردند. باتوجه به غیراختصاصی بودن اثرکلومی‌پرامین وعوارض ناشی ازآن وعدم توانایی درکنترل کلیه علائم وعود بیماری دراغلب مواردبعدازقطع دارو، پژوهشگران داروی مؤثرتری را در درمان بیماران وسواس فکری – عملی به کارگرفته‌اند(شیرازی، 1373).
2-2-1-4-1 مهارکننده‌های اختصاصی بازجذب سروتونین(SSRIS)
SSRIS داروهایی هستندکه بامهارجذب مجدد سروتونین درپیش سیناپس‌ها باعث افزایش سروتونین می‌شوند(شیرازی، 1373). هرچندSSRIS با بی قراری، سردرد، بی خوابی، تهوع، اسهال واضطراب همراه هستند، این اثرات نامطلوب، غالبا”موقتی بوده ومعمولا” کمتر ازاثرات جانبی سه حلقه‌ای‌ها نظیر کلومی‌پرامین موجب ناراحتی می‌شوند(سادوک وسادوک، 1388).
1- فلوکستین
نخستین SSRI به نام فلوکستین وبانام تجاری پروزاک ازسال 1998 به شکل گسترده‌ای در درمان بیماری افسردگی به کار رفته است. این دارو مؤثرترین داروی SSRI دردرمان اختلال وسواس فکری و عملی است(شیرازی، 1373). این دارو به شکل خوراکی تجویز می‌شود واز دستگاه گوارش به راحتی جذب می‌شود(ماریزیتی وهولندر ، 1992؛ به نقل ازمیرسپاسی وسالیانی، 1382).
این دارو باتوجه به اینکه بر روی نوراپی نفرین ودوپامین مؤثرنیست، آگونیست وآنتاگونیست نوراپی نفرین یا دوپامین نیست وخاصیت آنتی کولینرژیکی وآنتی هیستامینیکی وآنتی آلفا آدرنرژیکی آن ناچیزاست وعوارض جانبی کمی‌دارد. عوارض شایع آن دردستگاه گوارش به شکل اسهال، استفراغ و بی‌اشتهایی بوده ودردستگاه عصبی مرکزی به صورت سردرد، بی خوابی، اضطراب، لرزش وخواب آلودگی است. به ندرت کاهش وزن وتعریق زیاد نیزدیده می‌شود. دربیماران قلبی به راحتی قابل تحمل واقدام به خودکشی بامقادیر معمولی ناممکن است(شیرازی، 1373).
قدرت اثرخوب، قیمت مناسب، عوارض جانبی‌اندک وقابل تحمل بودن، ازمزایای این دارو به شمار می‌رود. براساس مطالعات متعدد، اثراین دارو در درمان اختلالات وسواسی تأیید شده واثر آن به وضوح بیشتر ازدارونما وتقریبا” معادل کلومی‌پرامین گزارش شده است(به نقل ازقریشی زاده وفرنام، 1384). همچنین تأثیر فلووکستین به همراه فلووکسامین در درمان اختلال وسواس فکری و عملی دراغلب تحقیقات به اثبات رسیده است به طوری که برخی ازتحقیقات، اثردو داروی فلوکستین وفلووکسامین را برابر باکلومی‌پرامین دانسته‌اند(گودمن وپریس ، 1991؛ به نقل ازفرنام، ایمانی، علیلووبخشی پور، 1388).
مطابق بعضی پژوهش ها، علی رغم اثردرمانی فلوکستین درمهارعلائم مربوط به اختلالات وسواس فکری و عملی، اثراین دارو درتمام زیرگروه‌های وسواس یکسان نیست. یک مطالعه نشان دادکه تأثیر درمانی فلوکستین درمهار اختلالات افکاروسواسی ووسواس شستشومطلوب است(001/0 P<)، ولی تأثیر چندانی در وسواس وارسی ندارد. مطابق این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که فلوکستین دردرمان اختلالات وسواس فکری و عملی تأثیر درمانی خوبی دارد واثر آن درتخفیف علائم وسواس فکری وشستشو اختصاصی‌تر است(قریشی زاده وفرنام، 1384).
2- سرترالین:
تنها داروی SSRI که میزان بهبودی حاصله ازآن رابطه مشخصی بامقدارمصرف ندارد، سرترالین است. مقادیر50و200میلی گرم در روز، هردو مؤثربوده‌اند. احتمالا” سرترالین بین سایرSSRIS ازاین جهت منحصربه فرد می‌باشد(هرچندفلوکستین هم ممکن است اینگونه باشد). درمقایسه کاهش علائم وسواس فکری و عملی سرترالین نسبت به کلومی‌پرامین برتری داشته است وتحمل دارویی درآن بیشتر است. همچنین دربعضی ازپژوهش‌ها، اثرات ضدافسردگی آن بر دزی پرامین نیز برتری داشته است(مونتگمری وزوهر، 1382). این دارو بانام تجاری زلوفت درمقایسه با دارونما در درمان وسواس برتری نشان داده است. عوارض جانبی آن شامل تهوع(30%)، بی خوابی(26%)، اختلال گوارشی(21%) و ناتوانی درانزال(19%)، می‌باشد. در بررسی اثر طولانی مدت سرترالین دریک دوره پیگیری یک ساله، بیماران در طی زمان بهبودی نشان دادند. عوارض جانبی نیز درطی دوره درمانی کاهش یافت(زوهر، ساسن ، چپرا ، آمیتال وآیانکو ، 2000).
3- فلووکسامین:
این دارو بانام تجاری لواکس اولین داروی گروه SSRI است که اثربخشی آن دراختلال وسواس فکری و عملی موردتحقیق قرارگرفته است. چندمطالعه که این دارو را با دارونما مقایسه کرده، مؤثربودن آن را برای درمان OCDنشان داده
است. این دارو در مقایسه با دارونما، برتری داشته است(مونتگمری وزوهر، 1382). متابولیسم این دارو کبدی ودفع دارو ازطریق ادرار است. سردرد، سرگیجه، تهوع وطپش قلب ازعوارض جانبی آن است(حشمتی و اسدی نوقابی، 1386).
4- پاروکستین:
پاروکستین بانام تجاری پاکسیل ، هم درمطالعاتی که مقادیر ثابت دارو را به کار برده‌اند وهم درمطالعات با مقادیر قابل تغییربه اثبات رسیده است. مطالعات نشان داده است که این دارو نیز مثل سایر داروهای ضدوسواس روی هر دو جزءOCD مؤثراست. مقایسه اثرات درمانی پاروکستین وکلومی‌پرامین تفاوتی را نشان نداد، ولی پاروکستین برای درمان علائم افسردگی برکلومی‌پرامین برتری داشته است(مونتگمری وزوهر، 1382). این دارو متابولیسم کبدی دارد وعصبانیت، سردرد، تهوع ویبوست ازجمله عوارض آن می‌باشد(حشمتی واسدی نوقابی، 1386).
5- سیتالوپرام:
مطالعات اولیه حاکی از تأثیر سیتالوپرام در درمان اختلال وسواس فکری و عملی است. دراینجا نیزمقایسه با دارونما اثرات درمانی این دارو روی OCD راتأیید کرده است(زوهر، ساسن، چپرا، آمیتال وآیانکو، 2000). عوارض جانبی این دارو ازجمله شامل سردرد، سرگیجه، کابوس، تشنج، طپش قلب، تهوع و تنگی نفس می‌باشد(حشمتی واسدی نوقابی، 1386).
باورکلی این است که فرضیه سروتونین به تنهایی وبدون دخالت سایرپیام رسان‌های عصبی، پاسخگوی تمام جوانب این اختلال نیست ونبود تعادل میان پیام رسان‌های عصبی به ویژه سروتونین، نوراپی نفرین ودوپامین درشکل گیری نشانه‌های وسواس فکری و عملی دخالت دارند. بهبودبالینی معنی دار با درمان‌های داروهای فزاینده سروتونینی دراین بیماران که همزمان اختلال تیک نیزداشته‌اند، 21%بوده است، درحالی که میزان بهبودی بیماران بدون اختلال تیک باهمان داروها 52% بوده است. این نتیجه می‌تواند بیانگراین نکته باشدکه حداقل درزیرگروه خاصی ازبیماران دارای اختلال وسواس فکری و عملی ، اختلال عملکرد همزمان درسامانه‌های سروتونینی و دوپامینی وجود دارد(لوپاتکا و راچمن ، 1995؛ به نقل ازمیرسپاسی وسالیانی، 1382). داروهای ضدپسیکوزبه شکل تک درمانی دراختلال وسواس فکری و عملی استفاده نمی‌شوند. ولی به شکل مکمل درمانی دراین بیماران سودمندگزارش می‌شوند. بررسی‌ها نشان داده‌اندکه تجویز توام داروهای ضدپسیکوز با داروهای مؤثر بر بازجذب سروتونین راهکاری مؤثردربیمارانی است که علاوه براختلال وسواس فکری و عملی مبتلا به اختلال تیک هستند(میرسپاسی وسالیانی، 1382).
جدول (2-1) فوایدومضرات SRISو SSRIS در درمانOCD