یادگیری، پایه پنجم ابتدایی

( 15 ـ 4 ) : مقایسه ضرایب درگیری مربوط به تصاویرکتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی در فصل های مورد نظر

چکیده
موضوع تحقیق :تحلیل محتوای کتب علوم تجربی دوره ی ابتدایی به روش ویلیام رومی در سال تحصیلی (88-1387).
دراین پژوهش ازتکنیک “تحلیل محتوا” که جنبه ی عینی ،واقعی ووصف نگاری که توسط ویلیام رومی در کتاب های “شیوهای پژوهشی در آموزش علوم” مطرح گردیده وازطریق آن می توان محتوایی راکه به صورت فعال واز محتوای غیر فعال جدا کرده و به عبارت دیگر با استفاده از این روش می توان ومشخص نمود که محتوای یک کتاب تا چه حد قادر است که فراگیر رابه فعالیت وادارواورادرتجارب یادگیری سهیم نماید. جامعه آماری این پژوهش شامل کتابهای علوم تجربی پایه های اول تا پنجم ابتدایی در سال تحصیلی (88-1387)می باشد.به منظور رسیدن به نتایج تحقیق و قابل اعتماددرمورد کتاب های مذکور کلیه محتوادر قسمت های متن ،پرسش،وتصاویر به طور کامل مورد بررسی قرار گرفته ودر واقع نمونه پژوهش منطبق با جامعه آماری می باشد وبرای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز هر یک ازاجزای محتوای از کتابهای ذکرشده مورداستفاده قرارگرفته است،درتجزیه وتحلیل داده ها از ضریب درگیری یادگیرنده که به وسیله ویلیام رومی ،ضریب درگیری مطلوب در حد فاصل4/.تا5/1 مطرح شده استفاده گردیده که لازم به ذکراست که نتایج پژوهش نشان دهنده:که در مورد متن کتاب علوم تجربی پایه اول تا پنجم ابتدایی به ترتیب ،باضریبدرگیری (91/.)، (71/.)، (83/.)، (47/.)، (75/.) است،بنابراین پنج پایه به صورت فعالی ارائه شده ودر حد مطلوب می باشد. ودر مورد پرسشها ضرایب درگیری پنج پایه علوم تجربی ،پایه های اول،سوم،چهارم،وپنجم به ترتیب،(13/1)، (76/.)،(54/.) ،(50/.)، به صورت فعالی ارائه شده و پایه دوم ،ضریب درگیری(91/1) که به طور کلی پیچیده بوده،درمورد تصاویرکتب علوم تجربی پایه های،اولتاچهارم ابتدایی بترتیب ،(9/.)،(96/.)،(40/.)،(43/.) وبه صورت فعالی ارائه شده اما پایه پنجم ابتدایی با ضریب درگیری( 25/.)که ازحداقل نیز(4/.) پایین ترودرحد مطلوب نبوده وغیرفعالی است.
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه :
قرآن کریم می فرماید:
(( و ا لله اخرجکم من بطون ا مها تکم لا تعلمون شیئا وجعل لکم السمع والا بصاروالافعده لعلکم تشکرون )) ( قرآن کریم،سوره نحل،آیه 78 )
” وخداشما راازبطن مادران برون آورد درحالیکه هیچ نمیدانستیدوبه شماچشم ،گوش وقلب (بتدریج) عطا کرد،تا مگرشکر(این نعمتها)رابه جای آرید .
تعلیم وتربیت فرایندی کمکی در رشد و تکامل انسان است ،وتعلیم وتربیتی از نظر دین مبین اسلام ،مورد قبول است که پویا ،مبتنی برتحقیق،تفکر ،تعقل و استدلال باشد ،که انسان بر خواسته از آن،چشم و گوش بسته وپذیرای هر چیز نخواهد بود . بلکه انسانی است صا حب خرد که دارای استقلال عقل وفکر است وقدرت تجزیه وتحلیل مسائل را دارا می باشد، (مطهری،1370 ،ص 271).
انسان برای رشد و اعتلای خود وساختن آینده ای بهتر،ناگزیربه استفاده ازتجربه های دیگران بخصوص درقالب کتاب وکتابت است وکشورهای مختلف برای بیان برنامه درسی ازکتاب درسی استفاده میکنند ودرموردخط مشی کلی رهنمودهایی می دهند،( مرکزتحقیقات آموزشی،1372،ص 3 ).
ازجمله دغدغه های اصلی نظام آموزشی در هر جامعه ای تدوین برنامه های درسی وکتابهای درسی مطلوب برای تحقق اهداف آموزشی است،که برنامه درسی د رپی آنست که شرایط ،موقعیّت ووسایل مورد احتیاج رادر حیطه تعلیم وتربیت برای فراگیران با شرایط فعلی ونیازهای مشخص آنان فراهم سازد وزمینه تربیت و رشد همه جانبۀ آنان مهیا گردد. به عبارتی طرح برنامه درسی دریک نگاه متفاوت،هستۀ مرکزی تربیت راشکل می دهد ومؤثرترین وسیله جهت هدایت رشد همه جانبه افراد وتغییردرنگرشها ورفتارهاست،(سلیما نپور،1384 ،ص 47).
درکشورمانیزبرنامه های تحصیلی درقالب کتاب درسی دراختیارمعلمان قرارمی گیرد ودراغلب اوقات معلمان برنامه درسی را همان کتاب درسی می دانند، (شعاری نژاد،1367،ص 604).
نقشی که کتابهای درسی در برنامه درسی ایفا می کنندبسیار حائزاهمیّت می باشد،چراکه کتابهای درسی به عنوان وسیله ای درجهت رسیدن به اهداف آموزشی به کاربرده می شود،بنابراین کتابها باید به گونه ای طرح ریزی شده باشد که بتواند تمام نیازهای آموزشی روبه شکوفایی وتفکرخلاق یادگیرنده سوق دهند،پس محتوای آنها باید برای فراگیرنده قابل فهم ودرک وحس پژوهشی اورا فعال کندوبه هدف مورد نظردر برنامه درسی برسد. کتابهای درسی دارای محتوایی به شکل مکتوب می با شند پس محتوا نقش اساسی در کتابهای درسی دارد .
محتوا،”مجموعه مفاهیم،مهارتهاوگرایشهایی که ازسوی برنامه ریزان انتخاب وسازماندهی میشود.درعین حال محتوا آثارحاصل ازفعالیت های یاد دهی یادگیری رانیزدربرمی گیرد”(ملکی،1383،ص 50).
برای رسیدن به اهداف کلی آموزش نیازبه تحلیل محتوا درکتاب درسی داریم،ازعینیت بخشیدن ،کمی کردن،وسنجش پذیری پیام هاازطریق نمادهای مشخص است.تحلیل محتوا،غالبأ به منظور شناسایی ،تحلیل،ضبط محتوای منابع چاپی وغیرچاپی مورداستفاده قرارمیگیرد.
دراین روش،میتوان مجموعه ای ازاسنادیامتون رااستخراج ،شمارش وطبقه بندی کرد،
(معروفی،یوسف زاده،1388،ص15).
محتوای برنامه ی درسی همان موضوعات درسی است که ازآن به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف استفاده میشود،(اوبری،1991،ص 303( .