نظریه یادگیری اجتماعی ، نظریه یادگیری اجتماعی

۳d render. Circular Graph isolated on white background.

نظریه گشتالت
نظریه آسان سازی
اینک نظریه های فوق را به اختصار مورد بحث قرار می دهیم :
نظریه رفتارگرایان
معتقدان این نظریه، یادگیری را ایجاد ارتباط بین محرک و یک پاسخ می دانند تجربه یعنی آزمایش و خطا که پایه و اساس یادگیری در این مکتب است . بدین ترتیب که انسان در مقابل موقعیت هایی که با آن روبرو می گردد از خود واکنش هایی نشان می دهد.حرکت یا واکنشی که نتیجه مثبت داده و مشکل را حل نموده است در ذهن او باقی می ماند و دوباره در رویارویی با همان مشکل تکرار می شود، ولی عکس العمل یا رفتاری که بی نتیجه و بی اثر بوده و مشکل را حل نکرده باشد به دست فراموشی سپرده و تکرار نمی گردد(سعادت181،1376)
بنابراین مفهوم اصلی در نظریه رفتاری “تشویق و تنبیه” و یا بهتر بگوییم “پاداش و تنبیه” می باشد. با شناسایی و پاداش دهی به رفتارهایی که موجب عملکرد می شود دستگاه مدیریت می تواند احتمال تکرار آن رفتار را بالا ببرد ولی تنبیه ، اثر موقت دارد. در مدیریت توصیه می شود به جای تنبیه سعی کنند افراد را تشویق و رفتار آنان را تقویت نمایند(دعائی و مردانه،154،1387)
طبق این نظریه باید محتوا برنامه آموزشی به قسمت های کوچکتر تقسیم شود و برای یادگیری هر بخش از آن، تمرین وتکرار صورت گیرد و هر موضوع به تفصیل با رعایت هدف های جزئی بررسی شود. (سیف،1385،314)
2.نظریه یادگیری اجتماعی
از دیدگاه این نظریه ، مردم نه به وسیله نیروهای درونی رانده می شوند، نه محرک های محیطی،آنها را به عمل سوق می دهد بلکه کارکردها بر حسب یک تعامل دوجانبه بین شخص و عوامل تعیین کننده محیطی تبیین می شوند.
بندورا از مدافعان این نظریه معتقد است نه تنها رفتار،تابعی از محیط است بلکه محیط هم تابعی از رفتار است.به عبارت دیگر بر طبق این نظریه ،یادگیری ناشی از تعامل و اثر گذاری متقابل و دائم میان فرد و محیط است و همان طور که یادگیری می تواند ناشی از تجربه مستقیم فرد باشد، می تواند از مشاهده عمل دیگران و نتایج حاصل از آن نیز ناشی شود. وی در این نظریه بیان می کند که فرد بعد از مشاهده رفتار فوق باید به قضاوت در مورد آن بپردازد و برای انجام چنین قضاوتی احتیاج به نوعی معیار دارد تا عملکرد خود را با آن بسنجد و این معیارهای عملکردی از سرمشق های اجتماعی آموخته می شود (باندورا) این نظریه استفاده از وسایل آموزشی از قبیل تصویر، فیلم ، ویدئو و غیره را به عنوان الگوهای رفتاری توصیه می کند.(سیف ،1385،316)
3.نظریه گشتالت
کلمه گشتالت به معنی کل ، طرح ، شکل یا زمینه است.”کوبلر” در تحقیقات خود متوجه شد که در بسیاری از موارد ، یادگیری بدون تمرین حاصل می شود. به عقیده وی نقش فرد در یادگیری مؤثر است و به طور کلی، جریان یادگیری به شرایط و وضع و زمینه های ذهنی یادگیرنده ارتباط دارد. ارتباط از راه درک و بصیرت صورت می گیرد و یادگیرنده د زمینه مناسب می تواند به درک مطلب مورد علاقه اش نائل آید. در نظریه گشتالت به جای تمرین و تکرار ،بصیرت و فهم دخالت دارد . بنابراین رابطه کل و جزئی یا اجزا در یک مجموعه با هم مطرح است.
اساس این نظریه را قانون تعادل روانی تشکیل می دهد. بنابراین قانون، هر انسان در تلاش است تا کل وجود او از نظام متعادل و پایدار برخوردار باشد. ولی یادگیری یعنی مواجه شدن با آنچه که تا به حال ناشناخته بوده است تعادل فرد را برهم زده ، زمینه ایجاد تعادلی جدید را فراهم می کند.
4. نظریه آسان سازی
طبق این نظریه در یادگیری به مشارکت آموزش گیرندگان در مراحل آموزش تأکید می شود. براساس این نظریه شرکت کنندگان در دوره آموزشی ، منابع خوبی برای انتقال دانش و مهارت و رفتارهای لازم هستند که به هر طریق باید آنان را به مشارکت در مباحث تشویق کرد. در این صورت کارشناسان، استادان و مربیان آموزشی ، بیشتر تسهیل کننده هستند تا ناظر یا ارائه کننده کل مطالب.( ابطحی،108،1387)
2-20 اصول یادگیری
این نظریه ها نمی توانند مراحل یادگیری را به سادگی بیان کنند ولی از مطالعه آنها می توان اصولی را دریافت که عمل به آنها می تواند راهنمای مناسبی برای کارشناسان امورآموزشی باشد. “دولان”، “شولر”، “ابطحی ” (همان) و دیگران اصولی را برای یادگیری متذکر شده اند.
از مجموعه اصول ذکر شده پنج اصل به اختصار در اینجا بیان می شود:
2-20-1 راهنمایی