میزان درآمد خانواده، آسیبهای اجتماعی

Paper ships sailing on a sea following the leader. Leadership concept 3d illustration.

به همین علت است که شادروان دکتر مهدی کینیا معتقد است که «مادر باید فقط مادر بماند تا جامعه بهشت را در زیر پای او احساس کند، هیچ خدمتی ضروریتر و حیاتیتر و مقدستر از خدمت مادری نیست. مادر باید تمام وقت مادر بماند. مادران نیمه وقت، آینده فرزندان خود را فدای درآمد ناچیز از خدمات عمومی مینمایند. هیچ درآمدی آینده سعادت بخش فرزندان ما را به جای محبت مستمر و مراقبت مادر تأمین
نمیکند. این خدمت و مراقبت تمام وقت مادران است که هرگز قابل ارزیابی نیست. به همین مناسبت،
از لحاظ جرم شناسی حضور مادر در کانون خانوادگی ابتدائیترین ضرورت به نظر میرسد» . درست است که خانواده یک نهاد اجتماعی است و کنش اجتماعی آن برای جامعه حائز اهمیت بسیار است و خانواده اولین وسیله انتقال میراث فرهنگی به کودکان که سازندگان فردای کشورند و آداب و رسوم، سنن، تشریفات، شعائر، اخلاق، قانون و مقررات اجتماعی همه، در خانواده از راه تلقین و تقلید و دادن الگوی صحیح به کودک آموخته میشودو نماینده روانی جامعه ، خانواده است که منش اجتماعی او را شکل میدهد، ولی اثبات این که حتماً زن خانهدار در انتقال این میراث اجتماعی نسبت به زن شاغل ، پیشی خواهد گرفت آسان نیست، زیرا مادری که شاغل است چون با نظم و مقررات اداری رو به روست، به ارزش زمان مقیدتر بوده و میتواند پابه پای مادر غیرشاغل خانه دار به تمام مسئولیتها جوابگو باشد. امروزه علوم تربیتی با شناخت کودک و خصوصیات او، افرادی را برای این کار تربیت نموده و مسلماً کسی که هم تجربه علمی و هم تجربه عملی داشته باشد، بهتر میتواند از یک کودک پرستاری کند تا مادری بدون تحصیلات عالی و دور مانده از اجتماعی که هیچ گونه تجربه گستردهای نه در زمینه علمی و نه در رشته عملی دارد.
بند دوم: فوت والدین
یکی از جهات متلاشی شدن خانواده، فوت پدر است که با توجه به نظام موجود، در غالب خانوادههای ایرانی بخصوص در سنین کودکی، اثرات نامطلوبی در وضع خانواده و فرزندان اناث آنان باقی میگذارد.
یتیم بی پدری که باید در خانواده ناپدری رشد کند و یا یتیم بی مادری که باید با زن پدر زندگی کند،
با دشواریهای بی شماری روبرو خواهد شد. هیچ زنی برای کودک یتیم، جای مادر او را نخواهد گرفت
و کمتر مردی میتواند برای یتیم بی پدری، نقش پدر را بر عهده گیرد. بررسی رفتار بسیاری از زن پدران
با کودکان یتیم شوهران خود نشان میدهد که صرف عنوان «نامادری» برای تغییر ماهیت عطوفت آمیز زن کافی باشد. تعداد نامادرانی که بر اثر حسادت یا عقدههای دیگر ، دست خود را به خون یتیمان بی گناه
و معصوم آلوده کرده و آنان را با فرو کردن سوزن در بدنشان و یا گرسنگی دادن و کتک زدنهای وحشیانه به دیار ابدی فرستادهاند، کم نیست. به طور کلی اگر بخواهیم مسائل مربوط به نامادریها را به صورت دقیق مورد توجه و بررسی قرار دهیم، ملاحظه خواهیم نمود که غالب مشکلات و گرفتاریها بین نامادریها
و اولاد ناتنی آنان از عوامل عاطفی و اقتصادی ناشی میشود.
فقدان پدر جدا از ایجاد مشکلات مالی، ضربات سختی به روح و روان کودک باقی میگذارد، مطالعات انجام شده بعد از جنگهای اول و دوم جهانی نشان داد، فرزندانی که پدر خود را در جنگ از دست
دادهاند، از نظر رشد جسمانی و منش، دچار اختلال بیشتری نسبت به فرزندانی که دارای پدر بودهاند
میباشند. بنابراین ، آنچه مسلم است، فوت پدر، شالوده خانواده را در هم میریزد، زیرا علاوه بر برهم ریختگی وضع اقتصادی، موجب محرومیت از حمایت و سرپرستی وی شده و طفل در اثر نبودن نفوذ پدر، دچار اختلالاتی در رشد سالم و عادی عواطف میشود.
وقتی طفل، فاقد بنیه مالی باشد و نتواند به زندگی عادی انسانی خود ادامه دهد و سرپرست دلسوز
و علاقهمندی هم نداشته باشد تا از نظر عاطفی، کمبودهای او را جبران کند و از طرفی ارگان و یا سازمانی هم وجود نداشته باشد تا کمبودها و نیازمندیهای او را برآورده کند، در این صورت امواج خروشان بدبختی، فلاکت، فشار ، رنج، ناراحتیهای زندگی و بالنتیجه فشار روحی سبب خواهد شد که او را به این فکر اندازد که چه کسی عامل بدبختی اوست؟ نتیجه همین افکار و اندیشههاست که اطفال خواه و ناخواه ، در مسیری قرار میگیرند که نابسامانیهای زندگی، روحیه آنان را سخت تحت تأثیر قرار داده و به تدریج در معرض بزهکاری قرار میگیرند.
افزایش خانوادههای تک والدینی، از پدیدههای اجتماعی عصر حاضر است. از مجموع مباحث، میتوان نتایج زیر را مطرح کرد:
1- کاهش درآمد خانواده : درآمد خانوادههایی که پدر فوت کرده، در مقایسه با زمانی که پدر در قید حیات بوده، کاهش یافته است. اولین تأثیر کاهش درآمد بر میزان تأمین نیازهای نوجوانان است. دادهها حاکی از وجود رابطه معنی دار میان میزان درآمد خانواده و میزان تأمین نیازهاست. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی تأمین نیازهای نوجوانان و تمامی آسیبهای اجتماعی مورد مطالعه، حاکی از آن است که میان این متغیر
و آسیبهای اجتماعی، همبستگی معکوس وجود دارد، بنابراین، فقدان پدر و تأثیر آن بر کاهش درآمد،
از عوامل بسیار مهم در سوق نوجوانان به سوی انواع آسیبهای اجتماعی است.