ادراک عاطفی، شناخت تسهیل کننده، درک عاطفی و مدیریت عاطفی چهار بعد هوش هیجانی هستند. ادراک عاطفی شامل توانایی توجه دقیق به عواطف در خود و محیط وبیان مطلوب آنها در محیط های اجتماعی است. ادراک عاطفی (هیجانی) باید به تمایز گذاری میان تهدیدات و مزایای محیطی کمک کند این جنبه می تواند برای سازگاری با عوامل تنش زا با هدایت توجه به سمت سرنخ های مربوط به تنش در محیط کمک کند. شناخت تسهیل کننده شامل استفاده از عواطف و ایجاد آنها برای کمک به فرایند شناخت می باشد. افرادی که در تلفیق عواطف و شناخت مهارت دارند می توانند از عواطف مثبت برای تقویت خلاقیت ،پردازش یافتاری و بدون زحمت اطلاعاتو بکارگیری عواطف منفی برای حفظ تمرکز توجه در هنگام نیاز استفاده کنند(لیونزواشنایدر،694،2005).
حوزه تجربی هوش هیجانی که شامل ادراک عاطفی وشناخت تسهیل کننده می باشد،شامل درک و استفاده از عواطف بدون ایجاب درکی از آنها می باشد حوزه هوش هیجانی استراتژیک متشکل از درک و مدیریت عواطف است (مایر وهمکاران، 2000،11). درک عاطفی (هیجانی) شامل شناسایی عواطف، صریح بودن درموردشیوه شکل گیری و ادغام آنها و علل و پیامدهای آنها می باشد.توانایی درک عواطف به افرادکمک میکندعواطفشان را شناسایی(نام گذاری) کنند.درک عواطف بایدتابآوری عاطفه مدارغیرسازنده (یعنی نشخوارفکری)راکاهش دهدوسازگاری تسهیل کنندهوتاب آوری عاطفه مداریامسأله مدارراتسهیلنماید(لیونزواشنایدر،694،2005).
مدیریت عاطفی (هیجانی) شامل حفظ و تغییر عواطف در خود و سایرین است (تقویت عواطف مثبت یا کاهش عواطف منفی در صورت نیاز( مایر و سالووی، 1997،6). توانایی تغییر پتانسیلهای عاطفی می تواند مزایایی در ارتباط با تنش بویژه در مراحل آخر تنش ارائه دهد .عواطف بخشی ذاتی از فرایند تنش هستند. در حالی که تمام توانایی های هوش هیجانی می توانند از پاسخ به تنش نفع ببرند، حوزه استراتژیک ) درک عاطفی و مدیریت عاطفی )می تواند از همه مفیدتر باشد. طی یک تنش، درک عاطفی (هیجانی) می تواند شناسایی سریعتر منشأ پاسخ ها به تنش (شامل عاطفه) را تسهیل کند که می تواند سبب دور شدن توجه از آشفتگی و هدایت آن به سمت تاب آوری می شود. افرادی که می توانند عواطفشان را مدیریت کنند ممکن است قادر به تغییر یا حفظ عواطفشان به صورت متناسب به منظور تسهیل پاسخ های سازگار کننده به تنش باشند(لیونزواشنایدر،695،2005).
چندین مطالعه تنش و هوش هیجانی مبتنی بر ویژگی را بررسی کرده اند. هوش هیجانی مبتنی بر ویژگی با تاب آوری فعال و آشفتگی کمتر در مدیران در ارتباط است(اسلاسکی و کارت رایت ،64،2002). تحقیقی در مورد تنش و هوش هیجانی مبتنی بر توانایی موجود نیست. اما تحقیقات نشان می دهند که هوش هیجانی مبتنی بر توانایی (شامل درک عاطفی و مدیریت عاطفی ) الگوهای چالش پاسخ های عاطفی و فیزیولوژیکی به تنش را تقویت می کند (اشنایدر ،786،2004)
تحقیقات نشان داده اند که هوش هیجانی مبتنی بر ویژگی عملکرد در مصاحبه، مدیریت، امور تحصیلی ،تیمها و وظایف شناختی و عملکرد متنی را تقویت می کند. اما تحقیقات کمتری عملکرد و هوش هیجانی مبتنی بر توانایی را بررسی کرده اند(لیونزواشنایدر،695،2005).
دی و کارول (2004) رابطه میان وجوه مختلف هوش هیجانی مبتنی بر توانایی عملکرد را بر یک وظیفه تصمیم گیری بررسی کرده اند. آنها دریافتند که هوش ادراکی به تنهایی با عملکرد بهتر در ارتباط است (دی و کارول، 2004،1443).
سایر تحقیقات دریافتند در زمانی که بیان عاطفی (یک بعد ادراک عاطفی ) افراد سخنران منطبق با ظرفیت عاطفی پیام انتقال یافته است مثبت تر ارزیابی می این مطالعات می گویند که ادراک عاطفی باید انجام
وظیفه را تسهیل کند شوند (نیوکامب و اشکنازی،،601،2003).