این فرآیند به صورت خاص شامل فرآیندهای پیش از محاکمه و دادرسی به منظور انحراف از سیستم قضایی رسمی است و به دستورات و احکام مربوط به دادرسی ختم می‌شود و معمولا حاصل کار میانجیگری به آگاهی دادستان یا قاضی می‌رسد تا مورد ملاحظه قرار گیرد.
الف: فرآیند میانجیگری کیفری
فرآیند میانجیگری از مهمترین و شایع ترین فرآیندهای عدالت ترمیمی است به گونه ای که کرتی و مانوزی (دوتن از نظریه پردازان عدالت ترمیمی ) بیان می کنند که میانجیگری شالوده و سنگ بنای عدالت ترمیمی است.
در میانجیگری (به خصوص میانجیگری مستقیم) بزهکار پس از قبول ارجاع پرونده اش به میانجیگری، می‌بایست طی جلسه‌هایی که قبل از آغاز آن توسط میانجیگر شکل می گیرد مسئولیت عمل خود را بر عهده بگیرد زیرا اساس کار میانجیگری بر پایه حصول به توافقاتی است که در طی نشست حاصل می‌آید و هرگونه انکار مسئولیت خطای ارتکابی توسط بزهکار، رسیدن به اهداف آن را دشوار و چه بسا کأن لم یکن می‌سازد.
پس از آن بزهدیده و بزهکار هر دو می‌بایست به منظور رسیدن به توافق بر سر حل و فصل موضوع و به تبع آن التیام دردهای ناشی از جرم انگیزه و اشتیاق کافی را داشته باشند، زیرا به منظور دست یافتن به هدف، موتور محرکه جلسات میانجیگری، انگیزه و اشتیاق طرفین در آن است.
و نکته مهم آنکه، جلسات میانجیگری باید در فضایی مملو از امنیت و بدور از هر گونه تشنج و اضطراب ناشی از آثار پس از ترک جلسه باشد. هرگونه تهدید، توهین، لفاظی نامناسب پیش از شروع آن از سوی طرفین موجب عدم حصول به یک توافق می‌شود.
1. آغاز میانجیگری
میانجیگری کیفری دارای 7 مرحله است که به ترتیب عبارت است از:
1. ارتباط اولیه به شخص اول (بزهدیده)
2. ارتباط اولیه با شخص دوم
3. مهیا کردن مقدمات کار بر سر اختلاف
4. برگزاری جلسه و گوش کردن به موضوع
5. تحقیق پیرامون موضوع
6. ایجاد توافق
7. خاتمه و پیگیری
در فرآیند میانجیگری آنچه اهمیت دارد این است که در پرتو ساختار میانجی‌گری، میانجی‌گران اجازه داشته باشند فرآیند را تا زمانی که توافق بین طرفین حاصل می‌شود کنترل کنند. این ساختار یک دوره به هم پیوسته و دنباله‌دار است از میان فرآیند میانجیگری به حرکت درمی‌آید و 6 هدف عمده دارد:
1. اطمینان از این جهت که این فرآیندها کنترل شده هستند و محیطی امن برای طرفین پیشنهاد می‌کنند.
2. رفتار طرفین با انجام تشریفات خاص کنترل می‌شود.
3. برقراری تعادل بین طرفین