نظریه یادگیری اجتماعی راتر، نظریه یادگیری اجتماعی

دانلود پایان نامه

راتر هیچگونه هدف لازم و غائی در زندگی را از قبیل خود شکوفایی مورد بحث قرار نداده است ولی قویاً معتقد است که همه رفتارهای ما هدف مدار هستند. ما به جای سوق داده شدن از سوی نوعی حالت آرمانی که باید به آن رسید، یا اجبار به گریز از شرایطی چون اضطراب یا احساس حقارت، ما به طور مداوم هدایت می‌‌شویم تا به هدف‌های فردی خود دست یابیم ما برانگیخته می‌‌شویم تا تقویت‌های خود را به حداکثر و تنبیه‌های خود را به حداقل برسانیم، و در هر لحظه ای در مورد اینکه چگونه به بهترین وجهی به این هدفها برسیم، تصمیم‌های آگاهانه ای می‌‌گیریم. (کریمی، 1376).
نظام یادگیری اجتماعی راتر تصوری خوشبینانه از طبیعت انسانی را پیشنهاد می‌‌کند. ما قربانیان بی اراده وقایع بیرونی، وراثت، یا تجربیات کودکی خود نیستیم، بر عکس ما در شکل دهی رفتار موجود و آینده خود آزاد هستیم (شولتز، 1998).
مفاهیم اساسی نظریه یادگیری اجتماعی (از دیدگاه راتر)
1- کنترل
چه چیزی تعیین کننده موفقیت یا شکست شما در رسیدن به هدفی است که برای به دست آوردن آن تلاش می‌‌کنید؟ برخی از مردم بدین سئوال این طور جواب می‌‌دهند که تلاش و جدیت خودشان موجب این نتایج شده است و برخی دیگر به این شکل بدین سوال جواب می‌‌دهند که نتیجه بستگی به این دارد که شانس با آن‌ها بوده یا نه، تفاوت موجود بین این دو گروه از مردم، نمونه ای از انتظارات تعمیم یافته در مورد مرکز کنترل در نتیجه اعمالشان است. آن‌هایی که موفقیت و عدم موفقیت را به توانایی‌ها و تلاش‌های خودشان نسبت می‌‌دهند. انتظار دارند تا منبع کنترل درونی باشد. یک جزء مهم در نظر راتر، موضوع منبع کنترل تقویت‌هاست. مقصود این است که تاریخچه تقویت زندگی هر فرد در رسیدن به خواسته‌های مطلوب او مؤثّر است یا اینکه کنترل وقایع خارج از کنترل اوست به پیش از این اشاره شد که ادراک یک رویداد ویژه به عنوان عامل تقویت، تقویت‌های مردمی وجود دارد. بنابراین مفهوم کنترل به عنوان بخش از نظریه یادگیری اجتماعی راتر بیانگر انتظار تعمیم یافته است. در مورد عامل مؤثّر بر پاداش و تنبیه در زندگی انسان در یک طرف این تفاوت، کسانی قرار دارند که بر توانایی خود در مهار کردن رویدادهای زندگی، یعنی منبع داخلی کنترل باور دارند و در انتهای دیگر، افرادی هستند که معتقدند رویدادهای زندگی مانند پاداش و تنبیه و در نتیجه عوامل خارجی همچون تصادف، شانس یا تقدیر، یعنی خارجی منبع کنترل به وجود می‌‌آیند (لارنس، 1993).
2- واکنش در برابر از دست دادن کنترل
هر چند بیشتر ما مایلیم باور کنیم که روی رویدادها کنترل داریم اما، همیشه امکان پذیر نیست، غالب اوقات ما با موقعیت‌هایی مواجه هستیم که به نظر می‌‌رسد در آن‌ها کس دیگر یا چند چیز دیگری کنترل سرنوشت ما را به دست دارد و آزادی انتخاب ما شدیداً محدود است. در بعضی موارد، این احساس کنترل دیگری ممکن است ناخوشایند باشد. به عنوان مثال، عالم اجتماعی معروف هیلز نقش‌های زندگی اجتماعی را در جامعه معاصر آمریکا بررسی کرده و به این نتیجه رسید که چندین قاعده اجتماعی ظالم در آنجا وجود دارد، که یکی از آن‌ها قاعده زیر است. هر وقت که واقعاً میل دارید جایی بروید، دعوتی به آنجا نشده اید بر عکس هر وقت که دعوت شده اید به جایی بروید احساس می‌‌کنید میل دارید در خانه بمانید در این مورد، اگر چه اعتقاد به کنترل از سوی دیگران چندان قوی نیست با وجود این می‌‌تواند یک منبع ناراحتی دلخوری باشد. در موارد دیگر، این ادراک که دیگران روی زندگی ما کنترل دارند. ممکن است به مراتب ناراحت کننده تر باشد؛ مثلاً مردمانی که در کشورهای دیکتاتوری زندگی می‌‌کنند، ممکن است احساس کنند که کنترل کسی روی فعّالیت‌های روزمره خود، مکالمات و حتی افکار خود را دارند. بیماری نیز ممکن است سبب ایجاد احساس عدم کنترل شود، یکی از دلایل افسردگی شدید بعد از بیماری‌های حاد نظیر حمله قلبی، این است که شخص احساس می‌‌کند که کنترل خود را بر زندگی از دست داده است. یک حمله قلبی، مثال غم انگیزی است. از رویدادی که هم نامطلوب است و هم به مراتب ساده تر از حمله ی قلبی است. می‌‌توانند منجر به افسردگی و ایجاد احساس عدم کنترل شوند. چگونه مردم از عهده چنین احساس احساس از دست دادن کنترل بر می‌‌آیند به طور کلی این واکنش‌ها را به دو دسته مقاومت در مقابل از دست دادن کنترل و تقسیم شدن به آن می‌‌توان تقسیم کرد (کریمی، 1376).
ویژگی‌های افراد با منبع کنترل درونی
اشخاص با منبع کنترل درونی از لحاظ رفتاری و شخصیتی دارای ویژگی‌های زیر می‌‌باشند:
کنترل کافی بر زندگی خود دارند، یعنی به توانایی خود در مهار کردن رویدادهای زندگی باور دارند.
در تکالیف خود عملکرد بهتری دارند و در انواع بسیاری از فعّالیت‌ها سلطه جویی و کارآمدی نشان می‌‌دهند.
کمتر تحت نفوذ دیگران قرار می‌‌گیرند و حس انتخاب شخصی بیشتری را تجربه می‌‌کنند.
برای مهارت‌ها و پیشرفت‌های شخصی خود ارزش والاتری قائلند.
نسبت به قرنیه‌های محیطی که می‌‌توانند برای هدایت رفتار خود از آن‌ها استفاده کنند هشیارترند.
بیشتر افراد دارای کنترل درونی برای قبول مسئولیت اعمال خود آمادگی دارند.
با احتمال بیشتری درگیر خیال پردازی‌های زیادتری درباره پیشرفت می‌‌باشند و خیال پردازی‌های کمتری درباره شکست دارند.
اطلاعات بیشتری را در موقعیت‌های متفاوت کسب نموده و پردازش می‌‌نمایند.
احتمال کمتری دارد که مشکلات هیجانی داشته باشند و الکلی بشوند.
در کنار آمدن با ناراحتی‌های روانی توانایی بهتری دارند.
عزت نفس بیشتری دارند و به شیوه‌های ماهرانه اجتماعی تری عمل می‌‌کنند.
با همسالانشان مردمی ترند و جذب مردمی می‌‌شوند که می‌‌توان آن‌ها را دستکاری کرد.