الف- معرفت دینی: در مکتب اسلام، هر کاری که از اهمیت بیشتری بر خوردار باشد، معرفت بیشتری می طلبد. از آنجایی که هنر، دمیدن روح تعهد در انسان هاست، زن هنرمند مسلمان باید برای استفاده از هنر خود در جامعه، به معرفت دینی آن توجه کند؛ زیرا پیش فرض های ارزشی در تعهد، درست، سلامت و نهایتاً حرمت، تأثیرگذاراست. هنرمندی که دارای معرفت بالای اعتقادی است، با انگیزه ی بهتر و بیشتری به هنر خود می پردازد. در اسلام، با توجه به بُعد پیام رسانی سینما و تئاتر در مسائل فرهنگی، تقویت معرفت دینی در هنرمند بسیار حائز اهمیت است. تئاتر، نوعی منبر است و چنان که در آیات الهی وارد شده است، شرط دعوت و پیام رسانی، بصیرت و آگاهی است: «ادعُوا إلی الله عَلی بَصیره.»
ب- حفظ از سقوط: در اسلام، از گناه به «درۀ سقوط» تعبیر شده است و ما همه در انجام مسئولیتهای خود وظیفه داریم از آن در امان باشیم و این جز با ارادۀ قوی و توکل بر خدا میسر نمی شود. هنرمند نیز از این مسیر مستثنی نیست و باید خود را کنترل کند و هر گاه خطر سقوط به ورطۀ گناه را برای خود محتمل بداند، بر او واجب است این حرفه را ترک کند. بنابر این، فقها در جواب این سؤال که تکلیف استادی که به عده ای از دختران درس می دهد، ولی نمی تواند خود را از نگاه هوس آلود دور نگهدارد، چیست؟ بیان داشته اند: باید تدریس آنان را رها کند. بنابر این بازیگری نیز در صورتی مباح است که از هر گونه حرام، خالی باشد.
ج- داشتن مهارت:در اسلام غیر از توجه به حسن فاعلی و تعهد داشتن در انجام کار، به صحیح بودن آن نیز توجه داشته باشد. بر این اساس، بزرگان دین، در حق کسانی که کارشان را صحیح انجام می دادند، دعای خیر می کردند.
د- دانستن بایدها و نبایدها و التزام به آن: با توجه به اینکه اسلام برای تمام شئون زندگی انسان برنامه دارد، ما باید احکام فقهی مسائلی را که به آن نیاز پیدا می کنیم، بدانیم و به آنها عمل کنیم. هنر بازیگری نیز از این قاعده مستثنی نیست و هنرمند مسلمان باید واجبات و محرمات حرفۀ خود را بیاموزد و به آن عمل کند. در کتب فقهی یکی از آداب حرفۀ تجارت، یادگیری احکام آن است. از آن رو که بازیگری نیز یک حرفه است، بر هر بازیگری، خصوصاً زنان بازیگر، لازم است قبل از ورود به عرصۀ بازیگری، با احکامی که در زمینۀ مسائل هنر و بازیگری است، آشنا شوند تا با رعایت آنها بتوانند به بازیگری بپردازند.
4- بایدهای بازیگری زن:
أ- رعایت عفاف و حجاب: از دیدگاه اسلامی، بی حجابی، پوشش های نامناسب، لباسهای مهیج، نگاه های مسموم و رفتارهای تحریک آمیز با عفاف و حجاب مناسب نه تنها سازگاری ندارند بلکه خودداری از آنها نیز لازم است.
آیاتی که در سوره ی نور، مربوط به عفاف و حجاب است، وظایف زن و مرد را در معاشرت ها و رفت و آمدها، بر سه اصل مبتنی می داند:1. مردان و زنان مسلمان باید از نگاه های مسموم به یکد یگر بپرهیزند، 2. مردان وزنان مسلمان باید عفیف و پاک دامن باشند، 3. زنان باید پوشش داشته باشند و آرایش و زیور خود را نزد نامحرمان آشکار نکنند و در صدد تحریک و جلب توجه مردان برنیایند.
چگونگی پوشش نیز در همین آیات آمده است. با رعایت این شرائط، حضور زن در بازیگری بی اشکال است.
ب- متانت در گفتارو رفتار: زن باید از کارهایی که سبب فتنه در دین و اخلاق می شود، بپرهیزد و با متانت و وقار بازیگری حاضر شود. البته چون حرکت و حضور زن در یازیگری، حساس ترو راه لغزش برای او فراهم تر است، باید به هنگام حضور، توجه بیشتری داشته باشد و از حرکت ها و رفتارهایش در این عرصه، مراقبت بیشتری کند: «وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ ؛ هنگام راه رفتن پاهای خود را [به گونه‏اى به زمین] نزنند تا آنچه از زینتشان پنهان مى‏دارند آشکار گردد(و صدای خلخال که بر پا دارند، به گوش نرسد).» در گذشته، زن های عرب، خلخال به پا می کردند و برخی از آنان برای اینکه آن را به دیگران نشان دهند، پا بر زمین می کوبیدند. آیۀ بالا، آنها را از این کار باز داشت.
بی شک، خلخال مورد اختصاص آیه نیست. بنابر این، هر چیزی که سبب جلب توجه مردان می شود از قبیل آرایش چهره، لباس های مهیج و تحریک آمیز و … حرام است. به طور کلی زن در رفت و آمدها نباید کاری کند که سبب تحریک و تهییج و جلب توجه مردان نا محرم شود.در آیه ای دیگر آمده است:
«یَا نِسَاء النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا»
«ای همسران پیامبر، شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید، اگر تقوا پیشه کنید، پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید.»
هر چند این آیه، روی سخن با زنان پیامبر (ص) است ، اما بی شک، حکم، ویژۀ آنها نیست. بنا بر این، از آیه استفاده می شود که هیچ زنی حق ندارد طوری سخن بگوید که موجب تحریک افراد منحرف شود تا بدین سبب در او طمع کنند. بنا بر این هر کار دیگری نیز که سبب تحریگ و تطمیع می شود، ممنوع است؛ زیرا هنگامی که علت حکمی به روشنی آمده باشد، می توان به استناد آن، حکم را تعمیم یا تخصیص داد. در حقیقت در این آیۀ شریفه، تحریک و تطمیع افراد بیمار دل، چه به وسیله ی سخن یا اسباب دیگر، از سوی زنان، نهی شده است.
ج- اجازۀ همسر برای بازیگری: سؤال اساسی دیگر که در این میان حائز اهمیت است، این است که آیا زن، برای بازیگری در فیلم و تئا
تر باید از پدر یا شوهر خود اجازه بگیرد یا خیر؟ در صورت پاسخ مثبت به این سؤال، آیا بین خروج برای کار واجب، مستحت و مباح تفاوتی وجود دارد؟
چنانچه زن، شوهر نداشته باشد و به سن بلوغ نیز رسیده باشد، خارج شدن او از منزل منعی ندارد. به صورت طبیعی، بازیگری نیز از این قاعده مستثنی نیست. البته زن بازیگر باید حدود و شرائط اسلامی را رعایت کند، همان گونه که مرد به هنگام خارج شدن از خانه و یا در بازیگری، باید مقید به رعایت حدود و معیارهای اسلامی باشد. البته اگر پدر، مانع حضور یا بازیگری دخترش در فیلم و تئاتر شود، در این مورد دختر از باب حقوق والدین، باید از وی پیروی کند.
اما در اسلام زنی که ازدواج کرده، خانواده ای تشکیل داده است که مبتنی بر نظام شورایی و با سرپرستی و مدیریت اجرایی مرد اداره می شود. این مسئله تکالیفی را بر دوش هر یک از اعضای خانواده می گذارد و حقوقی را برای آنها مقرر می دارد. این حقوق وظافت، گاه جنبه مالی وگاه غیر مالی، در بُعد مالی از قبیل: مهر، نفقه جهزیه وغیره، تکلیف به عهدۀ شوهر و حق از آن زن است. اما در روابط مالی، مطلب به عکس رقم می خورد. از جمله حقوق مردان، هماهنگی زن با مرد در خروج از منزل است. به نظر بزرگان اسلامی، عقد ازدواج، تعهداتی در پی دارد که زن ومرد ملزم به رعایت آنها هستند. بر زن واجب است به نیازهایجنسی مرد پاسخ دهد و مانع مادی و معنوی در برابر رغبت او ایجاد نکند. همین نیاز، بدون اجازه بیرون رفتن زن از منزل را ناروا می کند.
به نظر برخی، مصلحت خانوادگی ایجاد می کند که خارج شدن زن از خانه، توأم بارضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد. البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد، نه بیشتر. شوهر نباید از این اختیار قانونی، بسان حاکمی خودخواه و مستبد استفاده کند، بلکه او باید همانند مسؤلی دلسوز، با بردباری و متانت، از این اختیار بهره بگیرد. بنابر این زن نیز نظرهای منطقی شوهررا بپذیرد.
بیان استدلال بر اجازۀ شوهر:
روایت اول:
«عده من اصحابنا» از «احمد بن محمد» از «ابن محبوب» از «مالک بن عطیه» از «محمد بن مسلم» از امام باقر (ع): زنی نزد پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا! حق مرد بر زنش چیست؟ پیامبر (ص) فرمود: … نباید از خانه بدون اذن شوهرش خارج شود و اگر بدون اذن شوهرش خارج شود، همۀ ملائکۀ آسمان ها و هر آنچه زن بر آن گذر کند، از جن و انسان ، بر او نفرین می کنند، تا به خانه بازگردد».
نقد و بررسی:
اینکه در روایت آمده است «عده من اصحابنا» به صحت روایت ضرر نمی رساند. زیرا علامه حلی (ره) در «خلاصه» از «نجاشی» از مرحوم «کلینی» حکایت کرده که آنچه در کتاب من، با عنوان «عده من اصحابنا» از «محمد خالد برقی» آمده است، افراد موثقی چون«علی بن ابراهیم» و «علی بن محمد بن عبدالله اذینه» و «احمد بن عبدالله بن امیه» و «علی بن حسن» هستند. «احمد بن محمد بن خالد برقی» از ثقات است، ولی ممکن است از افراد ضعیف روایت نقل کندبقیه نیز از ثقات هستند. بنبر این، روایت به لحاظ سندی فاقد اشکال است.
روایتدوم:
«علی بن جعفر» در کتاب خود از برادرش (امام موسی بن جعفر(ع)) می گوید: سؤال کردم که آیا برای زن جائز است که بدون اذن شوهرشخارج شود؟ فرمود: جائز نیست.
نقد و بررسی: این روایت از «علی بن جعفر» برادر امام موسی بن جعفر (ع) نقل شده است که ایشان نیز مورد وثوق هستند.
نقد و جمع بندی روایات:مشهور فقهای امامیه، با توجه به این دو روایت و همانند آنها، که نیز به لحاظ سندی صحیح هستند، بر این باورند که خارج شدن زن از منزل بدون اجازۀ شوهرش جائز نیست. این حق مستقلی است و هیچ ارتباطی به تمکین زن ندارد. بنا بر این زن باید برای خرج شدن از منزل، از شوهرش اجازه بگیرد.