همه‌ی نوشته‌های 92

پایان نامه آموزش ذهن آگاهی/عوامل موثر سردرد

ذهن آگاهی به مدیتیشنی اشاره دارد که بر حضور و آگاهی در زمان حال تاکید می کند. در طی 30 سال گذشته علاقه به استفاده درمانی از ذهن آگاهی افزایش یافته است، به نحوی که مرور پیشینه حکایت از وجود بیش از هفتاد مقاله ی علمی چاپ شده تا سال 2007 در این زمینه دارد. پژوهش‌ها نشان داده است که ذهن آگاهی مبتنی بر استرس یک برنامه گروهی ساختار یافته است که باهدف کاهش استرس به منظور ارتقای سلامت روان و کاهش درد و رنج به کار برده می شوند.
مطالعه مروری که درسال 2010توسط مرکز[1] انجام شد انجام شد نشان داد از 15 مطالعه‌ای که ملاک های ورود به پژوهش را داشته و بر اختلالاتی همچون فیبروما ، درد مزمن، روماتیسم مفاصلی، دیابت نوع دو، سندروم خستگی مزمن ، حساسیت شیمیای چند گانه و بیماریهای قلبی عروقی متمرکز بودند، همگی ضمن تاکید بر نتایج مثبت درمانی در ذهن آگاهی، اذافه کرده بودند، ذهن آگاهی هیچ عارضۀ جانبی و پیامد منفی خاصی به دنبال ندارد. این مطالعه در پژوهش مروری دیگری که 18مطالعه را در مورد سرطان، فشارخون، دیابت، ایدز، دردمزمن و بیماری پوستی مورد بررسی قرار دادند، بار دیگر تکرارشد.
ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس یک رویکرد زیستی است که شاخه ای از مداخلات شناختی – رفتاری بشمار می رود و هدف آن ارتقای مهارت های مدیریت استرس در مبتلایان به میگرن وسردردتنشی است  (زارع و همکاران،1393).

2-1-5-عوامل موثر سردرد :

افزایش سن، جنس مونث، سطح اقتصادی – اجتماعی پایین، سطح تحصیلات مادر، سابقه خانوادگی سردرد و استرس، به عنوان عوامل مؤثر در افزایش شیوع سردرد مطرح شده اند در مطالعه ای روی دانشجویان دختر، افراد میگرنی به طور معنی دار یک یا بیش از یک خویشاوند درجه اول یا دوم میگرنی بوده اند و در میگرن قاعدگی نیز این مسئله صادق بود. و از سوی، در بین بستگان درجه اول میگرن در مادران افراد مبتلا بیشتر از پدرانشان بود. براین اساس عوامل ژنتیکی و هورمونی را در ایجاد میگرن مؤثر دانسته اند شیوع میگرن و سردرد های تنشی در مطالعات انجام شده در ایران بدین قرار بوده است. 4/7 درصد و 8/15 درصد بین دانشجویان پزشکی شیراز 7/1 درصد و 5/5 درصد بین دانش اموزان ابتدایی مدارس شیراز 10درصد و 24 درصد بین آموزگاران مدارس ابتدایی شهر شیراز و شیوع میگرن بین دانشجویان پزشکی شیراز 11 درصد بود (بهروز و همکاران ،1392).
عوامل بیولوژیکی به تنهای نمی توانند آسیب پذیری نسبت به تجربه اختلال سردرد، زمان حمله آن وسیری که طی می کند را به خوبی تبیین نماید. همچنین عوامل بیولوژیکی نمی توانند به طور کامل تسریع و تشدید و حمله های سردرد فرد یا ناتوانی مرتبط با سردرد و همچنین کیفیت زندگی را تبیین نمایند . استرس زندگی یک عامل روانی اجتماعی است که عموما به عنوان یک عامل اصلی در سردرد شناخته شده است. این مسئله به صورت گسترده مورد قبول قرار گرفته است که عوامل روانشناختی جز عوامل برانگیزاننده سر درد بوده و برخی از افراد را مستعد ابتلا به سردرد می کنند ( صدوقی و عکاشه، 1388).
پیشرف های تئوریکی و رشد فرایند تحقیقات، مبانی لازم برای مفهوم سازی سردرد به عنوان یک اختلال روانی فیزیوژیکی ( اختلال جسمی که تحت تاثیر استرس های روانی اجتماعی و محیطی قرار دارد) فراهم آورده و سرانجام باعث به وجود آمدن و به کارگیری درمان های رفتاری معاصر برای سردرد شده است. چنین درمان های، واکنش های فیزیولوژیکی مرتبط با سردرد در بیمار (برای مثال آموزش آرمیدگی ، بیوفیدبک) یا رفتارها ، هیجان ها و شناخت ها ( مانند درمان شناختی رفتاری یا مدیریت استرس) را هدف قرار می دهند (صدوقی و عکاشه،1388) .
با توجه به تحقیقات علمی در حوزه سردرد ، تفسیر های متفاوتی از شیوه اثرگذاری استرس بر وجود سردرد ارائه شده است. در ابتدا محققان براین باور بوده اند که افراد مبتلا به سردرد در مقایسه با افراد عادی، عوامل استرس زای بیشتری تجربه می کنند. اما نتایج تحقیقات نشان داد که بین بیماران مبتلا به سردرد و افراد عادی از لحاظ تعداد عوامل استرس زا ، تفاوت معنی داری وجود ندارد بلکه تفاوت این دو گروه در این است که بیماران مبتلا به سردرد ، هرگونه رویدادی را ، استرس زا و فاجعه بار تلقی می‌کنند (سجادی نژاد و همکاران،1388) .
سردرد حساسیت فرد را نسبت به رویدادها بالا می برد و نهایتاً به ادراک آن رویداد به عنوان منبع استرس منتهی می‌گردد. در این شرایط فرد مبتلا به سردرد به راحتی نمی توانند از مهارت های مقابله‌ایی خود استفاد کند و منابع استرس را مهار نماید. در این خصوص، نتایج تحقیقات نشان داده است که تفسیر غلط از رویداد ها، بیش از فراوانی و شدت رویدادها تعیین کننده است. به عبارت دیگر، خطرناکی و عدم مهار پذیری یک واقعه در زندگی ، به شیوه ی ادراک فرد از آن واقعه بستگی دارد. همچنین نتایج تحقیقات نشان داده که استرس با شیوه مقابله با سر درد رابطه دارد و سردرد ها به ویژه سردردهای مزمن، در تبدیل رویدادهای عادی به عامل استرس زایی که فرد باید آن را تحمل کند نقش مهمی ایفا می کنند. در این صورت تعداد منابع استرس زا که فرد را تهدید می کنند افزایش می یابد (صدوقی و عکاشه ،1388).
با توجه به نقش موثر عوامل روانشناختی به ویژه استرس در ایجاد و تشدید سردرد، از اواخر دۀ 1970 درمان روانشناختی سردرد، به عنوان یکی از مهمترین درمان های رسمی و استاندارد مورد توجه جدی قرار گرفت. یکی از مهمترین روش های مداخله ی روانشناختی در حوزه ی سر درد های عود کننده، مداخله شناختی – رفتاری است. در این روش درمان، بیماران به نقش شناخت ها در ادراک منابع استرس پی می‌برند. علاوه بر این با آموزش مهارت های مدیریت استرس، درد و حل موقعیت های مسئله دار سعی می‌گردد، حس خود – کارآمدی در بیماران تقویت شود. در این روش درمانی، دید و نگرش بیمار نسبت به رویدادهای زندگی و استرس های ناشی از آن، تغییر می یابد. نتایج تحقیقات متعدد نیز اثر بخشی این روش درمانی را بر سردرد نشان دادند (سجادی نژاد و همکاران،1388).
[1]– merkes
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر اضطراب و افسردگی و کاهش سردرد تنشی زنان شهر کرمانشاه

پایان نامه ضمانت نامه بانکی/:اقسام ضمانت نامه بانكي

اقسام ضمانت نامه بانكي

ضمانت نامه ها اقسام گوناگوني دارند كه در اين كليات اشاره به آنها ضروري است.

2-7-1.از نظر حقوقی

از حيث قالب حقوقي يا به تعبير فلسفي، علت مادي، ضمانت نامه بر دو قسم است:
الف ـ ضمانت نامه بانكي به معناي اخص، كه وسيله تضمين تعهدات قراردادي طرفين بوده و صدور آن يكي از عمليات مرسوم بانكي در قالب ويژه خود است. در تعريف آن گفته شده است: نوعي از تضمين قراردادي است كه يك طرف قرارداد را در برابر زيان ناشي از ناتواني يا خودداري طرف ديگر پيمان حمايت مي كند و معمولاً در طرح هاي ساختماني دولتي به كار مي رود.
تعريف كامل تر آن نيز چنين است: «ضمانت نامه مستقل، تعهد پرداخت مبلغ معيني وجه نقد است كه راجع به يك قرارداد پايه و به عنوان تضمين اجراي آن، پذيرفته شود.
اين ضمانت نامه يك تعهد مستقل از قرارداد موضوع تضمين بوده و داراي اين ويژگي است كه ايرادات مربوط به قرارداد پايه، نسبت به آن قابل استناد نيست.»
بدين سان ضمانت نامه بانكي تعهدي است از سوي بانك مبني بر پرداخت وجه معيني به ذينفع كه متعهدله قرارداد اصلي است، به منظور اجتناب از خطري كه او را تهديد مي كند كه غالباً عدم اجراي قرارداد پايه است.
ب ـ اعتبار اسنادي تضميني، كه خود گونه اي از اعتبارات اسنادي است كه به موجب آن بانك گشاينده اعتبار به درخواست مشتري خود، مكلّف و متعهد مي شود تا مبلغي را مطابق شرايط اعتبار به ذينفع بپردازد. اين گونه اعتبارات تابع مقررات متحدالشكل اعتبارات اسنادي هستند (ماده 1 مقررات متحدالشكل اعتبارات اسنادي U.C.P) ليكن از جهت كاربرد و شرايط پرداخت با ديگر اعتبارات تفاوت دارند. ساير اعتبارات اسناديف وسيله پرداخت و انجام تعهد به شمار مي آيند و بانك بايد پس از ارائه اسناد از سوي ذينفع و بررسي آنها، مبلغ اعتبار را بپردازد. ولي اعتبار تضميني زماني به كار مي رود كه تعهد انجام نمي گيرد و مطالبه آن اصولاً مستلزم ارائه اسناد نيست. در واقع، اين قسم اعتبار جانشين ضمانت نامه بانكي در روابط تجاري بين المللي و همچنين در كشورهايي كه بانكها قانوناً از صدرو ضمانت نامه منع شده اند، است(غمامی،1378).
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
نقش ضمانت نامه های بانکی در تهیه منابع پولی و ارائه راهکارهایی برای افزایش آنها

پایان نامه درمورد زنجیره تامین: فرآيند ارزيابي عملكرد

تفاوت هاي ديدگاه سنتي و مدرن در خصوص سنجش عملكرد (منبع: عفتي دارياني، 1386)

ويژگي ها ديدگاه سنتي ديدگاه مدرن
معطوف به قضاوت ( يادآوري عملكرد) معطوف به رشد و توسعه ( بهبود عملكرد)
نقش ارزيابي كننده قضاوت و اندازه گيري عملكرد ( قاضي) مشورت دهنده و تسهيل كننده ي عملكرد
دوره ي ارزيابي گذشته آينده
استانداردهاي ارزيابي نظر سازمان و مديران مافوق خود استاندارد گذاري
هدف عمده ي ارزيابي كنترل ارزيابي شونده رشد و توسعه ي ظرفيت ارزيابي شونده
سبك مصاحبه بعد از ارزيابي دستوري ( شبه محاكمه) گفتگو
پيامدهاي ارزيابي تعيين و شناسايي موفق ترين و اعطاي پاداش به مديران ارايه ي خدمات مشاوره، به منظور بهبود مستمر فعالت ها ( ايجاد انگيزه مستمر براي بهبود كيفيت خدمات و فعاليت ها)
 

 
2-1-4) فرآيند ارزيابي عملكرد
هر فرآيندي شامل مجموعه اي از فعاليت ها و اقدامات با توالي و ترتيب خاص منطقي و هدفدار مي باشد. در فرايند ارزيابي عملكرد نيز هر مدل و الگويي كه انتخاب شود، رعايت نظم و توالي و فعاليت هاي ذيل در آن ضروري مي باشد.

  • تدوين شاخص ها و ابعاد و محورهاي مربوطه و تعيين واحد سنجش آنها
  • تعيين وزن شاخص ها به لحاظ اهميت آنها و سقف امتيازات مربوطه
  • استانداردگذاري و تعيين و ضعيت مطلوب هر شاخص
  • سنجش و اندازه گيري از طريق مقايسه عملكرد واقعي پايان دوره ي ارزيابي با استاندارد مطلوب از قبل تعيين شده (رحيمي، 1385).

 
2-1-4-1) مزایای سنجش عملکرد
سنجش و اندازه گيري عملكرد داراي فوايد و مزاياي بسياري است كه چند مورد از آنها عبارتند از:

  • تعيين كننده ي ميزان برآورده شدن نيازهاي مشتريان بوده و تناسب كالاها و خدمات ارايه شده را با نياز مشتريان مشخص مي كند.
  • به شناخت فرآيد ها وتشخيص مشكلات در مسير اجراي فرآيند ها كمك مي كند.
  • سبب حصول اطمينان از تصميم گيري بر مبناي واقعيت مي شود.
  • مكان هاي مورد نياز جهت بهبود فرآيند را نشان مي دهد.
  • مشكلات اساسي و طولاني مدتي را كه مدت ها به علت عدم اندازه گيري، كتمان بوده اند نشان مي دهد (عفتی داریانی و همکاران، 1386).

2-1-4-2) مدل هاي سنجش و اندازه گيري عملكرد
شايد بتوان اينطور عنوان نمود كه دليل وجود اين تعداد متدولوژي متناقض براي ارزيابي عملكرد اين باشد كه تمامي آنها به نحوي ايجاد ارزش افزوده مي كنند و هركدام از ديدگاه خاصي به عملكرد نظر دارند. اين روش ها مديران را به لنزهايي مجهز مي نمايند تا بتوانند به بهبود عملكرد سازمان كمك كنند. در برخي شرايط توجه به ميزان ارزشمندي سهامداران ممكن است همان چيزي باشد كه سازمان بايد در نظر بگيرد و احتمال دارد در زماني ديگر، انجام چنين كاري براي سازمان مذكور، ريسك بسيار بزرگي در بر داشته باشد. به همين دليل مدل هاي مختلفي جهت ارزيابي عملكرد طراحي شده است كه در ادامه به چند مورد از مهمترين آنها پرداخته مي شود. برای اندازه گیری این شاخص ها نیز مدلهای مختلفی در شرکتهای ژاپنی، امریکایی و اروپایی وجود دارد که متداولترین الگوهای اجرای فرآیند ارزیابی عملکرد سازمان عبارتند از:

  1. سیستم اندازه گیری عملکرد AMBITE
  2. سیستم اندازه گیری عملكرد ECOGRAI
  3. مدل کارت امتیازی متوازن
  4. مدل مالکوم بالدریج در امریکا
  5. مدل بنیاد کیفیت اروپا
  • سيستم اندازه گيري عملكرد AMBITE[1]

[1] Advanced Manufacturing Business Implementation Tool for Europe
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
تاثیریکپارچه سازی زنجیره تامین بر عملکرد تجاری شرکت ها از طریق افزایش رقابت پذیری(شرکت های تولیدی قطعات خودرو)

پایان نامه درباره عبرت/:ارتباط ملکه بصیرت و عبرت

ارتباط ملکه بصیرت و عبرت

می‏توان درباره ارتباط عبرت و بصیرت این‏گونه ادّعا کرد که، ملکه بصیرت در همه انسان‏ها به صورت بالقوه نهاده شده است، امّا فعلیّت بصیرت بستگی به دو عبرت پیشینی و پسینی دارد، یعنی ملکه بصیرت یک وجود رابط بین دو عبرت می‏باشد که در اثر عبور دادن و عبرت در دو طرفش به فعلیّت می‎رسد و این همان معنای عبارت” اعْتَبَر فَأبْصَرَ” می‏باشد. بنابراین ملکه بصیرت را می‏توان وجود رابطی دانست که از عبور دادن مکرر وقایع و تفکّر بر روی آن‌ها به فعلیّت رسیده، و وقتی ما واقعه‏ای را قبلاً از پیش ذهنمان عبور داده باشیم، در وقایع شبیه به آن در آینده  که در اثر عبور دادن آن‌ها در ذهن، شباهت آن وقایع درک می‏شود و با توجه به نشانه‏هایی که در اثر عبرت‏های قبل در ذهن است، می‏توان به تحلیلی صحیح از وقایع در آینده دست یافت و حتی آنان را پیش‏بینی نمود.    

1-2-2- اسباب ثابت عالم و اختیار انسان‏ها

در مکانیزم عبرت، مجموعه پیش‌فرض‌هایی در بین است که همه بشر به آن‏ها اعتقاد دارند، اگر چه با قرینه آن‏که بالوجدان توسط همه انسان‌ها درک می‌شود، در کلام به آن‌ها اشاره نمی‏شود ، بنابراین وقتی می‏گوییم از عاقبت کسی عبرت بگیریم، مجموعه‏ای از پیش فرض‏ها در این کلام وجود دارد که عبارتند از :
1- اسباب ثابتی بر عالم حاکم می‏باشد.
2- انسان‏ها در انتخاب این اسباب اختیار دارند.
3-  انسان‌ها با یکدیگر شباهت دارند.
افراد و وقایع تاریخی، همگی شبیه به یکدیگرند، همان‏طور که امیرالمؤمنین  Aدر نامه خود به حارث همدانی به این نکته اشاره دارند:
“واعْتَبِرْ بِمَا مَضَي مِنَ الدُّنْيَا لِمَا بَقِي مِنْهَا، فَاِنَّ بَعْضَهَا يَشْبَهُ بَعْضا وَ آخِرُهَا لاحِقٌ بِاَوّلِهَا وَ کُلُّها حَائِلٌ مُفَارِقٌ”[1] «از (حوادث) گذشته دنيا براي باقيمانده آن عبرت گير، چراکه بعضي ازآن (حوادث) شبيه بعضي ديگراست و پايانش به ابتداي آن مي‏پيوندد و (درهرحال) تمام آن گذرا و ناپايدار است»
این کلام حاکی از حاکمیّت امور و اسبابی ثابت بر عالم است، و این شباهت بین افراد و اتّفاقات عالم است که آیات و روایات را بر آن داشته تا با اشاره به زندگی اقوام پیشین، ما را به بهره گیری از تجارب گذشتگان دعوت کنند” و فی آبائکُم الماضین تَبصِرَةٌ و مُعتَبَرٌ” [2]که اگر آنان مسیری را طی کردند که به ناکامی و هلاکت‏شان منجر شد ، دیگران از روش و تجربه آنان استفاده کنند و اشتباه آنان را تکرار نکنند. وقتی انسان پیری را می‏بینیم، چنین تجربه‏ای نیز برای ما قهراً به وجود خواهد آمد . تولد و کودکی و جوانی و پیری و مرگ ، انسان‌ها همگی این مسیر را طی می‏کنند زیرا که این مراحل، از اسباب ثابت حاکم بر عالم ماده‏اند، حضرت علیA می‌فرمایند:
«عبادالّله إنَّ‏ الدَّهْرِ یَجرِی بالباقینَ کَجَریِهِ بِالماضینَ» [3] «ای بندگان خدا، روزگار بر باقیماندگان چنان گذرد که بر
گذشتگان گذشته است»
در حدیثی از امام صادق آمده است که می‌فرماید:
«فما وجدتم آیۀ نجابها من کان قبلکم فا عملوا به ، و ما وجدتموه هلک من کان قبلکم فاجتنبوه. »[4] «بر شما باد به قرآن ! پس چون آیه ای را یافتید که کسی که پیش از شما بوده به عمل به آن،نجات یافته است. به آن عمل کنید و چون آیه ای را سبب هلاکت گذشتگان یافتید، از آن بپرهیزید. »
این روایت به وضوح بیان می‏کند که اسباب ثابتی بر جهان ثابت است که چه بر ما و چه بر گذشتگان و آیندگان احاطه دارد. شباهت امور متغیّر، ثابت می‌کند که امور ثابتی بر عالم حاکم بوده، و در این صورت همان اسباب بر ما هم سیطره دارند.
[1]  همان، نامه69، ص459.
[2]  همان، خطبه99ص144 .
[3]  همان،خطبه157،ص221.
[4]  حکیمی محمد رضا ،الحیاۀ، جلد 2 ص 170.
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
عبرت از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه و آثار تربیتی آن

پایان نامه نظارت بر قوه مجریه/تاریخچه نظارت

تاریخچه نظارت

قدمت نظارت به اندازه ی زندگی اجتماعی بشر است. پس از شکل‌گیری ابتدایی‌ترین اجتماع‌ها و نظام‌های اجتماعی، نظارت هم ایجاد گشت چرا که انسان‌ها همواره برای رسیدن به اهداف خود، نظارت بر امور را لازم می‌دانستند. البته نوع نظارت با پیچیده شدن نظام‌های اجتماعی، تفاوت کرده است و هم اکنون در نظام‌های سیاسی، نظارت امری حیاتی و لازم گشته است و بدون نظارت نمی‌توان به اهداف مورد نظر دست یافت. در دوران باستان هم نظارت به انحاء مختلف در نظام‌های سیاسی وجود داشته است. درایران باستان در حکومت داریوش نظارت امری مهم بوده و از تمام جنبه‌های مدیریتی و سازمان‌های اداری داریوش، نظام بازرسی و کنترل آن هنوز هم ارزشمند است و اگر خواننده ای نداند که این نظام مربوط به 2500 سال پیش است‌، ممکن است آن را بسیار مدرن و امروزی بداند، این نظارت با پیشرفت جوامع در عصر حاضر تا جایی رسیده است که بدون وجود نظارت در یک نظام سیاسی، رسیدن به اهداف غیر ممکن به‌نظر می­رسد.
بحث نظارت با انواع مختلف و شیوه‌های گوناگون آن در حکومت‌های مختلف مطرح بوده است. در زمان هخامنشی و در زمان پادشاهی کوروش و داریوش، تفتیش و نظارت جزو مشاغل اداری محسوب می‌گشته است. (پیرنیا، 462، 1389). پس از ظهور اسلام، نظارت به عنوان سنتی از سنن ثابت الهی معرفی گردید. نظارت کامل و دقیق نیات انسان‌ها و ارزیابی اعمال انسان در روز قیامت مفاهیمی است که بر این امر دلالت دارد. (عمیدزنجانی و همکار،20،  1389)
فارغ از بحث اخلاقی نظارت، این مفهوم در ساختار حکومت نیز جایگاه ویژه‌ای در سیره‌ی عملی پیامبر اکرم‌(ص) و امیرمؤمنان علی(ع) داشته است. سیره و روش پیامبر(ص) این بود که هرگاه سپاهی را به مأموریت می‌فرستاد، فرماندهی بر آن سپاه تعیین می‌کرد، همچنین برخی از افراد موثق و مورد اعتماد هم خود را بر او می‌گماشت تا رفتار و عملکرد او را زیرنظر گرفته و برای ایشان گزارش کنند.
موضوع نظارت و بازرسی در حکومت و مدیریت حضرت علی(ع) که الگوی کاملی از دولت اسلامی به حساب می‌آید نیز از جمله مقولاتی است که به دفعات و تناوب مورد توجه ایشان بوده است. (عمیدزنجانی و همکاران، 24، 1389)
امیرالمؤمنین علی(ع) با تدبیر و سازماندهی گسترده، نظارت و کنرلی سازمان‌یافته و دقیق را در فراخنای جامعه اسلامی سامان داده بود و انواع و اقسام نظارت‌های پیشرفته در حکومت ایشان مشهود بود. بازرسان ناظر نیز در سنت علوی از افراد لایق و امین انتخاب می‌شدند و امام(ع) در موارد متعددی صفات ممدوح و ایجابی بازرسان را با تأکید به عمّال و کارگزاران خود گوشزد می‌نماید؛ به عنوان نمونه در نامه‌ای به مالک اشتر، در سال 38هجری، هنگامی که او را به فرمانداری مصر برگزید، ‌فرمود: «بازرسانی را بر آنان اعزام کن که اهل راستی و وفا باشند … آنان را بر اساس شایستگی به کار بگمار و از روی روابط وامتیازات نابجا، به کار نگیر … . با فرستادن مأموران مخفی -که اهل صدق و راستی و وفا باشند- کارهای آنان را زیرنظر بگیر. زیرا بازرسی نهایی در کارشان، آنان را به رعایت امانت و ملاطفت با مردم وادار می‌سازد و با دقت فراوان، مواظب اَعوان و انصار و کارگزاران خود باش و بر اَعمال ایشان نظارت کن و چنانچه یکی از آنان دست به خیانتی زد و مأموران مخفی تو، به طور جمعی آن را تأیید کردند، باید که به آن اکتفا کنی و بدون تأخیر، خیانتکاران را کیفر دهی و به مقدار خیانتی که انجام داده است او را کیفر نمایی، آن‌گاه وی را در مقام خواری و مذلّت بنشان و داغ خیانت بر پیشانی او بگذار و طوق رسوایی بر گردنش بیفکن» (نهج البلاغه، نامه 53)
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
نظارت مجلس شورای اسلامی بر قوه مجریه از طریق کمیسیون‌های داخلی

رویکرد درمانی هیجانی الیس//پایان نامه رضایت زناشویی

رویکرد درمانی منطقی، هیجانی الیس (RET)[1]

از رویکردهای درمانی یکپارچه نگر شیوه شناختی _ رفتاری با سردمداری الیس می باشد که درایدن (1984، به نقل از صدیقی،1385) در بررسی این رویکرد درمانی به این نتیجه می رسد که دیدگاه عقلانی – عاطفی چارچوب فلسفی کاملی دارد، و متکی بر جهان بینی فلسفی است.او منطقی شدن مراجع را به معنای تغییرات عمیق فلسفی می داند و ایجاد تغییر به شیوه استدلال و منطق را مطرح می کند پیش فرض رویکردهای استدلالی درباره تغییر رفتار منطقی هستند و قادرندرفتار خود را با دگرگون کردن نظام اعتقادی خویش تغییر دهند بر این مبنا نظام عقلانی عاطفی نمونه بارزی از این رویکرد درمانی است. الیس در عین حال که تمام نظریه اش را مرهون تجارب شخصی می داند، معتقد است که پاره ای از نظریه او در افکار و اندیشه فلاسفه و متفکران و جامعه شناسان قدیم ریشه دارد. سر منشأ فلسفی نظری الیس به افکار پیشینیان فلاسفه رواقی به خصوص اپیکتتوس[2] سیسرو[3] زو[4] برمی گردد.اپیکتتوس معتقد بود انسان ها به وسیله اشیاء برآشفته نمی شوند بلکه نوع نگرش افراد به امور آن ها را برآشفته می کند و الیس از حیث کاربردهایی که از افکار نو در زمینه ی درمان به عمل آورده است نظریه جود را انقلابی و رادیکال به حساب می آورد.
آلبرت الیس در سال 1957 رویکرد خود را معرفی نمود و به گسترش و تجدید نظر در آن ادامه داد او مراکزی برای به کار بستن نظریه اش تأسیس کرده است این روش از فعال ترین و مستقیم ترین روش های درمانگری است و کاربرد گسترده ای دارد به عنوان رویکرد شناختی به شیوه رهنمودی با آموزش وروش ساختن مفاهیم و مسایل از طریق بحث و استدلال به مراجع کمک می شود تا بیاموزی چگونه و با کدام واکنش می تواند بر مشکل خود فایق آید.
او در زمینه ی روش رهنمودی و مستقیم تحت تأثیر هرتزبرگ[5] (مبتکر شیوه ترغیبی درمان) می باشد (شفیع آبادی و ناصری ،1386، ص 54).
این رویکرد به عنوان یک نظریه ی شناختی به فرآیندهای درونی ارگانیزم اشاره دارد. الیس نظریه[6] (S-R) را نمی پذیرد و در مورد انسان بر اساس نظریه ی یادگیری [7](S-O-R) فکر می کند در این الگو نحوه ای که فرد رویداد محرک را پردازش می کند  در تعیین نوع پاسخ هایی که داده می شود بسیار مهم است به طوری که محرک ها نیستند که اهمیت دارند بلکه برداشت های فردی و تعبیرهای او از رویدادها مهم است یعنی مستقیما B به C منجر می شود.
الیس منشأ اضطراب و رفتار ناسازگار را چنین بیان می کند : افرادی که خشم و مشاجره با دیگران را ناپسند می دانند از ترس اینکه مبادا مورد تأیید دیگران قرار نگیرند غالبا خشم و احساسات منفی خود را بروز نمی دهند. در نتیجه اضطراب ایشان به حمله وحشت و احساس درماندگی و افسردگی مبدل می شود  اینان خود را درمانده ی احساس می کنند چون عقیده دارند حالشان هرگز خوب نمی شود و مشکلاتشان حل نشدنی است. بنابراین اختلالات عاطفی و ناسازگاری آن ها ریشه در تحریف های شناختی و استنتاج های نادرست دارد که با تغییر افکار می توان احساسات را تغییر داد و بر ترس و نگرانی، عصبیت و هراس های روانی غلبه کرد (صدیقی 1385، ص 33).
[1].Rational-Emotive-Therapy
[2].Epictetus
.[3]Cicero
[4].  Zeno
[5].    Herzberg
[6].    Stimulus-response
[7]. Stimulus-object-response
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
بررسی روابط باورهای غیرمنطقی بر رضایت زناشویی دانشجویان متاهل دانشگاه پیام نور واحد ملایر در سال تحصیلی

طبقه‌بندی‌ اجزاء سرمايه فكري/پایان نامه سرمايه هاي فکری

انواع طبقه‌بندی‌ها اجزاء سرمايه فكري
در زمینه طبقه‌بندی اجزاء سرمايه فكري تاکنون مدلهای زیادی ارائه شده است. در ادامه این طبقه‌بندیها را با نام محققان آنها ذکر می‌کنیم و به شرح اجزای این طبقه‌بندیها می‌پردازیم ولی باید توجه کرد که همانند تعریف سرمايه‌فكري، هنوز یک طبقه‌بندی جهانشمولی دربارة اجزای سرمايه‌فكري وجود ندارد.

  • طبقه‌بندی Bontis در سال  1998 و2000
  • طبقه‌بندی Stewart در سال 1997
  • طبقه‌بندی Göran Roos در سال 1997
  • طبقه‌بندی Amie Brooking
  • طبقه‌بندی Sveiby در سال 1997
  • طبقه‌بندی Eustace و همکارانش
  • طبقه‌بندی Edvinsson و Malone
  • طبقه‌بندی Chen و همکارانش
  • طبقه‌بندی Hannas و Lowendahl
  • طبقه‌بندی Petty و Guthire
  • طبقه‌بندی سازمان برای همکاری و توسعه اقتصادی
  • طبقه‌بندی Lim و Dallimore در سال 2004
  • طبقه‌بندی Norton و Kaplan در سال 1992
  • سایر طبقه‌بندیها دیگر ارائه شده
  • بونتيس[1] (1998)، ابتدا به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری اشاره کرد و در سال 2000 طبقه‌بندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی[2] و دارایی یا مالکیت معنوی تغییر داد. منظور از سرمایه انسانی سطح دانش فردی است که کارکنان یک سازمان دارای آن می‌باشند که این دانش معمولاً بصورت ضمنی می‌باشد. منظور از سرمایه ساختاری کلیه داراییها غیرانسانی یا قابلیتهای سازمانی[3] است که برای برآورده شدن (کردن) نیازهای (الزامات) بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد و منظور از سرمایه ارتباطی کلیه دانش قرار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه‌کنندگان، مجامع علمی و غیره است که به عقیده ایشان مهمترین جزء یک سرمایه ارتباطی، سرمایه مشتری است بخاطر اینکه موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن است و منظور از مالکیت معنوي، آن قسمت از داراییهاي نامشهود است که براساس قانون، مورد حمایت و شناسایی قرار گرفته است مانند کپی‌رایت، حق اختراع و حق امتیاز (Bontis, 1998 and Bontis et al., 2000).

به عقیده بونتيس در بین این سرمایه‌ها فکری، سرمایه انسانی مهم است بخاطر اینکه منبع نوآوری و بازسازی (نوسازی) استراتژیک[4] است که از یک جلسه طوفانی فکری یا یک رویاپردازی در اداره و یا کنار گذاشتن فایلهای قدیمی توسط کارکنان و یا از طریق بهبود مهارتهای شخصی وغیره حاصل می‌شود.
همچنین بونتيس به وجود یکسری روابط متقابل میان اجزای سرمایه‌های فکری معتقد است که به این صورت که حتی اگر یک سازمان دارای سرمایه انسانی مناسبی باشد ولی دارای یک سرمایه ساختاری مناسبی نباشد نمی‌تواند از دانش قرار گرفته شده در افراد خود استفاده کند و به تبع هم نمی‌تواند به سرمایه مشتری خود، پاسخ مناسبی دهد (Bontis et al., 2000).
2- استوارت[5] (1997) طبقه‌بندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه‌ ساختاری، سرمایه مشتری ارائه کرد در این طبقه‌بندی، سرمایه انسانی در واقع کارکنان یک سازمان است که مهمترین دارایی یک سازمان است و منظور از سرمایه ساختاری دانش قرار گرفته شده در  فناوري اطلاعات و همه حق امتیازها و طرح و مارکهای تجاری است و منظور از سرمایه مشتری، اطلاعات مربوط به بازار است که برای جذب و حفظ مشتریان، بکار گرفته می‌شود. این طبقه‌بندی تا حدودی به طبقه‌بندی اولیه بوتيس مشابه است(Stewart, 1997) .
3- آقای روس و همکارانش(1997) نیز سرمايه فكري را به سه سرمایه انسانی شامل شایستگی، طرز فکر و چابکی یا زیرکی فکری[6] و سرمایه ساختاری شامل همه ساختارها و فرآیندها و مالکیت معنوی سازمانی و داراییها فرهنگی و سرمایه ارتباطی شامل روابط با ذینفعان داخلی و خارجی یک شرکت تقسیم می‌کند ولی بعداً روس یک جزء سرمایه دیگری را بنام سرمایه بهبود و بازسازي[7] را به طبقه‌بندی خود افزودند که این سرمایه آخر شامل حق اختراع‌‌ها جدید و تلاشهای آموزشی است (Bontis et al., 2000).
4- بروكينگ[8] در طبقه‌بندی خود به داراییها انسان محور[9] و داراییها زیرساختاری و مالکیت معنوی و داراییها بازار اشاره کرده است منظور از داراییها انسان محور، مهارتها، تواناییها و تخصص و تواناییها حل مشکل و سبکهای رهبری است و منظور از داراییها زیرساختاری، همه تکنولوژیها و فرآیندها و متدولوژیهایی است که یک سازمان را قادر به فعالیت می‌سازد و منظور از مالکیت معنوی حق امتیاز وعلایم یا مارکهای تجاری و دانش فنی است و منظور از داراییها بازار، برندها، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانالهای توزیع است (Bontis et al., 2000).
[1] – Bontis
[2] – Relational Capital
[3] – Organizational Capatilities
[4] – Strategic Renewal
[5] Stewart
[6] – Intellectual Agility
[7] – Renewal and Development Capital
[8]– Brooking
[9] -Human-centred Assets
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
بررسي روابط متقابل ميان اجزاي سرمايه هاي فکری(سرمايه انساني، سرمايه ساختاري،سرمايه مشتري) واثرات اين سرمايه ها فکری بر عملكرد سازماني شعب بانک ملت استان تهران

پایان نامه درباره ازدواج سفید/:ارکان تعهد

ارکان تعهد

ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺑﻌﻀﻲ از ﻣﻮﻟﻔﺎن ﺣﻘﻮق، ﺑﻴﺶ از ﻳﺎزده ﻋﻨﺼﺮ ﺑﺮاي ﺗﻌﻬﺪ ﺷﻤﺎرش ﻛﺮده اﻧﺪ ﻛﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از: راﺑﻄﻪ ﺣﻘﻮﻗﻲ، دﻳﻦ، ﻃﻠﺐ، ﺣﻖ ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ، ﺿﻤﺎﻧﺖ اﺟﺮاء، ﻣﺘﻌﻠﻖ ﻣﻮﺿﻮع ﺗﻌﻬﺪ، ﻣﻌﻴﻦ ﺑﻮدن ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺗﻌﻬﺪ، ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﺘﻌﻬﺪ، ﺗﻐﺎﻳﺮ ﻣﺘﻌﻬﺪ و ﻣﺘﻌﻬﺪ ﻟﻪ، ﻣﻮﺿﻮع ﺗﻌﻬﺪ، ﻋﺪم ﻣﺘﻌﻠﻖ اﻣﺮ و ﻧﻬﻲ ﻗﺎﻧﻮن ﺑﻪ ﻣﻮﺿﻮع ﺗﻌﻬﺪ، وﻟﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ رﺳﺪ، آﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺬﻛﻮر در ﺣﻘﻴﻘﺖ ارﻛﺎن ﺗﻌﻬﺪ را ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ دﻫﺪ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ اﺳﺖ: طﺮﻓﻴﻦ  ﺗﻌﻬﺪ، ﻣﻮﺿﻮع ﺗﻌﻬﺪ و راﺑﻄﺔ ﺣﻘﻮﻗﻲ (درودیان:1381، 52).

1-2-3-1-طرفین تعهد

رﻛﻦ اول ﻫﺮ ﺗﻌﻬﺪ وﺟﻮد ﻃﺮﻓﻴﻦ ﺗﻌﻬﺪ اﺳﺖ، زﻳﺮا ﺑﺮاي ﺗﺼﻮر ﺗﻌﻬﺪ و ﺣﻖ دﻳﻨﻲ، وﺟﻮد دو  ﺷﺨﺺ ﺿﺮورت دارد:1- ﺷﺨﺺ ﺻﺎﺣﺐ ﺣﻖ ﻳﺎ ﻃﻠﺒﻜﺎر ﻛﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺘﻌﻬﺪﻟه ﻫﻢ از او ﻳﺎد ﻣﻲﺷﻮد. 2- ﺷﺨﺼﻲ ﻛﻪ دﻳﻦ ﻳﺎ ﺗﻌﻬﺪ ﺑﺮ ذﻣﺔ اوﺳﺖ و ﻣﺪﻳﻮن، ﻣﺘﻌﻬﺪ ﻳﺎ ﺑﺪﻫﻜﺎر ﻧام دارد. ﺑﺮاي  ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﺟﻨﺒﻪ و ﻣﺸﺨﺼﺔ ﺗﻌﻬﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﺎﻫﻲ از ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺷﺨﺼﻲ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻼف ﺣﻖ ﻋﻴﻨﻲ ﻛﻪ ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎً ﺑﺮ ﺷﻲ و ﻣﺎل اﻋﻤﺎل ﻣﻲ ﮔﺮدد ﺑﺮﻋﻬﺪه ﻓﺮدي ﻣﻌﻴﻦ ﻛﻪ ﻫﻤﺎن  ﻣﺘﻌﻬﺪ اﺳﺖ ﺑﺎر ﻣﻲﺷﻮد(درودیان:1381، 52).
ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻃﻠﺒﻜﺎر ﻛﻔﺎﻳﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، اﮔﺮ در ﻣﻮاردي از ﻗﺒﻴﻞ ﺑﻴﻤﺔ ﻋﻤﺮ ﻳﺎ ﺟﻌﺎﻟﻪ ﺧﻄﺎب ﺑﻪ ﻋﻤﻮم، ﻣﻌﻤﻮﻻً در زﻣﺎن اﻳﺠﺎد ﺗﻌﻬﺪ، ﻃﻠﺒﻜﺎر ﻣﻌﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ، وﻟﻲ ﺑﺎ اﻳﻦ وﺻﻒ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﻌﻴﻴﻦ آن در زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﻌﻬﺪ در ﺧﺎرج ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻲﺷﻮد ﺗﺮدﻳﺪي در ﺻﺤﺖ آن ﺑﺎﻗﻲ ﻧﻤﻲ ﻣﺎﻧﺪ. ﺑﻌﻀﻲ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ اﻣﻜﺎن اﻳﺠﺎد ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ ارادة واﺣﺪ و ﻳﻚ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻣﻨﻜﺮ ﻟﺰوم وﺟﻮد دو ﻃﺮف ﺑﺮاي ﺗﻌﻬﺪ و راﺑﻄﺔ دﻳﻨﻲ ﺷﺪه اﻧﺪ، و آن را ﻋﻨﺼﺮي ﺿﺮوري ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻧﻴﺎورده اﻧﺪ(ﺟﻌﻔﺮي ﻟﻨﮕﺮودي:1388، 14).
اﻣﺎ اﻳﻦ دﻟﻴﻞ ﻣﻮﺟﻪ ﻧﻴﺴﺖ، زﻳﺮا ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﻌﻬﺪ ﻳﺎ ﺣﻖ دﻳﻨﻲ در اﺛﺮ ارادة ﺷﺨﺺ اﻳﺠﺎد ﺷﻮد، وﻟﻲ اﻳﻦ ﻣﻮﺟﻮد ﻳﻚ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻧﻴﺰ ﺷﺨﺺ ﻣﺘﻌﻬﺪ ﻣﻮﺟﺪ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺷﺨﺺ دﻳﮕﺮي ﻛﻪ از آن ﺣﻖ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﺪه و ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺪﻳﻮن را ﺑﺮاي اﺟﺮاي آن ﺣﻖ ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻮد ﻣﻮاﺧﺬه ﻛﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻣﻲﺳﺎزد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ وﻗﺘﻲ در ﻣﻘﺎم ﺑﻴﺎن ارﻛﺎن ﺿﺮوري ﺗﻌﻬﺪ از راﺑﻄﺔ ﺑﻴﻦ دو ﻃﺮف ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻃﻠﺒﻜﺎر و ﻣﺪﻳﻮن ﺑﺤﺚ ﻣﻲﺷﻮد، وﺟﻮد ﺗﻌﻬﺪ ﭘﺲ از اﻳﺠﺎد، ﻣﻨﻈﻮر ﻧﻈﺮ اﺳﺖ ﻧﻪ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ اﻳﺠﺎد و ﻣﻨﺸﺄ آن. ﺑﺪﻳﻬﻲ ﺑﻮدن ﻟﺰوم وﺟﻮد داﻳﻦ و ﻣﺪﻳﻮن در ﺗﺤﻘﻖ ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ اﻧﺪازه‎اي اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮﮔﺎه دو وﺻﻒ ﻃﻠﺒﻜﺎر و ﺑﺪﻫﻜﺎر در ﺷﺨﺺ واﺣﺪي ﺟﻤﻊ ﺷﻮد، ﺗﻌﻬﺪ ﺳﺎﻗﻂ ﻣﻲ ﮔﺮدد(کاتوزیان:1393، ج1، 124).

1-2-3-2-موضوع تعهد

رﻛﻦ دوم ﺗﻌﻬﺪ، ﻣﻮﺿﻮع ﺗﻌﻬﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ از آن ﺑﻪ «ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﻪ» ﺗﻌﺒﻴﺮ ﻣﻲ ﺷﻮد و ﻣﺮاد اﻣﺮي اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺘﻌﻬﺪ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺘﻌﻬﺪﻟﻪ ﺑﺮ ﻋﻬﺪه ﻣﻲﮔﻴﺮد(صفایی:1393، 41).

1-2-3-3-رابطه حقوقی

ﺳﻮﻣﻴﻦ رﻛﻦ ﺗﻌﻬﺪ نکاح راﺑﻄﺔ ﺣﻘﻮﻗﻲ اﺳﺖ. ﺑﺮاي ﺗﺤﻘﻖ ﺗﻌﻬﺪ، ﺿﺮورت دارد ﻛﻪ ﻣﻴﺎن مرد و زن راﺑﻄﻪ اي ﺣﻘﻮﻗﻲ ﺑﺮﻗﺮار ﺷﻮد ﻛﻪ از ﻧﻈﺮ ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻣﻮﺿﻮع واﺟﺪ  اﻋﺘﺒﺎر و داراي ﺿﻤﺎﻧﺖ اﺟﺮا ﺑﺎﺷﺪ. راﺑﻄﻪاي ﻛﻪ زن ﺑﻪ اﺳﺘﻨﺎد آن ﺑﺘﻮاﻧﺪ از مرد اﺟﺮاي ﺗﻌﻬﺪ را ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﺧﻮد ﻣﻄﺎﻟﺒﻪ ﻛﻨﺪ و در ﺻﻮرت اﺳﺘﻨﻜﺎف از اﺟﺮا، ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻣﺎت ﺻﺎﻟﺤﻪ ﻋﻤﻮﻣﻲ اﻟﺰام  او را ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﺗﻌﻬﺪ ﺧﻮد ﻋﻤﻠﻲ ﺳﺎزد(درودﻳﺎن:1381، 15).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
بررسی ازدواج سفید از نظر فقه امامیه و حقوق کیفری ایران
 

پایان نامه درمورد بزهکاری؛ سطوح پیشگیری از بزهکاری

گونه ها و سطوح پیشگیری از بزهکاری

جرم شناسی از دسته بندی بزهکاری اهداف ویژه ای را دنبال می کند که یکی از آن هدف ها، پیشگیری از بزهکاری و تکرار جرم است.[1]
در مورد دسته بندی پیشگیری همواره نگرش های گوناگونی میان جرم شناسان وجود داشته است. برخی عقیده دارند، پیشگیری موقعیت مدار، پیشگیری زود هنگام، پیشگیری اجتماعی و پیشگیری از طریق نظام عدالت کیفری از گونه ای های نهاد هستند. گروهی دیگر بر این باورند که پیشگیری به سه گونه نخستین، دومین و سومین  وهمچنین پیشگیری واکنشی و کنشی تقسیم می گردد.
بند اول :سطوح سه گانه پیشگیری از بزه
پیچیدگی ماهیت بزهکاری پیشگیری را نیز مشکل می کند و رهیافت های چندگانه ای را که می طلبد که کلیه عوامل خطرزا را در نظر بگیرد  از این نقطه نظر سطوح پیشگیری به سه سطح تقسیم می شود:

الف: پیشگیری نخستین یا ابتدایی

پیشگیریئ نخستین یا ابتدایی عبارت از مجموعه وسایلی است که معطوف به تغییر شرایط جرم زای اطرافیان به طور کلی اعم از طبیعی و اجتماعی می باشند. به عبارت دقیق تر، پیشگیری ابتدایی راهکارهایی است که از طریق زمینه های اجتماعی و اقتصادی و دیگر زمینه های سیاست عمومی تلاش می کند. این حالت، به ویژه بر موقعیت جرم زا و علل ریشه ای ارتکاب جرم تأثیر می گذارد. هدف اصلی، ایجاد امیدوارکننده ترین شرایط برای زندگی است که شامل آموزش خانواده، ایجاد مسکن، استقلال و سرگرمی می باشد.
در پیشگیری اولیه به ریشه مسئله وعوامل خطرزای محیطی توجه می شود . این نوع پیشگیری سعی برآن دارد که امکان درگیر شدن با مسئله طوری پیش برود که هرگز محلی برای رشد مسئله وجود نداشته باشد . به همین علت استرا تژی های برنامه ضرورتا طوری ا نتخاب می شوند که بتوا نند عوامل مخا طره آمیز را کا هش دهند ، وضع قوا نین که بعضی از محدودیت ها را ایجاب می کنند ازآن جمله اند . برای مثال درجامعه ای که حمل اسلحه آزاد است ، این آزادی خود یک عامل خطر زای امکان درگیر شدن با مسئله بزه است . بنا براین منع حمل اسلحه یکی از استراتژی ها درآن جامعه خوا هد بود.[2]
اگر چه تناقضاتی دربعضی ازیافته های پژوهش درمورد کنترل بزه وجوددارد لیکن اکثر یا فته ها بیانگر آنند که برنامه های پیشگیری مستقیما تاثیر زیادی درکاهش رفتارهای بزهکارانه نداشته اند درمقابل به پژوهشهائی نیز بر می خوریم که نشان داده اند مداخله اولیه جامعه وخانواده متفقا در کنترل بزهکاری تاثیر دارند. عمده برنامه ریزیهای این مداخلات بر اساس یافته هائی است که نشان می دهند عوامل خانوادگی مانند : طلاق، مرگ والدین، کثرت اولاد، فقدان حمایتهای روانی و بی توجهی به نیازهای عاطفی فرزندان بی انضباطی درخانواده، وجود فرد بزهکار یا ناسازگار اجتماعی، خیانت زن یا شوهر، اختلافات خانوادگی، طرد ازخانواده، فقدان زمینه های تربیتی مناسب درخانواده، مسکن نامناسب از نظر فضای فیزیکی و فقر در تقویت و یا کنترل بزهکاری نقش دارند. عوامل اجتماعی مانند: بیسوادی، رشد بی رویه جمیعت، صنعتی شدن، اختلافات طبقاتی، قوانین تحمیلی، بی عدالتی اجتماعی، بیکاری، جنگ، محیط اجتماعی نامناسب (زندگی در جوار بزهکاران) فقدان امکانات تفریحی سالم و قابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشینی، زورمداری سیا سی، در کنترل و رشدبزه موثرند. به همین جهت استراتژی های مداخله ای خانواده گرا و جامعه گرا در پیشگیری نوع اول اهمیت پیدا می کنند. خلاصه اینکه درسطح اول پیشگیری عمده مسئولیت به عهده خانواده و جامعه است. بسیاری ازدیدگاه های روانشناختی، سن مناسب برای سطح پیشگیری نوع اول را قبل از۸سالگی می دانند.[3]
به عبارت دیگر این نوع پیشگیری دربرگیرنده تدابیر و اقداماتی است که به دنبال سالم سازی محیط طبیعی و اجتماعی و تغییر اوضاع و احوال و شرایط جرم زایند. به بیان دیگر، این پیشگیری درصدد آن است تا با بهبود شرایط زندگی افراد از بزهکاری جلوگیری کند. بالا بردن سطخ سواد و فقرزدایی نمونه هایی از این پیشگیری اند.
[1] – نجفی ابرندآبادی، علی حسین، پیشگیری از بزهکاری و پلیس محلی،ص 138.
[2] – شامبیاتی ، هوشنگ ، بزهکاری اطفال و نوجوانان ، ص261
 
[3] – بذرافشان، شهرزاد، بزهکاری کودکان ، ص ۴۸ .
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
بررسی نقش سیاستهای آموزشی- تربیتی در پیشگیری از بزهکاری

پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی/نظریه هویت کلبرگ

نظریه  کلبرگ[1]
کلبرگ به شکل گیری هویت به طور مستقیم اشاره نمی‌کند بلکه او هویت (یا به تعبیر خودش “من”) را به عنوان نهادی درنظر می‌گیرد که تنها از طریق حوزه های متفاوت عملکرد “من” قابل تبیین است. این حوزه‌ها (از قبیل شناخت و استدلال اخلاقی) در کنار یکدیگر رشد می‌کنند و اغلب با هم ارتباط مشروط دارند . بنابراین ،  یک مرحله مشخص از رشد شناختی شرط لازم اما نه کافی برای استدلال اخلاقی سطوح بالا است (کروگر 1996).
کلبرگ با طرح مراحل رشد اخلاقی در سه سطح کلی به بررسی یکی از جنبه‌های شکل‌گیری هویت نوجوان پرداخته است. وی معتقد است که درک اخلاقی توسط همان عواملی ایجاد می‌شود که پیاژه تصور می‌کرد برای رشد شناختی با اهمیت هستند:
1- درگیرشدن فعال با مسائل اخلاقی   2- پیشرفت در درک دیگران (برک، 2001).
به نظر کلبرگ فرد در دوره نوجوانی از استدلال اخلاقی ناشی از حفظ خود به سمت استدلال اخلاقی مبنی بر نیاز به تایید اجتماعی حرکت می‌کند. در سال‌های آخر نوجوانی استدلال اخلاقی مبتنی بر حفظ نظم اجتماعی افزایش می‌یاید. ترتیب مراحل رشد اخلاقی کلبرگ بیانگر یک سازماندهی درونی و تحولی در مورد “خود” و “دیگری” با منطق تصمیم‌گیری راجع به موضوعات اخلاقی است. در حالی‌که جهت‌گیری تشریک مساعی بین فردی و میل به تأیید اجتماعی و بناهای لازم برای ساختن خود مستقل و متمایز در دوره نوجوانی هستند. تصمیمات اخلاقی مبتنی بر قراردادهای اجتماعی و انسانی نیز می‌تواند در این دوره مطرح شود (کروگر، 1996).
برک در تحلیل نظریه کلبرگ ، معتقد است تعامل بین همسالان که منجر به حل تعارض نوجوان می‌شود ، رشد اخلاقی را تحریک می‌کند. هنگامی که نوجوانان با یکدیگر مذاکره و سازش می‌کنند درمی‌یابند که زندگی اجتماعی می‌تواند به جای روابط آمرانه و تحکم‌آمیز، برپایه همکاری بین دو فرد همسنگ و همتراز بنا شود. همچنین در فرهنگ‌هایی که افراد جوان در سنین اولیه در نهادهای جامعه خود مشارکت می‌کنند از لحاظ رشد اخلاقی پیشرفته‌ترند (برک ،2001).
 
نظریه اریکسون
اريك اريكسون در سال 1968 نظريه رشد من را براي تشريح تعامل بين عوامل روان شناختي، تاريخي و رشدي در شكل گيري شخصيت مطرح كرد. شايد هيچ نظريه پرداز ديگري بيش از او بردرك ما از رشد شخصيت در نوجواني اثر نگذاشته باشد . اريكسون به عنوان يك نظريه پرداز تحولي، درون فكني دوره نوجواني وهمسان سازي كارايي خود را از دست مي دهد شكل گيري هويت نقش خود را در تحول خود دوره نوجواني آغاز مي كند. درخلال دوره نوجواني است كه اريكسون براي فرد فرصت حل تعارضات خود را،از تركيب همسان سازي هاي قبلي در سطح بالاتر جهت رسيدن به يك محل جديد، فراهم مي بيند اين تاليف بر اساس كيفيتي متفاوت از آنچه كه در دوره هاي قبل وجود داشت استوار است .
هويت نهايي در اواخر نوجواني به عنوان تنظيم كننده و انتخاب كننده نهايي هر يك از    همسان سازي هاي دوره قبلي عمل مي كنند به گونه اي كه در برگيرنده همسان سازي هاي مهم دوره كودكي و تغيير دهنده آنها در قالب يك كل منسجم، منطقي و منحصر به فرد است ( كروگر، 1996).
تحولات رشدي از نظر اريكسون درطول يك پيوستار مطابق اصل تكوين رخ مي دهند و دارای هشت مرحله است .اين هشت مرحله صرفاً هشت نقطه از اين پيوستار را نشان مي دهد . مرحله پنجم مراحل اریکسون هویت مندی در برابر آشفتگی هویت است که در سنین بین 13 تا 20 سالگی روی می دهد (رفيعي ،1381) .
هويت  ايگو آن چنان كه به وسيله اريكسون مفهوم بندي شده يك سازه روان  شناسي است كه تنها از طريق كنش متقابل نياز بيولوژيكي ، سازمان ايگو و بافت اجتماعي مي تواند درك شود. در طول نوجواني، مشخصه هاي نوجواني كه با راه حل ها و تصميمات كم و بيش موفق در تعارض رشدي كه در مرحله هاي اوليه شكل گرفته اند حالا مي بايستي  داخل يك ساخت جديد متفاوت از درون فكني هاي اوليه و همانندسازي كودكي،تكامل يابند (گارت[2] ،1960).
[1]– Kolberg,
[2]– Garrett, B.
لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:
بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین