کارآفرینی درون سازمانی، رشد و توسعه اقتصادی

Choice, Decisions, Confusion, Uncertainty, Direction

نقش و جایگاه خلاقیت و کارآفرینی در مغرب زمین به حدی است که اصطلاح”یا مرگ یا خلاقیت”در بین سازمان‌ها جا افتاده است.بر همین اساس الگوی زیرتوسط جی او آکینب ( 2006 ) ارائه شده است.
شکل شماره ‏21- الگوی جی او آکینب
در این الگو عوامل سه گانه نوآوری، خلاقیت و کارآفرینی مجموعاً باعث بالابردن موفقیت سازمان‌ها می‌شوند.ایجاد و رشد خلاقیت در سازمان مستلزموجود عوامل و شرایط مناسب است که این عوامل می‌توانند گوناگون باشند. عده‌ایمعتقدند که موفقیت سازمان‌ها مبتنی بر وجود افراد خلاق است و بر همین اساسجذب و استخدام افراد خلاق را به سازمان‌ها پیشنهاد می‌کنند. توجه دقیق به خلاقیت،به خوبی نشان می‌دهد که سازمان‌های نوآور برای مسائلی از قبیل وقت آزاد، دسترسیبه اطلاعات، آزادی عمل، سیستم پیشنهادهای مؤثر و سریع، تشویق و خطرپذیری و نوآوری و غیره اهمیت فوق العاده‌ای قائل هستند(فرهنگی و صفرزاده، 1384).
امروزه، کارآفرینی، تکامل چشم‌گیری داشته به طوری که انواع جدیدی از کارآفرینیبه منصفه ظهور رسیدهاست. به طور کلی اغلب محققان کارآفرینی را مشتمل بر دو نوععمده می‌دانند: کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی. کارآفرینی فردی و سازمانی از عوامل مهم رشد و توسعه اقتصادی به شمار می‌آیند، به شکلی که در غرب و برخی از کشورهای دیگر، دو دهه اخیر دهه‌های طلایی کارآفرینی نام گرفته و نیز در بیشتر کشورهای پیشرفته و در حال توسعه به عنوان اصلی‌ترین منبع توسعه مورد توجه قرار گرفته است(Mccline, 2004).در پژوهش حاضر، کارآفرینی سازمانی مد نظر است. در ادامه به شرح تفصیلی این نوع کارآفرینی پرداخته می‌شود.
کارآفرینی سازمانی
در کارآفرینی فردی، فردکارآفرین به طور مستقل و جداگانه اقدام به انجام کارآفرینی می‌کند اما در کارآفرینیسازمانی، فرد کارآفرین در درون یک سازمان از قبل تأسیس شده اقدام به انجامکارآفرینی می‌کند. کارآفرینی سازمانی دارای فرآیندی استکه با شناخت فرصت آغاز شده و با بهره‌برداری و برداشت به پایان می‌رسد. کارآفرینبا طی هر مرحله به مراحل بالاتر دست پیدا می‌کند(طاهری و همکاران، 1389).
شکل شماره ‏22- فرآیند کارآفرینی سازمانی
کارآفرینان در انجام این فرآیند، باید دارای ویژگی‌هایی باشند تا بتوانند در کار خودموفق شوند که این شامل احساس مسئولیت و داشتن عزم و اراده، استفاده ازفرصت‌ها، تحمل مخاطره، ابهام و عدم اطمینان، خلاقیت، اتکاء به نفس و قدرتسازش و انگیزه برتری‌طلبی می‌شود. اما در انجام کارآفرینی در سازمان‌ها و شرکت‌ها موانعی وجود دارد که بسیاری از آن‌ها ناخواسته هستند وبازخوردی از به کارگیری مدیریت سنتی به شمار می‌روند. در برخی مواقع این موانعآن قدر مخرب است که کارآفرینان ترجیح می‌دهند از این کار اجتناب کنند. برخی ازابعاد موانع کارآفرینی شامل ماهیت سازمان‌های بزرگ، فقداناستعداد کارآفرینانه وشیوه‌های نادرست پاداش است(طاهری و همکاران، 1389).
کارآفرینی سازمانی به معنای اجرای فرآیند کارآفرینی در داخل سازمان و با استفاده از ویژگی‌هایی هم‌چون روحیه پشتکار، ریسک پذیری، خلاقیت و نوآوریست که طی آن گروهی از افراد درون سازمان تبدیل به موتور توسعه آن می‌گردند. به عبارت دیگر، کارآفرینی شرکتی، به مفهوم تعهدیک سازمان به ایجاد و مصرف محصولات جدید، فرآیندهای تازه و نظام سازمانی نوین است (کرباسی و همکاران، 1388).
در واقعکارآفرینی سازمانی فرآیندیستکه سازمان طی می‌کند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرین انجام وظیفه کنند و تمام فعالیت‌های کارآفرینانه فردی و گروهی به طور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزییا شرکت تحت پوشش خودمختار به ثمر برسد (ربیعیو نظریان، 1392).
کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که در کنش با محیط اتفاق می‌افتد. پویایی محیطی، محیط‌های ناهمگن و غیریکنواخت، رقابت، ناامنی موجود در شرایط بازار، شرایط شغلی نامناسب، تهدیدات، فقدان فرصت‌ها، رقابت بین کشورها، فقدان اهداف سیاسی روشن برای آینده، جهانی شدن و مناقشات بین نقش و ارزش، مجموعه‌ای ظریف از شرایط قلمداد می‌شوند که بر کارآفرینی در سازمان‌ها تاثیر می‌گذارند. کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی درون سازمانی به عنوان دو راهبرد متفاوت برای تغییر و تحول در سازمان‌ها و شرکت‌ها مطرح می‌باشند. کارآفرینی درون سازمانی به فرآیند آغاز فعالیت‌های مخاطره‌آمیز در درون سازمان توسط یک فرد گفته می‌شود و به آن فرد هم کارآفرین سازمان اطلاق می‌شود. در حالی که اگر کل شرکت و کارکنان دارای روحیه کارآفرینی شوند از آن به عنوان کارآفرینی سازمانی نام برده می‌شود. کارآفرینی سازمانی، تغییر در مدیریت و فعالیت‌های سازمانی درجهت حرکت به سوی خودگردانی، نوآوری، انعطاف‌پذیری و افزایش مسئولیت‌پذیری کارکنان است(خسروی پور و عسگریان دهکردی، 1392).
کارآفرینیسازمانیاولاگروهیاستوثانیافرآیندی استکهسازمانطیمی‌کندتاهمهکارکنانبتواننددرنقشکارآفرینانجاموظیفهکنندو تمامفعالیت‌هایکارآفرینانهبهطورمستمروسریعدرسازمانانجامشود (صمدآقایی، 1382).
کارآفرینی سازمانییکی از مؤلفه‌های مهم سازمان و توسعه اقتصادی و ایجاد ثروت است. بنابراین کارآفرینی سازمانی تنها برای سازمان‌ها سودمند نیست، بلکه می‌تواند بر نظام اقتصادی از طریق افزایش اثربخشی، بهبود فعالیت‌ها، ایجاد صنایع جدید و نیز افزایش رقابت در سطح بین‌المللی تأثیر گذارد (Kearney& et al., 2008).وجه ت
مایز کارآفرینان سازمانی با کارآفرینان مستقل در این است که کارآفرینان سازمانی کمتر می‌توانند از ابتدای فرآیند نوآوری (خلق ایده) تا انتهای آن (تجاری‌سازی ایده) بر امور نظارت داشته یا مجری آن باشند (صمدآقایی، 1382).
بر اساس تعریفیکهدرواژهنامهامریکنهریتیجبیانشدهاست،کارآفرینسازمانی،شخصیاستکهدریکسازمانازقبلتأسیسشده،ازطریقنوآوریوخطرپذیری،مسئولیتتبدیلیکفکروایدهخامرابهکالاییساختهشدهوسودمندبرعهدهمی‌گیرد (Prokopenko & Pavlin, 1999).
در کارآفرینی سازمانی، سازمان باید امکانات و ملزومات را فراهم کند تا کارکنان سازمان‌ها، نه تنها بتوانند به راحتی خلاقیت‌ها و ابتکارات خود را بروز دهند، بلکه آن‌ها را به مرحله اجرا در آورند. آنچه یک سازمان را کارآفرین می‌سازد، تعهد قوی نسبت به نوآوری محصول، نوآوری تکنولوژیکی، مخاطره‌پذیری و پیشتاز بودن در فعالیت تجاری خود است، اما گاهی اوقات در سازمان موانعی در سر راه تحقق هدف‌های کارآفرینانه و نوآورانه افراد سازمانی ایجاد می‌شود که این موانع در نهایت باعث خواهند شد که سازمان از مسیر رشد و ترقی به مسیر شکست و انحلال حرکت کند (Nasurdin& et al., 2006).
به نقل از امامی‌نژادی (1382) برای ایجاد افراد کارآفرین در سازمان، سازمان باید دارای خصوصیات ذیل باشد:واحدهای کاملاً مستقل و وظیفه‌ای، ایجاد گروه‌های ریسک‌کننده مستقل از شرکت‌ها، حداقل کردن بوروکراسی، انعطاف‌پذیری و غیره. در واقع باید محیطی را بوجود آورد که در آن افراد با شناخت ایده‌هاییکدیگر و مشارکت در آن‌ها احترام همتایان خود را جلب کنند، این امر موجب ایجاد محیطی نوآور می‌شود. اگر سازمان در سطح افقی (تعداد مشاغل و وظایف) ودر سطح عمودی (تعداد پست‌های مدیریتی) از پیچیدگی برخوردار باشد و ارتباطات سازمانی آن قانونمندتر و رسمی‌تر شود، امکان تعامل گروهی در سازمان به شدت تقلیل می یابد و این امر سازمان را از اهداف کارآفرینی خود دور می‌سازد. تحقیقات انجام شده در این رابطه نیز مؤید رابطه منفی پیچیدگی ساختار و کارآفرینی سازمانی است(امامی و سعیدی، 1387).در جدول شماره 2-2خصوصیات کارآفرینان سازمانی و مدیران سنتی مقایسه شده‌اند.
جدول شماره ‏22- مقایسه کارآفرینان سازمانی و مدیران (سنتی) از دید پیترز و هیبریچ(ناهید, 1388)
ویژگی
مدیران سنتی
کارآفرینان سازمانی
انگیزاننده های اصلی
ارتقاء و پاداش های سازمانی