8-سیستم خطر پذیری
9-انسجام
10-الگوی ارتباطی
3)مدل هافستد:
هافستد (1980) فرهنگ سازمانی را به پنج بعد تقسیم بندی کرده است.
فاصله قدرت:
فردگرایی در مقابل جمع گرایی:.
ابهام گریزی:
مردگرایی در مقابل زن گرایی:
دیدگاه کوتاه مدت در مقابل بلند مدت:
4)مدل شاین:
از دیدگاه شاین (2004) فرهنگ در سه سطح تعریف می شود.مصنوعات،ارزشهای پذیرفته شده و فرض های زیر بنایی. اولین لایه فرهنگ مصنوعات هستند. مصنوعات پدیده های سطحی شامل هر آنچه مشاهده،شنیده و حس می شود، از جمله رفتار های روزمره،محیط مادی،شیوه ی ارتباط ، سبک لباس پوشیدن،آیین ها و مراسم ها.
سطح دوم فرهنگ متشکل از ارزشهای پذیرفته شده است. استراتژی ها،اهداف و فلسفه هایی که رسما توسط گروه اعلام شده اند. فرض های زیر بنایی نشانگر سومین و ژرف ترین سطح فرهنگ و همچنین اساس آن است که در آن باورها،ادراکات و احساسات ناخودآگاه و بدیهی در مورد سازمان و محیط به عنوان منبع نهایی ارزش ها و انگیزه های عمل نقش ایفا می کنند (رادمهر،1382).
تعهد سازمانی
تعهد:
بطور کلی عنصر اصلی تعهد بویژه از دیدگاه رفتاری عبارت است از رفتار و اقدام بنابراین هر اقدامی، با میزان تعهد متفاوتی همراه است که برحسب شاخص های تعهد عنوان می شود. یکی از مهمترین توصیف ها در این رابطه توسط سالانسیک (1979). مطرح شده است. وی مهمترین عامل تعهد را تقلید یا پیوند فرد با اقدام خود می داند.
تعهد را افراد مختلف به گونه های متفاوت تعریف کرده اند که ذیلاً برخی از آن ها مورد بررسی قرار می گیرد:
مرتضی مطهری، تعهد را به معنی پای بندی به اصول و قراردادهایی می داند که انسان به آن معتقد است و بیان میکند متعهد کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد و برای اهداف آن تلاش نماید.
کانتر تعهد را تمایل افراد به در اختیار گذاشتن انرژی و وفاداری خویش به نظام اجتماعی می داند. سالانکیک تعهد را عبارت از پیوند دادن فرد به عوامل و اقدامات فردی وی می داند، یعنی تعهد زمانی واقعیت پیدا می کند که فرد نسبت به رفتار و اقدامات خود احساس مسئولیت و وابستگی نماید.
مودی و همکارانش، تعهد را به عمل فراتر از وظایف مقرره اطلاق می نمایند. ابراز عملی تعهد برای انجام دادن امور ضروری بوده مخصوصا در مشاغل کلیدی و حساس از اهمیت خاصی برخوردار است.
کوک و وال نیز سه مفهوم وفاداری احساس هویت و شناسایی و آمادگی را برای تعهد بیان می کند.
شاخص های تعهد :