استفاده از این روش در عین حال که ساده است، بسیار مؤثّر هم می‏باشد. مشکل‏ترین قسمت آن، تقویت مهارت‏هایی‏ است که در سخت‏ترین شرایط عصبانیت می‏تواند شما را به حالت آرامش برگرداند. شما باید این تمرین‏ها را در حالت‏ آرامش یعنی زمانی که در اوج عصبانیت نیستند انجام دهید. البته با تمرین منظم حتی در موقعیت‏های پر تنش هم‏ می‏توانید از این روش استفاده کنید (ردفورد و ویرجینیا، 2000).
یکی از انواع این روش، خود آرام‏سازی تنفسی است‏ که بدین شرح می‏باشد‌: روی صندلی یا کف اتاق بنشینید یا دراز بکشید. در هر صورت وضعیتی راحت داشته باشید (مطمئن شوید که‏ ستون فقرات شما کاملاً راست است). تمام عضلات بدن‏ خود را ابتدا منقبض و بعد رها کنید، این کار را از شست پای‏ خود شروع کرده، تا عضلات صورت ادامه دهید. در حالی‏ که عمل دم و بازدم را انجام می‏دهید، حواس خودتان را کاملاً بر جریان تنفستان متمرکز کنید. به عبور هوا از سوراخ‏های بینی و ریه‏ها توجه کنید. هوا را به آرامی از راه‏ بینی داخل و از دهان خارج کنید. هر بار که عمل باز دم را انجام می‏دهید واژه یا صوتی (مانند خدا، عشق و. . . )را در ذهن خود تکرار کنید تا آرامش بر بدن شما چیره شود. اگر افکار شما تمرکزتان را بر هم می‏زند در برابر آن مقاومت‏ نکنید، به تنفستان توجه کنید. این روش تنفسی را به مدت 15 دقیقه در روز انجام دهید. بهتر است این زمان بعد از صرف‏ غذا و قبل از خواب نباشد، بلکه زمانی باشد که از تمام اوقات‏ روز هوشیارتر هستید. اگر چه خود آرام‏سازی به کوشش و تمرین زیاد نیازمند است ولی خیلی بیش‏تذ ار تنها متوقف‏ کردن یا منحرف کردن افکار خصمانه می‏تواند برای شما مفید باشد. شما در طی این تمرین‏ها حتی می‏توانید به چیزی‏ بیشتر از تنها کنترل خشم درونی‏تان برسید، زیرا به شما کمک می‏کند که از نظر روحی و جسمی محکم‏تر شده، از صورت یک فرد بی‏اراده و منفعل خارج شوید و بر مشکلات‏ خویش غلبه پیدا کنید (ردفورد و ویرجینیا، 2000).
5-آن چه در دل دارید، ابراز کنید‌:
گاهی اوقات خشم ما نه تنها دلیل قانع کننده‏ای دارد بلکه ابراز آن از وقوع عمل نادرستی جلوگیری می‏کند. منظور از ابراز خشم انجام اعمالی مانند حمله نیست بلکه‏ برای آن است که طرف مقابل را به تغییر رفتار نادرستش‏ وادار کنیم. برای استفاده از این روش، ابتدا باید تشخیص بدهید که‏ وقتی حس کردید که دچار افکار خصمانه شده‏اید، کافی است با صدای بلند فریاد بزنید‌‌: «بس کن، کافی است. ‌» آیا ارزش دارد فردی را که باعث خشم شما شده است به‏ تغییر رفتارش وادار کنید؟آیا خودتان واقعا مورد خشم قرار گرفته‏اید؟اگر پاسخ شما مثبت است ببینید آیا پاسخ قانع‏ کننده‏ای هم دارید؟ (ردفورد و ویرجینیا، 2000).
-توجه کنید که در ارتباط رودررو با اعضای خانواده، بیش‏تر پیام‏های شما غیر کلامی است، یعنی نحوهء ایستادن، حالات چهرهء شما و. . . همه معنا دارند. پس بسیار مهم است‏ که شما هیچ گونه حالت خشم نداشته باشید. بنابراین با لحن‏ کاملاً مؤدبانه صحبت کنید، با متانت و گشاده‏رویی حرف‏ خود را شروع کنید و با حرکات مناسب دست و صورت‏ آرامش را به شنونده منتقل کنید. گاهی اوقات بهترین راه‏ حل، دادن پاسخی کوتاه است، حرف خود را مختصر می‏زنید‌: «ببخشید، خواهش می‏کنم اجازه بدهید حرفم را تمام کنم. ‌» (پورحسین دناک، 1384).
-بی‏نزاکتی آشکار افراد خانواده را صریح و دقیق تذکر دهید. بسیار راحت است که با صراحت بگویید‌: «تمام‏ خوراکی‏ها را خوردید، کمی هم برای من بگذارید»، تا این که‏ بگویید‌: «ممکن است کم هم ملاحظهء دیگران را بکنید؟» (پورحسین دناک، 1384).
-اگر فکر می‏کنید که انتقاد شما باعث رنجش طرف‏ مقابلتان می‏شود سعی کنید که با او همدلی نشان دهید و مطلب را طوری بیان کنید که آزرده نشود (پورحسین دناک، 1384).
-احساسات خود را نسبت به رفتار دیگران بیان کنید. برای ابراز عقیدهء خود تنها از خودتان حرف بزنید، مثلاً به‏ همسرتان بگویید‌: «من احساس یأس می‏کنم و این حس‏ ناخوشایند است. ‌»نه این که بگویید‌: «این وضع مأیوس‏کننده‏ است». بعد از آن بخواهید که برای از بین بردن این احساس‏ رفتارشان را نسبت به شما تغییر بدهند (ردفورد و ویرجینیا، 2000).
6-شوخ طبع بودن‌:
مطالعات مداوم نشان می‏دهند که شوخ طبعی به عنوان‏ یکی از روش‏های دفاعی بسیار مؤثّری است که داریم. ما در این مقوله، در حال صحبت کردن در ارتباط با آسیب‏های‏ تغیر شکل یافتهء خشم به صورت شوخی و طنز نیستیم. در واقع، شرایط آسیب زننده و مضر شوخ طبعی صرفا به‏ مسخره کردن (دست انداختن)، خندیدن و تأیید صحت‏ مطالبی که واقعا صحیح نیستند، منجر می‏شود. گاهی اوقات‏ ما در شوخی‏ها، حقایق وجودی خودمان را می‏بینیم. والدین، معلمان و نقش‏هایی که در کودکان حس شوخ‏ طبعی را پرورش می‏دهند، ممکن است آن‌ها را به یکی از مؤثّرترین مکانیزم‏های مقابله با موقعیت‏های پر استرس‏ زندگی مجهز کنند (میدلتن و همکاران، 2003).
در هنگام استفاده از این روش، سعی کنید به موضوعی‏ که اکنون باعث خشم شما شده است بخندید. روش‏ استدلال با خود را به کار ببرید تا خشم شما کاهش پیدا کند. هم چنین می‏توانید با خوش‏بینی موقعیت ناراحت‏کننده‏ای‏ را که پیش آمده است به موضوعی شادی‏بخش تبدیل کنید. برای مثال، اگر روز تولد شما با مأموریت کاری همسرتان‏ مصادف شده است و شما را از گرفتن جشن محروم کرده‏ است، به جای نارضایتی می‏توانید به خود بقبول
انید که فرد مهمی هستید و این تصادف هم موقعیت جالبی است. راه‏ دیگر این است که با استفاده از شوخی و طنز، فضایی از شادی ایجاد کنید و چیزی را که باعث ناراحتی شما شده‏ است با شوخی بیان کنید (ردفورد و ویرجینیا، 2000).
به طور کلی، شوخ طبیعی مناسب به ما این امکان را می‏دهد که متعادل و متوازن بوده، بتوانیم هیجانات‌مان را تنظیم‏ کنیم و بدون این که از نظر هیجانی خسته شویم و از پا در آییم‏ با موقعیت‏ها و زمآن‌های سخت سر و کار داشته باشیم. شوخ‏ طبعی، حس رهایی از خشم و تنش را در ما ایجاد می‏کند و ما را برای گسترش افق فکری‏مان-آن طور که رویدادها را با دیدی متفاوت نگاه کنیم-توانمند می‏سازد (میدلتن و همکاران، 2003).
2-1-3- منبع کنترل
کسی که برای اولین بار در این مورد نظریه ای بیان کرده راتر بوده است راتر مفهوم منبع کنترل را برای انکار نمودن تفاوت‌های شخصیت در عقاید ما نسبت به منبع تقویمان معرفی نمود. قبلاً اشاره شد که مردم در ادراک خود از اینکه آیا واقعه خاصی تقویت کننده می‌‌باشد با یکدیگر فرق دارند. پژوهش راتر نشان داده است که برخی از مردم معتقدند تقویت وابسته به رفتار خود آن‌هاست. دیگران فکر می‌‌کنند که تقویت توسط نیروهای بیرونی کنترل شده است. مردمی که با متغیر شخصیت مکانی درونی کنترل مشخص شده اند، اعتقاد دارند تقویتی که دریافت می‌‌دارند نتیجه رفتارها و ویژگی‌های آن‌ها می‌باشد مردمی که دارای منبع کنترل بیرونی هستند معتقدند که تقویت توسط مردم دیگر کنترل شده است. آن‌ها متقاعد شده اند که در مقابل این نیروهای بیرونی ناتوان هستند. نظریه‌های بسیاری در این مورد بیان شده که یکی از آن‌ها دیدگاه یادگیری در این مورد است. این دیدگاه از نظریه یادگیری اجتماعی منشاء گرفته است. مقصود این است که تاریخچه تقویت زندگی هر فرد به اعتقادات کلی و انتظارات وی شکل می‌دهد. آیا رفتار فرد در رسیدن به خواسته‌های مطلوب او مؤثّر است؟ یا اینکه کنترل وقایع از عهده او خارج است؟ افرادی که دارای کنترل بیرونی هستند. معتقدند که می‌توانند به منابع هم تقویت تأثیر و کنترل داشته باشند و خود را حاکم بر سرنوشت خویش بدانند (هرگنمان و السون، 1997).
رویکرد‌ها و نظریه‌های متفاوت درباره منبع کنترل
نظریه‌ها درباره ماهیت رفتار انسان و موضوع کنترل شخصی اظهارات متفاوتی دارند. رویکردهای انسان گرا در رفتار اجتماعی معتقدند که آدمیان موجوداتی هشیار و معقول هستند که توسط نیروهای ناهشیار یا تجربیات گذشته کنترل نمی‌شوند و در نظام انسان گرایی تمایلات و ارزش‌های انسانی در درجه اول اهمیت قرا دارند. انسان گرایی بر توانمندی‌ها و آرزوهای انسان ارداده آزاد، هشیار و تحقق بخشیدن به استعدادهای انسان تاکید می‌ورزند. آدمیان به طور کامل توانایی دارند که رفتارشان را کنترل کند. راجرز معتقد است که ما موجوداتی هشیار و معقول هستیم و شخصیت را تنها از طریق رویکرد پدیدار شناختی می‌‌توان از دیدگاه فرد، بر اساس تجربیات ذهنی او تصور می‌‌کرد که شخصیت را تنها می‌‌توان از دیدگاه خود شخص، بر پایه تجربیات ذهنی او درک کرد و توانایی متغییر کردن و کنترل رفتار و بهتر شدن شخصیت بر خود شخص متمرکز است (گنجی، 1375).
طرفداران رویکرد شناختی مانند جرج کلی معتقد بودند که هر یک از ما درباره محیط خود سازه‌های مشخصی را به وجود می‌‌آوریم منظور وی این بود که ما به وسیله سازه‌های شخصی، رویدادها و روابط اجتماعی زندگی خود را بر حسب یک نظام یا الگو، تعبیر می‌‌کنیم و سازمان می‌‌دهیم و در واقع رفتار و جنبه‌های شخصیت توسط فرآیندهای شناختی کنترل می‌‌شوند. در نظریه روانکاوی فروید بر خلاف سایر رویکردها (انسان گرایانه، شناختی) بر نیروی ناهشیار تاکید شده یعنی غرایض و امیال جنسی (غریزه زندگی و پرخاشگری) با پایه زیستی و تعارض‌های اجتناب ناپذیر دوران کودکی مخصوصاً پنج ساله اول شکل دهنده رفتار گرایان که از نیت واتسون پیروی می‌‌کند، مخصوصاً اسکینر اعتقاد دارد که کل رفتار را می‌‌توان توسط پیامدهای آن یعنی آنچه به دنبال دارد تعیین کرد. رفتار توسط محرک‌هایی محیطی رفتار توسط محرک‌های محیطی کنترل می‌‌شود. هر موجودی را نمی‌‌توان برای انجام رفتار تربیت کرد و این رفتار توسط اندازه و محیط تقویت‌هایی که بعداز آن می‌‌آید تعیین می‌‌شود هر کس که تقویت کننده‌ها را کنترل می‌‌کند، قدرت کنترل کردن رفتار انسان را نیز دارد (گنجی، 1375)
تاریخچه، نظریه راتر
نظریه راتر قویاً تحت تأثیر کارهای آدمی بوده است. وی مانند اسکینر و بندورا اعتقاد دارد که بیشتر رفتارها آموختنی است. اما با نظر اسکینر در این مورد که رفتار صرفاً بوسیله متغیرهای بیرونی شکل داده می‌‌شود مخالف است وی همچنین از روش مطالعه اسکینر که روش تک آزمونی معروف است انتقاد می‌‌کند و معتقد است که روش او نماینده یادگیری در جهان واقعی یعنی محیطی که ما در آن واکنش متقابل و تعامل داریم، نیست همین طور مطالعات اسکینر روی حیوانات را مورد انتقاد قرار می‌‌دهد و معتقد است که چنین پژوهش‌هایی تنها باید به عنوان نقطه آغاز برای ترک رفتار پیشینه انسان تلقّی شود به همین جهت راتر و پیروانش تحقیقات خود را صرفاً روی آزمودنی‌های انسان متمرکز کرده اند (کریمی، 1376).