منبع مقاله درمورد کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات، فناوری اطلاعات و ارتباطات

Businessman touching concepts in studio

لوین و گوردون (1989) در پژوهش خود به بررسی تأثیر جنسیت و تجربهی رایانهای افراد بر نگرش آنها نسبت به رایانه پرداختند. هدف از انجام این پژوهش، این بود که تا چه میزان متغیرهای جنسیت و تجربهی رایانهای قبلی (مانند داشتن رایانه در خانه، شرکت در کلاسهای آموزشی و آگاهی از کار با رایانه) بر نگرش افراد تأثیرگذار است. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامهای بود که بین 222 دانشآموز اسرائیلی توزیع گردید. یافتهها نشان داد که دانشآموزانی که دارای رایانه بودند، از تمایل بیشتری برای آشنا شدن با رایانه، احساس نیاز قویتری به رایانه در زندگی خود و نگرشی مثبتتر، نسبت به دانشآموزانی که از داشتن رایانه محروم بودند، برخوردارند. متغیر تجربهی رایانهای تأثیر قویتری نسبت به جنسیت، بر نگرش افراد دارد. همچنین پسران نسبت به دختران نگرش مثبتتری به رایانهها داشتند.
اوبراین، و وایلد (1996) در پژوهشی به بررسی درک، نگرش و استفادهی مدیران استرالیایی از فناوری اطلاعات پرداختند. جامعهی مورد مطالعه شامل 268 مدیر میشد. نتایج نشان داد که تغییر مطلوبی در نگرش مدیران به سمت رایانه وجود دارد. همچنین درک و نگرش مدیران نسبت به استفاده از فناوری اطلاعات مثبت ارزیابی شد.
کامبر، کالی، هارگریوز، و دورن (1997) پژوهشی با عنوان “تأثیر سن، جنسیت و تجربهی
رایانهای بر نگرشهای رایانهای” انجام دادند. این پژوهشگران به بررسی تأثیر متغیرهای سن، جنسیت و تجربهی رایانهای بر نگرش رایانهای 278 دانشآموز در دو گروه سنی 11 تا 12 ساله و 15 تا 16 ساله پرداختند. نتایج نشان داد که دانشآموزان پسر در هر دو گروه سنی، تجربهی رایانهای بیشتر و نگرش مثبتتری نسبت به رایانه در مقایسه با دانشآموزان دختر داشتند. همچنین دانشآموزانی که سن کمتری داشتند – هم پسر و هم دختر- تجربهی رایانهای بیشتر و نیز نگرش مثبتتری نسبت به رایانه در مقایسه با دانشآموزان دارای سن بالاتر داشتند.
ساجا و شریت (1998) پژوهشی با عنوان “تفاوتهای سنی در نگرشها نسبت به رایانه” انجام دادند. آنها در این پژوهش دیدگاه 384 نفر، که در محدودهی سنی 20 تا 75 سال بودند، را نسبت به رایانه مورد مطالعه قرار دادند. جهت انجام پژوهش از یک مقیاس چندبعدی نگرش به رایانه استفاده شد. نتایج به دست آمده حاکی از این بود که داشتن تجربهی رایانهای، منجر به نگرش مثبتتری در افراد میشود. ولی در نگرش کلی افراد نسبت به رایانه تفاوتی وجود نداشت.
سای، لاین، و سای (2001) پژوهشی جهت ایجاد یک مقیاس نگرش نسبت به اینترنت برای دانشآموزان دبیرستانی انجام دادند. در این پژوهش ارتباط بین تفاوتهای جنسیتی و تجربهی استفاده از اینترنت با نگرش دانشآموزان مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات جمعآوری شده از 753 دانشآموز دبیرستانی، نشان داد که پسران احساس مثبتتر، نگرانی کمتر و اعتماد به نفس بیشتری در مقایسه با دختران، نسبت به اینترنت داشتند. همچنین بین متغیر تجربهی اینترنتی دانشآموزان و نگرش آنها رابطهی معناداری وجود داشت، بدین معنا که دانشآموزانی که از تجربهی اینترنتی بیشتری برخوردار بودند، نگرش مثبتتری نسبت به این فناوری داشتند.
جینز (2002) در پژوهش خود تحت عنوان “مرجع دیجیتالی: تجارب و نگرشهای کتابداران مرجع”، به بررسی تجربه و نگرشهای کتابداران مرجع کتابخانههای دانشگاهی و عمومی ایالات متحده آمریکا نسبت به استفاده از منابع و فناوریهای شبکهای و دیجیتالی در کار مرجع پرداخت. 648 نفر از جامعهی مورد مطالعه به پرسشنامه پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که در کل کتابداران نگرشی مثبت نسبت به این فناوریها داشتند. بین متغیر تجربه در انجام کار مرجع دیجیتالی و نگرش مثبت به این موضوع، ارتباطی قوی وجود داشت، یعنی کتابداران مرجعی که تجربهی ارائهی خدمات مرجع دیجیتالی داشتند، در مقایسه با کتابداران مرجعی که تجربهی چنین خدماتی را نداشتند، از نگرش مثبتتری در باب استفاده از این فناوریهای اطلاعاتی برخوردار بودند.
درندل و هگ (2002) با استفاده از پرسشنامه به بررسی خودکارآمدی رایانهای، اضطراب رایانهای و نگرش دانشجویان یک دانشگاه رومانیایی در غرب اروپا پرداختند. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از این بود که دانشجویان پسر خودکارآمدی بیشتر، اضطراب رایانهای کمتر و نگرش مثبتتری در مقایسه با دانشجویان دختر نسبت به اینترنت داشتند. همچنین بین نگرش مثبت به اینترنت و اضطراب رایانهای، وجود رابطهی معنادار منفی گزارش شد.
صراف و تمجن (2003) پژوهشی جهت بررسی نگرش کتابداران شمال شرق هند نسبت به پذیرش فناوری اطلاعات، انجام دادند. این پژوهشگران از پرسشنامهی محقق ساخته جهت گردآوری دادهها استفاده کردند. متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش کارآیی، عملکرد کاری، اعتماد به استفاده، نگرانی و پذیرش کتابداران نسبت به فناوری اطلاعات بودند. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از این است که از بین این 5 متغیر، متغیر اضطراب بیشترین تأثیر را بر نگرش کتابداران داشت. بین اضطراب رایانهای و 4 متغیر کارآیی، عملکرد کاری، اعتماد به استفاده و پذیرش فناوری اطلاعات رابطهی معنادار منفی وجود داشت. بدین معنا که، کتابدارانی که نگرانی بیشتری در مورد فناوری اطلاعات داشتند، از دیدگاه منفیتری نسبت به کارآیی، اعتماد به اس
تفاده، عملکرد کاری و پذیرش فناوری اطلاعات برخوردار بودند. بین دیدگاه کتابداران نسبت به کارآیی فناوری اطلاعات و عملکرد کاری آنها نیز رابطهی معنادار مثبتی یافت شد.
سام، عثمان و نوردین (2005) پژوهشی با عنوان “خودکارآمدی رایانهای، اضطراب رایانهای و نگرش نسبت به اینترنت: یک مطالعه در بین دانشجویان کارشناسی در دانشگاه ساراواک مالزی” انجام دادند. 81 دانشجوی دختر و 67 دانشجوی پسر در مقطع کارشناسی جامعهی مورد مطالعه بودند. روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. تجزیه و تحلیل نتایج نشان داد که از نظر جنسیت تفاوتی در بین دانشجویان از لحاظ میزان اضطراب رایانهای، نگرش نسبت به اینترنت و خودکارآمدی رایانهای وجود نداشت. همچنین دانشجویانی که اضطراب رایانهای بیشتری داشتند، نگرشی منفی نسبت به استفاده از اینترنت داشتند. در نهایت اینکه بین تجربهی استفاده از اینترنت و نگرش کاربران به اینترنت رابطهی معناداری گزارش شد.
آدسولا آدکانله، اگی اوموبا، و تلا (2007) طی انجام پژوهش خود به بررسی نگرش کتابداران دانشگاههای انتخاب شده از نیجریه نسبت به استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات پرداختند. 41 کتابدار از ایالت اویو در نیجریه، جهت انجام این پژوهش انتخاب شدند. روش پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود. نتایج به دست آمده حاکی از این بود که به طور کلی کتابداران دارای نگرشی مثبت نسبت به استفاده از، و اجرای فناوری اطلاعات و ارتباطات در کتابخانهی خود بودند. همچنین آموزش و تجربه در زمینهی فناوری اطلاعات، نگرش افراد را تحت تأثیر قرار می
دهد، بدین معنا که کتابدارانی که در این زمینه، از تجربه و آموزش بیشتری برخوردار بودند، نگرش مثبتتری به فناوری داشتند.
لی و کرکاپ (2007) در پژوهشی با عنوان “تفاوتهای فرهنگی و جنسیت، در استفاده از اینترنت: مطالعهی چین و بریتانیا” به بررسی تفاوت در استفاده و نگرش دانشجویان چینی و بریتانیایی نسبت به رایانه و اینترنت پرداختند. 220 دانشجوی چینی و 245 دانشجوی بریتانیایی جامعهی مورد مطالعهی آنها بودند. نتایج پژوهش نشان داد که دانشجویان بریتانیایی بیشتر از دانشجویان چینی از اینترنت استفاده می کردند. در هر دو کشور مردها نسبت به زنها نگرش مثبتتری به اینترنت داشتند. دانشجویان بریتانیایی بیشتر از دانشجویان چینی، از رایانه برای اهداف مطالعاتی استفاده میکردند. همچنین دانشجویان چینی در مورد مهارتهای رایانهای خود اعتماد به نفس بیشتری داشتند. مردها در هر دو کشور نسبت به زنها اعتماد به نفس بیشتری در مورد مهارتهای رایانهای خود داشتند.
تیو (2008) پژوهشی در سنگاپور جهت بررسی نگرش معلمان قبل از خدمت نسبت به استفاده از رایانه انجام داد. وی برای انجام این پژوهش، دیدگاه 139 نفر از معلمان را با استفاده از پرسشنامه مورد مطالعه قرار داد. نتایج به دست آمده نشان داد که در نگرش جامعهی مورد مطالعه نسبت به رایانه از لحاظ متغیرهای جنسیت و سن تفاوت معناداری وجود ندارد، در حالی که بین سالهای استفاده از رایانه و میزان اعتماد به نفس افراد با نگرش آنها رابطهی معناداری یافت شد. همچنین بین حوزهی تحصیلی افراد و نگرش آنها تفاوت قابل توجهی مشاهده شد.
ادیینکا (2009) در پژوهشی، نگرش تعدادی از کتابداران نیجریه را نسبت به کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات مورد بررسی قرار داد. جامعهی مورد پژوهش را، کتابداران کتابخانههای دیجیتالی شدهی موجود در ایالت اویو در نیجریه تشکیل میدادند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین متغیرهای سن، جنسیت، مدرک تحصیلی، تجربه یا دانش قبلی و نگرانی کتابداران با متغیر نگرش به فناوری بود. نتایج نشان داد که همهی این 5 متغیر از عوامل مهم در پیشبینی نگرش کتابداران هستند. همچنین یافتهها از وجود همبستگی مثبت بین متغیرهای سن، جنسیت، مدرک تحصیلی و تجربهی کتابداران در زمینهی فناوری با نگرش آنها حکایت داشت. میان اضطراب و نگرش کتابداران هم، همبستگی منفی مشاهده شد. از بین 5 عامل مورد بررسی تجربه یا دانش قبلی در زمینهی فناوری بیشترین تأثیر را بر نگرش کتابداران به فناوری داشت.
بیریسکت، متین و کاراکاس (2009) در پژوهشی با عنوان “نگرش معلمان ابتدایی آینده نسبت به استفاده از رایانه و اینترنت: یک نمونه از ترکیه” به بررسی نگرش 191 معلم ابتدایی آینده در دانشگاهی در شمال شرقی ترکیه پرداختند. آنها دریافتند که معلمان نگرش خوبی نسبت به استفاده از رایانه و اینترنت داشتند. همچنین بین نگرش معلمان به استفاده از رایانه و اینترنت با متغیر سن رابطهی معناداری وجود داشت، درحالی که بین نگرش آنها و متغیر جنسیت رابطهی معناداری یافت نشد.
کوروبیلی، توجا، و مالیاری (2010) پژوهشی با عنوان “اضطراب رایانهای و نگرشها در بین دانشجویان مقطع کارشناسی در یونان” انجام دادند. هدف این بود که میزان اضطراب رایانهای و نگرشهای دانشجویان کتابداری و اطلاعرسانی مؤسسهی آموزش فناوری تسالونیکی ، با استفاده از 2 مقیاس “میزان اضطراب رایانهای” و “نگرش نسبت به رایانه” سنجیده شود. تجزیه و تحلیل همبستگیهای متعارف نشان داد که دو متغیر اضطراب و نگرش رابطهای معکوس با یکدیگر دارند، و در واقع یک رابطهی منفی قوی بین این دو متغیر مشاهده شد. یافتههای دیگر این پژوهش حاکی از این بود که دانشجویان از نگرش مثبتی در رابطه با فناوری رایانه برخوردار بودند. بین متغیرهای تجربهی کار با رای
انه و درک مهارتهای پیشرفتهی رایانه با متغیر اضطراب همبستگی معنادار منفی وجود داشت، در حالی که بین دو متغیر فوق با نگرش دانشجویان، همبستگی معنادار مثبتی مشاهده شد.
محمود (2010) در پژوهشی با عنوان “نگرشها نسبت به اینترنت: یک نظرسنجی از متخصصان علم کتابداری و اطلاعات در پاکستان” به بررسی وضعیت دسترسی و استفاده از اینترنت و همچنین نگرش 227 کتابدار شاغل در انواع کتابخانههای پاکستان نسبت به اینترنت پرداخت. این نظرسنجی از طریق پرسشنامه صورت گرفت. نتایج بهدستآمده نشان داد که متخصصان علم کتابداری و اطلاعات شاغل در هر نوع مؤسسهای در پاکستان، استقبال گرمی از فناوری اینترنت داشتهاند. این متخصصان نگرش بسیار مثبتی نسبت به تسهیلات و خدمات مبتنی بر اینترنت داشتند و دریافته بودند که این ابزار در کار حرفهای و شخصی آنها مفید است. بسیاری از این افراد از داشتن اینترنت در دفتر کار خود بهرهمند بودند. همچنین نتایج نشان داد که نوع مؤسسه، جنسیت و سن شرکتکنندگان در پژوهش هیچ تأثیری برروی نگرش آنها نسبت به اینترنت ندارد؛ در حالی که تجربه، تعداد دفعات استفاده از اینترنت، میزان مهارتهای دریافتی و آموزش استفاده از اینترنت تأثیر مثبتی بر نگرش آنها دارد.
ایگواوون (2011) پژوهشی جهت بررسی نگرش کتابداران نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات، به روش پیمایشی انجام داد. 101 کتابدار، جامعهی مورد مطالعه را تشکیل میدادند. پرسشنامهی مورد استفاده در این پژوهش از 3 بخش متغیرهای جمعیتشناختی، نگرش نسبت به فناوری اطلاعات و ارتباطات و تجربه و آموزش در زمینهی فناوری اطلاعات تشکیل میشد. نتایج حاکی از این بود که در کل، کتابداران نگرش مثبتی به استفاده از، و پیادهسازی فناوری اطلاعات و ارتباطات داشتند.