طبق ماده 16 قانون ثبت احوال پدر، مادر در صورت غیبت پدر و در اولین موقعی که قادر به انجام این وظیفه باشد، مادر یا جد پدری که از طرف دادگاه به سمت ولایت انتخاب شده باشد، ولی یا قیم یا امین اشخاصی که قانوناً عهده دار نگهداری طفل می باشند، متصدی یا نمایند موسسه ای که طفل به آنجا سپرده شده است، صاحب واقعه که سن او از 18 سال تمام به بالا باشد، اشخاصی هستند که مکلف به اعلام ولادت به ثبت احوال می باشند.
همچنین در تبصره این ماده آمده است: ” درصورتی که ازدواج پدر و مادر طفل به ثبت نرسیده باشد، اعلام ولادت و امضای اسناد متفّقاً به عهده پدر و مادر خواهد بود و هر گاه اتفاق پدر و مادر در اعلام ولادت میسر نباشد، سند طفل با اعلام یکی از ابوین که مراجعه می کند، با قید نام کوچک و طرف غایب تنظیم خواهد شد. اگر مادر اعلام کننده باشد، نام خانوادگی مادر به طفل داده می شود.”
از آنجایی که کودک ثمره زندگی مشترک هستند، طبیعی است که در مورد انتخاب نام همفکری و توافق صورت پذیرد و احساسات هیچ یک از والدین نادیده گرفته نشود، و نام انتخابی را که برای کودک به ثبت می‌رسانیم، باید مناسب و نیکو و برازنده او باشد و نامی نباشد که درآینده باعث سرافکندی کودک شود و کودک در مقابل دیگران خجالت زده باشد. زیرا نام او وضعیت خانوادگی و الگوهای آنان است و تا ابد همراه کودک خواهد بود. این حقّی است که بر گردن والدین است.
ثبت نام نیکو داشتن حقّ کودک و امری مسلّم است و امکان بهره مندی از حقوق، در زندگی اجتماعی، برای کودک فراهم می شود. در واقع ثبت تولد کودکان و انتخاب نام نیکو، نشان از فراموش نکردن آنها و عدم نقض حقوق آنها، در پیشرفت کشورها امری اساسی محسوب می شود.
کنوانسیون حقوق کودک در بند 1 ماده 6 مقرر می دارد:” کشورهای طرف کنوانسیون حق ذاتی هر کودک را برای زندگی به رسمیت خواهند شناخت.” طبق این ماده اولین حق ذاتی کودک هویت اوست که باید از طرف نهاد خانواده و دولت مشخص شود.
در این باره اصل 3 اعلامیه حقوق کودک مقرر می‌دارد:” کودک از زمان تولد سزاوار داشتن نام و تابعیت است”
و نیز در بند های 2 و 3 ماده 24 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی آمده است:
2-“تولد هر کودکی باید بلافاصله پس از زایش ثبت شود و کودک باید دارای نام باشد.”
3-” هر کودکی حق داشتن تابعیت را دارد.”
همچنین کنوانسیون حقوق کودک هم، ثبت تولد را اجباری دانسته و پس از ثبت ولادت، داشتن نام، تابعیت و خانواده را برای هر کودکی ضروری دانسته است. دولتهای عضو را موظف به منطبق کردن قوانین ملی خود با مقررات مزبور کرده است و مقرر داشته: هیچ کودکی نباید بی تابعیت بماند.
هدف از این تمهیدات در ماده 8 کنوانسیون حقوق کودک هم به خاطر حفظ هویت کودک ذکر شده است. و برای اینکه هویت کودک حفظ شود، سه عامل: 1. نام 2. تابعیت 3. خانواده ضروری هستند.
بدیهی است وجود نام برای متمایز ساختن کودک از دیگران و شناخته شدن او در جامعه ضروری است. تابعیت هر کودکی برای باز شناختن قوانین متبوع او و نیز حمایت دولت خاص از کودک به عنوان تبعه امری بایسته است. همچنین وجود خانواده برای بالندگی و تربیت صحیح کودک در کنار والدین مورد اتفاق روانشناسان و نیز حقوقدانان ملل متمدن است.(عابد خراسانی، 1389: 72)
حقوق بین الملل حق کودک را برای داشتن خانواده و رشد او در محیط خانوادگی برای حفظ هویت و تکامل شخصیت او ضروری دانسته است. به همین دلیل بند 2 ماده 7 کنوانسیون حقوق کودک، دولت‌ها را موظف کرده است که زمینه و ساز و کار هایی ایجاد کنند تا هر کودکی از حق داشتن ملیّت و هویت خود بهره‌مند گردد.
به نظر می رسد با توجه به قوانین و اسناد بین‌المللی هویت کودک که یکی از حقوق ذاتی آن محسوب می‌شود، دارای ارزش و احترام خاصّی است و به آن تأکید شده است. باید در اجرای آن به درستی عمل شود. زیرا خیلی از کودکانی در نقاط مختلف کشور هستند، که هویت ندارند و برای داشتن هویت آنان اقدامات قانونی صورت نگرفته است و بدون هیچ هویتی به زندگی سخت و طاقت فرسا ادامه می دهند و از سایر حقوق اجتماعی خود بی بهره هستند.
3-1-2 حق تکریم شخصیتی:
یکی دیگر از مسائل حیاتی مربوط به کودک توجه به نیازهای معنوی و روانی کودک می باشد. زیرا کودکان کرامت دارند و رعایت اصول اخلاقی درباره آنان الزامی است؛ به دلیل اینکه موقعیت خاص دارند و به شدت، در معرض آسیب و تضییع حقوق هستند و توانایی مقابله و احقاق حق خود را ندارند. در نتیجه، باید ساز و کار مناسب و مستقلی از نظر قواعد و مقررات برای تضمین این حقوق و تکالیف دیگران در برابر کودکان ایجاد شود. (پیوندی، 1390: 414)
یکی از دلایل اساسی در ایجاده عقده های روانی، توجه نکردن به شخصیت و حیثیت معنوی هر فرد است. آدمی در هر سنی به شخصیت خود علاقه مند می باشد و همیشه دوست دارد مورد احترام و تکریم قرار بگیرد. توجه نکردن به این موضوع می تواند منجربه تزلزل شخصیت افراد گردد، این امر خود یکی از معضلات اجتماعی می باشد. بنابراین باید به شخصیت کودک احترام گذاشت و در هر موقعیت این امر را فراموش نکرد.
مهمترین محورهای تکریم شخصیت کودک در سفارش های معصومان (ع) عبارتنداز: خطاب نیکو به فرزندان و کودکان، سلام کردن به آنان، انتظار مناسب و به جا گذاشتن از آنان، وفای به وعده داده شده به آنان و عیب جویی نکردن از آنان می باشد.(همان منبع، 366)
بنابراین می توان گفت واژه تربیت علاوه بر پرواندن جسم و تن کودک، پرواندن روح و روان کودک نیز دلالت دارد. در واقع والدین و سر
پرستان قانونی باید کودکان را برای ورود به زندگی اجتماعی آماده کنند. در رفتار خود و کودکان نظارت کافی داشته باشند و به شخصیت آنان احترام بگذارند. چه در محیط خانوادگی و چه در محیط اجتماع برای آنان ارزش قائل شوند و ادب و احترام را رعایت کنند، تا کودکان از همان کودکی احترام گذاشتن را یاد بگیرند و ملکه ذهنشان شود. زیرا برای اینکه شخصیت کودکان رشد پیدا کند به محبّت و تفاهم و توجه از سوی والدین نیاز دارند و همینطور در محیط مدرسه و بیرون باید شخصیت آنان را خرد و کوچک نکنیم.
همچنین به اصل کرامت ذاتی، که مبنای فلسفی نظام حقوق بشر تلقی می شود، در اسناد مختلف حقوق بشری گاه صراحتاً و گاه اشاره وار توجه شده است. از جمله در مقدمه اعلامیه جهانی حقوق بشر که از” شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان ” به عنوان ” اساس آزادی و عدالت و صلح” در جهان یاد می کند. در مقدمه میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حقوق مدنی و سیاسی، حقوق بشر، ناشی از حیثیت ذاتی انسان ها دانسته شده است.
در اسناد بین المللی حقوق کودک این اصل کرامت ذاتی کودکان مورد توجّه می باشد و آنان نه به عنوان موجود متعلق به والدین، بلکه موجودی با هویت مستقل در نظر گرفته می‌شوند.(ابراهیمی ورکیانی، 1389: 40)
زیرا از بین بردن مشکل تکریم شخصیتی و عاطفی و ذاتی کودک خیلی دشوارتر از، مشکلات اقتصادی کودک است.
رفتار منطبق با شئونات و ارزش کودکان در ماده 1 اعلامیه جهانی حقوق بشر تأکید می کند، ” همه انسان‌ها آزادانه به دنیا آمده اند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند و عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند. ” زیرا مشکل تکریم شخصیتی در آینده کودک تأثیر زیادی دارد و باید به درستی حیثیت و حقوق برابر را متناسب با شأن کودکان اجرا کنیم و آنان را هم جزیی از افراد جامعه بدانیم. احترام گذاشتن نیاز هر انسانی است، مخصوصاً کودکان که بیشتر از بقیه نیازمند به احترام هستند و دوست دارند که در مقابل دیگران از شخصیت خوبی برخوردار باشند وقتی به کودکان احترام می‌گذاریم در مقابل، آن‌ها هم به حرفهای شما احترام می گذارند و بهتر خوبی و بدی را که به آن ها گوشزد می کنید را رعایت می کنند و در آینده انسانی سالم با خصوصیات اخلاقی خوب پرورش می یابند. زیرا از همان کودکی والدین حقوق آنان را به نحو احسن ایفا کرده اند، که اینگونه پرورش یافتند و نیازهایشان به خوبی در دوران کودکی اجرا شده است و آینده خوبی در انتظار آن‌ها می باشد.
در این راستا در ماده 1104 قانون مدنی ایران مقرر می دارد:” زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند”
در این ماده که تأکید به تربیت و تشیید مبانی خانوادگی به والدین شده است. نباید کوتاهی از جانب والدین پیش آید. زیرا همین مسائل ریز و درشت هستند که شخصیت عاطفی و معنوی کودک را شکل می‌دهند.